هر یک از شرکت ها شرایط خاصی برای استخدام پرسنل خود دارند، اما اصولی کلی هم وجود دارد که برای همه موارد استخدام یکسان است. در این مقاله قصد داریم به ۲۸ نکته ای که می تواند در استخدام شما تاثیرگذار باشد اشاره کنیم. البته بعضی موارد ممکن است خیلی ایده آل به نظر برسد یا حتی از کنترل شخص شما خارج باشد اما دانستن آن ها در برگیرنده ی نکات ظریفی است.
به طور معمول مدیران بخش استخدام از رزومه ی کاری شما برای تعیین اینکه آیا برای این کار واجد شرایط هستید یا نه، استفاده می کنند و طبق مصاحبه ای که با شما انجام داده اند، صلاحیت شما را برای شغل مورد نظر ارزیابی می کنند. البته اکثر مردم این فرآیند را بسیار جدی می گیرند. آنها به موقع به مصاحبه ی کاری می رسند، بی عیب و نقص لباس می پوشند و هوشمندانه به هر سوال پاسخ می دهند. با این وجود جزئیات کوچکی وجود دارد که آشکارا یا ناخودآگاه بر روی تصویر ذهنی مصاحبه گر از شما تاثیر می گذارد.
۱. زمان مصاحبه ی کاری شما
به گزارش سایت Glassdoor ظاهرا، ۱۰:۳۰ صبح روز سه شنبه بهترین زمان برای برنامه ی مصاحبه است. در روز سه شنبه مردم نشان دادهxad اند که کارآمدتر هستند و زمانی که شما را ملاقات میxad کنند، احساس عجله ندارند. همچنین به قدر کافی مصاحبه کنند گان شما در طول روز زمان دارند تا ایمیل xadهایشان را چک کنند، یک فنجان قهوه بنوشند و برای ورود شما آماده شوند.
شما نیز نمی خواهید کسی باشید که در پایان روز کاری ملاقات داشته باشید، زیرا این شانس وجود دارد که توجه مصاحبه کننده صرفا به شما معطوف نباشد. آنها ممکن است مواردی مثل برنامه ی شام، تکلیف شب فرزندان و غیره را اولویت قرار دهند. همچنین از مصاحبه ی کاری قبل یا بعد از زمان نهار بپرهیزید. زیرا ساعت ناهار می xadتواند باعث کوتاه شدن زمان مصاحبه ی شما شود یا شما را مجبور کند تا برای مدت طولانی منتظر بمانید. بدیهی است که در موارد زیادی ممکن است زمان مصاحبه توسط شما تعیین نشود. پس در مواقعی که نظر شخصی شما برای تعیین زمان مصاحبه پرسیده می شود این نکته را مد نظر قرار دهید.
۲. آب و هوا در روز مصاحبه ی کاری شما
"دونالد ردلمییر" و "سیمون باکستر" محققان دانشگاه تورنتو دریافتهxad اند که متقاضیان دانشکده ی پزشکی اگر در یک روز بارانی مصاحبه شوند به مراتب نسبت به مصاحبه شوندگان در روز آفتابی بدتر هستند!
آنها می گویند: "به طور کلی، مصاحبه شوندگان در روزهای بارانی ۱٪ کمتر از مصاحبه شوندگان در روزهای آفتابی نتیجه می گیرند. این الگو برای مصاحبه شوندگان ارشد و سال آخر دانشکده هم برقرار بود.
۳. چقدر به موقع میxad رسید
ممکن است فکر کنید که چقدر خوب بنظر می xadرسد اگر شما زودتر به مصاحبه برسید. اما اگر بیش از حد زود برسید، به شانس خودتان لطمه می xadزنید.
البته چند دقیقه زودتر رسیدن یک ایده ی خوب است و قطعا بهتر از دیر رسیدن است. اما خودتان را نیم ساعت قبل از مصاحبه نشان ندهید. " لین تیلور" ، کارشناس محیط کار و نویسنده ی کتاب "چگونه رفتار کودکانه ی رئیس را مدیریت و کار خود را رشد دهید" میxad گوید زود رسیدن می تواند این برداشت ذهنی را ایجاد کند که شما بیش از حد مشتاق هستید یا روی فرد مصاحبه کننده فشار وارد کند. اگر وقت اضافه دارید، در ماشین تان افکارتان را متمرکز کنید یا برای بالا بردن انرژی خود یک پیاده روی کوتاه، داشته باشید.
۴. آیا با رقیب خود در یک روز مصاحبه می دهید
بله، ممکن است مشکل باشد که بفهمید چه زمانی رقیب شما مصاحبه دارد، اما اگر بطور اتفاقی فهمیدید، برنامه مصاحبه تان را در روز متفاوت دیگری قرار دهید.
با توجه به مطالعه در مجله علوم روانشناسی مردم مخالف قضاوت کردن تعداد بسیاری از متقاضیان در سطح بالا یا پایین در یک روز هستند، چرا که احتمال ایجاد تبعیض بین افراد بیشتر می شود. با این حال، این مقایسه فقط برای یک روز طول می کشد، به این معنی که تنها مصاحبه شوندگانی که روز شما مصاحبه دارند با شما مقایسه می شوند و ربطی به مصاحبه شوندگان روزهای دیگر ندارد.
۵. آیا احساس قوی بودن می کنید
این موضوع ارتباطی با لایق و مطمئن بودن ندارد، بلکه بستگی به احساس درونی شما دارد. آیا دوست دارید توانایی تحت تاثیر قرار دادن دیگران را داشته باشید؟ اگر چنین احساسی ندارید، پیشنهاد "امی کادی" استاد دانشگاه هاروارد این است که قبل از مصاحبه سعی کنید خودتان را دو دقیقه در حالت سینه ستبر و مقتدرانه قرار دهید.
این عمل توانایی های فکری، آستانه ی درد، تحمل خطر و سطح تستوسترون را افزایش می دهد و به شما احساس قوی تر بودن می دهد تا بیشتر مدعی باشید، انتقاد را موقرانه قبول کنید، سخنرانی فریبنده تر و پرشور ارائه دهید و به طور کلی، کیفیت عملکرد شما را بالا می برد. شما می توانید این حالات را در آسانسور یا حتی در حمام تمرین کنید. فقط مطمئن شوید که تنها هستید تا روی تمرینات خود متمرکز باشید.
۶. هنگامی که در لابی منتظر هستید چه کاری انجام می دهید
مطمئنا کارهایی مثل نوشیدن قهوه، خوردن غذا یا صحبت کردن با تلفن همراه، تاثیر ذهنی جالبی از شما در ذهن مصاحبه گر نخواهد گذاشت. در هنگام انتظار نمی دانید تا چه مدت معطل هستید پس هر لحظه خود را برای مصاحبه آماده کنید.
پیشنهاد می شود که دستپاچه نشوید و دستان خود را بی مورد حرکت ندهید که باعث ریخت و پاش وسایل روی میز شود. به خاطر داشته باشید که شما می خواهید منظم و دقیق به نظر برسید. "همچنین، اگر شما منتظر هستید، می xadتوانید با منشی گفتگو کنید (اگر او برای صحبت در دسترس است)، یادداشت xadهای خود را از نوت بوک تان مرور کنید و در طول انجام تمامی این موارد لبخندی دلپذیر در چهره داشته باشید.
۷. چگونه با منشی یا راننده رفتار می کنید
کارفرمایان می خواهند بدانند که تعامل شما با دیگران چگونه است، بنابراین یک تاکتیک معمول این است که بعدا از منشی یا راننده در مورد شما سوال میxad کنند.
"تونی هسیه" مدیر عامل شرکت زاپوس در مصاحبه با وال استریت ژورنال گفت که او از راننده ی شاتل، کسی که متقاضیان را سوار می xadکند، خواهد پرسید که آیا آنها بی ادب، گستاخ یا خشن بودند؟ هسیه می گوید: "بسیاری از متقاضیان کار ما در خارج از شهر زندگی می کنند و ما آنها را از فرودگاه در شاتل زاپوس سوار می کنیم، آن ها را به یک تور می بریم و سپس باقی روز را صرف مصاحبه میxad کنند. در پایان روز مصاحبه، مسئول استخدام پیش راننده ی شاتل برمی xadگردد و از او سوالاتی درباره ی رفتار متقاضی می پرسد. مهم نیست که چقدر روز مصاحبه به خوبی پیش رفته است، اگر راننده ی شاتل رفتار خوبی ندیده باشد ، ما آن شخص را استخدام نمی کنیم."
۸. دست دادن
در هر حرفه یا موقعیت کاری، دست دادن ضعیف، عدم اعتماد به نفس شما را به ذهن طرف مقابل منتقل می xadکند و این حرکت یک بخش کلیدی محسوب می شود. مطمئن شوید که شما اعتماد به نفس خود را با محکم دست دادن و یک لبخند بر روی صورت انتقال می xadدهید و از انجام ابتکار عمل در رسیدن به هدف نترسید.
۹. پیشنهاد قهوه یا چای را نپذیرید
اگر در حین مصاحبه به شما چیزی برای نوشیدن به غیر از آب پیشنهاد کردند، به خصوص قهوه آن را قبول نکنید.
جان مولیدر و باربارا پاروس در کتاب خود به نام " مصاحبه کننده ی دیوانه نوشته است: چگونه کمی دیوانه بازی می تواند به شما کار بدهد." می گویند: مصاحبه کننده نمی خواهد ۱۰ دقیقه را فقط صرف درست کردن یک فنجان قهوه یا چای برای شما کند. این مسئله در یک روز پر مشغله ی کاری بیشتر خودش را نشان می دهد.
۱۰. کمی خودشیفته باشید
تحقیقات نشان می دهد که افراد خودشیفته امتیاز بیشتری از دیگران در مصاحبه های کاری خود میxad گیرند و آن بخاطر این است که آنها با تبلیغ خود راحت هستند. از آنجا که به طور معمول خودشیفتهxad ها فکر می کنند که فوق العاده هستند، مصاحبه کننده هم ممکن است همین طور فکر کند. پس با این حساب، خودشیفتگی همیشه هم بد نیست و بعضی مواقع جواب می دهد.
۱۱. رنگ لباس
با توجه به گفته های ۲۰۹۹ نفر از مدیران استخدام، متخصصان منابع انسانی و کسانی که در یک بررسی سازنده شغل شرکت کردند، آبی و سیاه بهترین رنگ برای پوشیدن در یک مصاحبه ی شغلی هستند و نارنجی بدترین رنگ ممکن است.
رنگ های محافظه کار، مانند سیاه، آبی، خاکستری و قهوه ای، امن ترین حالت هنگام ملاقات کردن شخصی برای اولین بار در یک محیط کاری حرفه ای هستند، در حالی که رنگ هایی مانند نارنجی که خلاقیت بیشتری را اعلام می کنند، ممکن است برای مصاحبه مناسب نباشند. قرمز قوی ترین رنگ است، اما قبل از پوشیدن این رنگ باید بدانید که برای چه کاری مصاحبه می کنید و مطمئن شوید که فرهنگ حاکم بر محیط کاری آن شرکت، چنین رنگی را قبول می کند.
۱۲. آیا شما به ساعت یا تلفن همراه خود نگاه میxad کنید
نگاه پنهانی به ساعت یا گوشی همراه در بی خطرترین حالت نشان می دهد که شما نسبت به انجام یک گفتگو تعهد کافی را ندارید.
حتی روشن بودن تلفن همراه ممکن است بی احترامی به نظر برسد. بنابراین سعی کنید تا آنجا که ممکن است هیچ پیامکی نفرستید و هیچ تماسی برقرار نکنید. بهترین کار این است که گوشی همراه خود را به کل خاموش کنید.
۱۳. برای نشستن منتظر تعارف مصاحبه کننده باشید
احترام گذاشتن خود را به مصاحبه کننده، با منتظر شدن برای پیشنهاد آنها به شما برای نشستن یا منتظر شدن برای اینکه آن ها ابتدا بنشینند، نشان دهید.
مولیدور و پاروس می xadگویند: بعد از اینکه نشستید، به صورت کشیده با شانهxad های مربع بنشینید و سعی کنید از تمامی فضای صندلی تا آنجا که ممکن است استفاده کنید. مانند یک بنفشه ی خمیده با سر تعظیم کرده، بدون تماس چشمی و شانه های خمیده نباشید.
۱۴. پاسخ هایتان را بر اساس سن مصاحبه کننده پاسخ بدهید
مولیدور و پاروس پیشنهاد می دهند: نسل های مختلف با ارزشxad های متفاوتی تحت تاثیر قرار میxad گیرند. با آگاه بودن از سن مصاحبه کننده ی خود، می توانید بهترین پاسخ را ارائه دهید. از این رو با کمی تمرین، پاسخ خود را با استفاده از زبان ارزش های آنها بیان کنید.
۱۵. با مصاحبه کنندگان خود تماس چشمی برقرار کنید
مولیدور و پاروس می گویند توجه همه را در مصاحبه با ایجاد ارتباط چشمی با افراد مختلف در زمان های خاص در طول پاسخ دهی خود، جلب کنید. در نشست مصاحبه، همیشه پاسخ خود را با ایجاد تماس چشمی با فردی که از شما سوال پرسیده است، آغاز کنید. سپس تماس چشمی تصادفی و ملایم با هر یک از مصاحبه کنندگان دیگر ایجاد کنید. همان طور که به پایان پاسخ خود می رسید تماس چشمی خود را به کسی که از شما سوال. پرسیده بود، برگردانید.
۱۶. وضعیت و حالت بدن شما
تیلور می گوید: هنگامی که در مصاحبه ی کاری هستید، به طور پیش فرض باید مرتب و درست بنشینید و لبخند دلپذیری روی چهره تان نمایان باشد. از خمیده بودن بر روی صندلی خود اجتناب کنید و به یاد داشته باشید که برای نشان دادن میل و علاقه به مصاحبه، به سمت جلو خم شوید. حتی اگر احساس می کنید بحث به سمت ناخوشایندی می رود، وقار و اقتدار خود را حفظ کنید. این نوع عملکرد گاهی اوقات کمک می کند که نتیجه ی نهایی به نفع شما تمام شود.
۱۷. حالت دستان خود را کنترل کنید
مولیدور و پاروس در کتاب خود نوشته اند:
نشان دادن کف دست، صداقت و خلوص نیت شما را نمایان می سازد.
نگه داشتن کف دست به سوی پایین نشان از تسلط شما دارد. با پایین آوردن کف دستتان، دستهایتان را تکان ندهید.
فشردن نوک انگشتان دستتان به یکدیگر به فرم برج کلیسا، نشان دهنده اعتماد به نفس شماست.
پنهان کردن دستهایتان همان طور که در جیب تان می گذارید، نشانه ی آن است که شما چیزی برای مخفی کردن دارید.
ضربه زدن با انگشت نشانه ای از بی صبری شما است.
دست به سینه نشستن یک حالت دفاعی است و نشان دهنده ی یاس و نامیدی یا عدم موافقت است.
استفاده بیش از حد از حرکات دست نشانه ای از حواس پرتی و گیجی است.
۱۸. سوالاتی که شما می پرسید
شاید شما قادر به پاسخ دادن به هر سوالی باشید، اما می توانید سوالات هوشمندانه ای بپرسید.
در زیر سه نمونه از سوالات از کتاب "ویکی الیور"با عنوان " ۳۰۱ پاسخ هوشمند به سوالات دشوار مصاحبه" آورده شده است:
برخی از مشکلات شرکت شما که با آن روبرو هستید چیست؟
شرکت چگونه این مشکلات را حل می کند؟
چه تیپ کارکنانی در اینجا موفق تر هستند؟
۱۹. جایی که در آن بزرگ شده اید
اگر شما دوران کودکی خود را در شهری به سر برده اید که مصاحبه کننده ی شما نیز در همان جا بزرگ شده است، ممکن است شانس بیشتری برای ورود به این کار داشته باشید. البته اگر عمیق تر نگاه کنیم خواهیم دید که این شرایط ناعادلانه و در عین حال خارج از کنترل است اما ممکن است مصاحبه کننده آگاهانه به شهر خاصی گرایش داشته باشد. این فرضیه جاذبه ی تشابه نامیده می شود: مردم به سادگی نسبت به کسانی که به آنها شباهت دارند جذب می شوند.
۲۰. چقدر شایسته و لایق بنظر می رسید
قبل از اینکه چشمان شما را با این ایده روشن کنیم، این نکته را مد نظر داشته باشید: در بعضی از موارد طمع فوق شایسته بودن باعث صدمه زدن به موفقیت تان در مصاحبه ی کاری می شود.
دلیلش این است که مصاحبه کننده ی شما ممکن است نگران باشد که شما وضعیت او را در سازمان تهدید می کنید و اهمیت این مسئله در سازمانی با فرهنگ رقابتی بالا کاملا پررنگ تر می شود.
۲۱. لحن صدای شما
با توجه به گزارش NPR ، در آینده ای نزدیک، برخی از شرکت ها ممکن است تجزیه و تحلیل صدای متقاضیان را برای تعیین این که آیا آنها مناسب هستند، آغاز کنند.
اساسا، یک الگوریتم تعیین می کند که آیا صدای شما جذاب، آرام بخش، یا قابل اعتماد است که این مورد به ویژه در صنایعی مانند مهمان داری و خرده فروشی مهم تر خواهد بود.
۲۲. آیا شما لبخند می زنید
این حس متداولی است که برق لبخند باعث می شود شما دوستانه تر و نزدیک تر به نظر برسید. اما تحقیقات نشان می دهد که برای مشاغل خاص، لبخند بیش از حد می تواند امکان موفقیت شما در مصاحبه ی شغلی را تضعیف کند.
در یک مطالعه، محققان از دانشجویان درخواست کردند که برای مصاحبه های شغلی نقش بازی کنند. آنها دریافتند که دانشجویانی که برای موقعیت شغلی خبرنگار روزنامه، مدیر و دستیار تحقیق متقاضی بودند در صورت لبخند زدن مداوم، شانس کم تری برای گرفتن شغل داشتند.
۲۳. لهجه ی شما
تحقیقات نشان می دهد که برخی از کارفرمایان ممکن است در برابر متقاضیان برای سمت های اجرایی، زمانی که لهجه دارند تبعیض قائل شوند. به طور خاص، کارفرمایان شاید بر این باور باشند که این متقاضیان مهارت سیاسی کمتری دارند.
این نمونه ی دیگری از تبعیض های کاملا ناعادلانه است و محققان در پس این مطالعه می گویند شرکت ها باید آموزش آگاهی لهجه را به برنامه های آموزشی موجود برای استخدام کارکنان اضافه کنند.
۲۴. وزن شما
تجربه های اخیر ثابت کرده است که تمایل کمتری برای استخدام کارجویان دارای اضافه وزن وجود دارد. در این مطالعه، رزومه ی کاری دیجیتال مردان و زنان که شامل عکس از افراد غیر چاق و عکس های دیجیتالی تغییر یافته ی همان افراد به عنوان فرد چاق بود، ارزیابی شد. همان طور که معلوم است، متقاضیان چاق به طور قابل توجهی امتیاز شایستگی کمتری نسبت به متقاضیان غیر چاق می گیرند.
۲۵. خال کوبی یا سوراخ گوش و بینی
سایت salary به این نتیجه پی برده است که به شانس استخدام ۷۶٪ افرادی که خالکوبی و سوراخ گوش یا بینی دارند، لطمه وارد شده است. البته این مسئله به فضای کاری شما هم بستگی دارد. به عنوان مثال بررسی ها نشان می دهد که فقط ۸٪ کارکنان دولت آمریکا خالکوبی دارند، در مقایسه، ۲۰٪ از کسانی که در صنایع مهمان داری، توریست و گردشگری مشغول به کارند، اثر خالکوبی دارند.
۲۶. زبان بدن شما
متخصصان می گویند هنگامی که مردم شبیه به یکدیگر باشند، حالت بدن و حرکاتی مشابه هم دارند. اگر آینه ی زبان بدن مصاحبه کننده ی خود نیستید، ممکن است به نظر برسد که شما به آنچه می گویند علاقه مند نیستید یا حتی دروغ می گویید. بدیهی است، لازم نیست برای تشابه حالات و حرکت بدن افراط کنید اما می توانید تقلید ماهرانه ای از حرکات مصاحبه گر خود داشته باشید.
۲۷. بدن شما چقدر عرق می کند
دست دادن با کف دستان سرد و چسبناک با مدیر استخدام یکی از بزرگترین ترس های بسیاری از متقاضیان است و یک دلیل خوب عرق کردن نشان می دهد که شما عصبی هستید و می تواند تصور اعتماد به نفس شما، در تلاش برای پروژه را تضعیف کند.
یکی از همکاران روابط عمومی به اخبار US می گوید، توصیه ی او این است: در حالی که منتظر هستید تا شما را برای مصاحبه صدا کنند، یک لیوان آب سرد درخواست کنید. به این ترتیب، شما درجه حرارت بدن خود را کاهش می دهید و عرق کردن شما متوقف می شود. از سوی دیگر، شما می توانید بپذیرید که عرق کردن و عصبی بودن در یک موقعیت استرس زا طبیعی است و امیدوار باشید که مصاحبه کننده هم چنین طرز فکری داشته باشد.
۲۸. چه هنگام یادداشت تشکر خود را ارسال می کنید
همه ی ما می دانیم پیگیری پس از مصاحبه ی شغلی با یادداشت تشکر چقدر مهم است اما همه نمی دانند که زمان مناسب ارسال این یادداشت چه موقع است.
اگر بیش از حد صبر کنید، مدیر استخدام ممکن است شما را فراموش کند یا فرض کند شما علاقه مند به این کار نیستید. همچنین ممکن است شما مانند یک آدم سست به نظر برسید. بهترین بازه ی زمانی برای ارسال ایمیل تشکر ۲۴ ساعت بعد از مصاحبه است. البته دقت داشته باشید که نامه ی تشکر باید در ساعات اداری فرستاده شود برای مثال ساعت ۳ بامداد برای فرستادن یادداشت تشکر به هیچ عنوان مناسب نیست.
zoomit.ir - حمیده خادم زاده
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 25 خرداد 1395 ساعت: 15:17
بازار خرید گوشی در ایران بسیار داغ است، اما چه ویژگی هایی برای خرید گوشی لازم دارید تا حداقل یک سال بتواند پاسخگوی نیاز شما باشد. معمولا عمر مفید گوشی ها حدود یک تا دو سال است و پس از آن هم از ظاهر آن خسته می شوید و هم پیشرفت روزبه روز امکانات باعث می شود تا به فکر تعویض گوشی بیفتید.
بهتر است هنگام خرید گوشی جدید ویژگی ها و معایب آن را به دقت مطالعه کنید و ببینید آیا این ویژگی ها می تواند پاسخگوی شما باشد. در این پست قصد داریم تا گوشی هایی را به شما معرفی کنیم که ارزش خرید آن ها پایین است و بهتر است قید خریدشان را بزنید و به دنبال جایگزین باشید. ابتدا تعیین کنید که نیازتان برای خرید یک گوشی چیست؟ بازی کردن و سرگرمی؟ چت و شبکه های اجتماعی؟ پخش فیلم و موسیقی؟ فیلم برداری و عکاسی؟
از ارزان قیمت ها شروع می کنیم بازه ای بین ۲۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان، جایی که اکثر برندها فعالیت گسترده ای در این بازه قیمتی دارند. ال جی، هوآوی، سامسونگ، سونی، زد تی ای، ایسوس، ایسر، اچ تی سی، لنوو و برندهایی چون اسمارت و لیگو همه در این بازه نماینده دارند.
Nokia X
هنوز هم تعداد محدودی از این گوشی در بازار موجود است و اگر به چشمتان خورد، گول رنگ و لعابش را نخورید. صفحه نمایش آن علاوه بر کیفیت پایین، پاسخگویی لمس ضعیفی دارد. دوربین، کیفیت خوبی ندارد و بعد از مدتی کار و نصب برنامه سرعت گوشی به شدت پایین می آید. بهترین جایگزین برای این گوشی سری j۱ از سامسونگ است.
Sony Xperia E
این گوشی صفحه نمایشی بی کیفیت دارد و علاوه بر این به دلیل حافظه رم پایین قدرت زیادی ندارد و بعد از مدتی کار کردن با آن دشوار می شود. دوربین ۳٫۲ مگاپیکسلی هم عکس های قابل قبولی نمی گیرد. سونی E۴ و E۳ را به عنوان نسل های بعدی این گوشی معرفی کرد اما این دو هم، دست کمی از برادر بزرگ تر خود ندارند. بهتر است در این بازه قیمتی هوآوی Y۶ را انتخاب کنید.
Samsung Galaxy Star
یکی از پیرترین گوشی های هوشمند سامسونگ Star است. این گوشی هم حافظه رم پایینی دارد و هنگام کار با آن قطعا کندی و افت سرعت را مشاهده می کنید. شاید J۱mini بتواند جایگزین خوبی برای این گوشی باشد البته این گوشی هم مقدار رم پایینی دارد اما سیستم عامل به روزتر و حافظه داخلی بیشتری دارد.
Samsung Galaxy Ace ۴
شاید سری ACE در زمان خود سر و صدای زیادی به پا کرد اما این سری گوشی ها اصلا به درد کارهای سنگین می خورند و بعد از مدتی کار کردن با این گوشی حتما متوجه کندی و افت سرعت خواهید شد. بهتر است J۱ را به جای این گوشی خریداری کنید.
ZTE Blade C۳۱۰
متاسفانه کیفیت بدنه این گوشی بسیار پایین است. علاوه بر این با این مقدار حافظه داخلی همیشه به مشکل پر شدن حافظه بر می خورید. میزان رم هم اصلا پاسخگوی نصب بازی نیست و شاید تنها برای گوش دادن به موسیقی و وب گردی آن هم با صفحه نمایش بی کیفیت مناسب است. پیشنهاد می کنیم باکمی هزینه بیشتر J۳ از سامسونگ را انتخاب کنید.
ZTE Blade L۲
گرچه رم گوشی یک گیگابایت است اما حافظه داخلی و عملکرد ضعیف رابط کاربری در گوشی های زد تی ای کاربر را کاملا کلافه می کند. پیشنهاد می کنیم از سامسونگ و یا هوآوی یک گوشی در این رنج قیمتی را انتخاب کنید.
Huawei Y۳۳۰
همانند دیگر گوشی های فهرستی که به شما معرفی کردیم Y۳۳۰ هم از میزان رم پایین رنج می برد و همین موضوع باعث می شود تا بعد از اجرای برنامه های مختلف کندی آن شما را اذیت کند. حافظه داخلی هم بعد از مدتی پر می شود و باید آن را خالی کنید. بهتر است کمی آینده نگر باشید و با اضافه کردن مبلغی Y۶ را به جای آن بخرید.
HTC Desire ۳۲۰
باتری این گوشی عملکرد ضعیفی دارد و کیفیت عکس ها و فیلم های دوربین پایین است. صفحه نمایش هم نمی تواند شما را راضی نگه دارد. پس بهتر است به فکر گزینه های دیگری چون J۳ از سامسونگ باشید.
چند توصیه
در هنگام خرید گوشی های ارزان قیمت سعی کنید حداقل رم ۱ گیگابایت و حداقل حافظه داخلی ۸ گیگابایت جزو مشخصات گوشی انتخابی شما باشد.
سعی کنید از برندهای مطرح گوشی خریداری کنید. باتری، محافظ صفحه نمایش، کیف و کلا لوازم جانبی همه برندهای مطرح به وفور در هر فروشگاهی موجود است اما اگر بخواهید به دنبال لوازم جانبی یک برند غیر مطرح بگردید بعید است بتوانید چیزی پیدا کنید.
وب سایت برسام
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت: 9:32
همه ما کم و بیش وقتی در شرایطی نابسامانی گرفتار می شویم گوشمان بر روی هر توصیه ای بسته است و در نهایت راه خودمان را می رویم و کار خودمان را می کنیم. و دلیلمان هم این است که هرکس توصیه ای می کند شرایط ما را نمی داند و به قول معروف نفسش از جای گرم بلند می شود و همین تعبیر می شود دلیل این که راه خودمان را برویم و به کاری که فکر می کنیم درست است ادامه بدهیم و هر تغییری در زندگیمان و تغییر مسیر نادرست به نظرمان غیرممکن برسد.
از دست دادن همسر به هر شکل (جدایی یا فوت) براساس مطالعات موجود یکی از دشوارترین بحران های طول زندگی هر فرد است و این بحران زمانی شدیدتر می شود که فرزند یا فرزندانی هم در کار باشد. مخصوصا برای زنانی که عهده دار اداره زندگی این فرزند یا فرزندان هم شده باشند.
زنی که دچار چنین شرایطی می شود در نخستین برخورد با ماجرا، یک جمله بیشتر در ذهنش نیست، باختن همه زندگی! جمله ای تلخ که شاید در آن لحظه درست به نظر برسد اما بی تردید نقطه پایان نیست. در چنین مواردی معمولا حجم بالای مشکلات مالی به عهده گرفتن وظایف سنگین مادری و پدری توامان در اکثر مواقع توش و توانی برای زنی که سرپرست خانواده باشد باقی نمی گذارد که به مسایل دیگر توجه کند.
مسایلی که حتی گاه مطرح کردنش را هم بر نمی تابد و شاید کسی را که از چنین مسایلی حرف می زند متهم کند که مشکلات مرا نمی فهمد و نفسش از جای گرم بلند می شود...! و این یعنی ختم ماجرا و بستن گوش ها به روی هر توصیه. خیلی بیشتر از مشاوره ای اما واقعیت این است که توانایی انسان ها نامحدود است و از این مهم تر این است که علم و تجربه به ما می گوید. تحمل زنان بسیار بیش تر از مردان است و این یعنی درست همان جایی که ما فکر می کنیم، آخر خط است و دیگر کاری نمی شود کرد نقطه یک آغاز است و هنوز خیلی بیشتر از همه کوشش هایی که کرده ایم انرژی و فکر ذخیره شده داریم که بتوانیم از آن استفاده کنیم.
مثلا اگر به یک خانم جوان با یک یا دو کودک تحت سرپرستی اش که از صبح اول وقت در یک کارخانه کار می کند و عصر ساعت ۵ مجبور است با مترو یا اتوبوس دو ساعت در راه باشد تا به خانه برسد و با این همه مجبور است به کارهای خانه برسد بگویی که ورزش برای شما لازم است، یا به تغذیه ات توجه کن یا وقت بیشتری برای بچه هایت بگذار بلافاصله از کمبود وقت، نداشتن حوصله و هزار مشکل بازدارنده دیگر حرف بزند اما واقعیت این است که با کمی توجه و اعتقاد به توانایی هایی که هر انسانی دارد انجام همه این ها امکان پذیر است. دکتر رضا پورحسین روانشناس و استاد دانشگاه می گوید: برای چنین خانم هایی مهم این است که تصویری واضح و مثبت از آینده ای مشخص پیش روی خودشان بسازند.
این تصویر باعث می شود که برای رسیدن به این آینده برنامه زندگی شان را طوری تنظیم کنند که همه امور در آن لحاظ شود از رسیدگی به جسم تا توجه به روحیه.
مهم ترین اصل برای حفظ روحیه در چنین خانم هایی این است که باور کنند ازدواج اصل زندگی نیست، هرچند که امر مهمی است اما باید هرچه زودتر این احساس را که در زندگی ضرر کرده اند و یا چرا باید این شرایط برای آن ها پیش بیاید از ذهن خود بیرون کنند، و به سوی یک زندگی بهتر گام بردارند که می تواند جاده ای باشد برای رسیدن به آینده تصویر می کنند.
نگرانی و استرس در مورد بچه هایی که مادر به تنهایی مسئول سرپرستی، تامین زندگی و تربیت آن هاست اصل ثابت و تغییرناپذیر است اما چنین مادرانی دلشوره و استرسی پایان ناپذیر در مورد فرزندشان دارند و فکر می کنند چون شرایط زیستی فرزند آن ها با سایر همسالانش فرق می کند پس آن ها باید از همه وجود خود برای تامین نیازهای عاطفی و مادی فرزندشان مایه بگذارند و در نتیجه در اکثر موارد با محبت بیش از حد از سپردن مسئولیت های حتی کوچک به کودکشان (حتی تا دوران نوجوانی) به فرزندشان پرهیز می کنند مبادا که به او فشار بیاید و یا از نظر عاطفی مشکلی برایش به وجود بیاید و در نهایت با به عهده گرفتن کل مسئولیت های زندگی و محبت های بیش از حد مانع تربیت درست و شکل گیری شخصیت فرزندشان می شوند.
دسته دیگری از مادران با توجه به این که نان آور خانواده می شوند فکر می کنند همه وقتشان را باید بگذارند تا فرزند یا فرزندان تحت تکفل شان از نظر مادی کوچکترین کمبودی نداشته باشند و حتی گاه اقدام به تهیه چیزهایی برای فرزندشان می کنند که در شرایط عادی کم تر کودکی از آن ها بهره مند است و این ها فقط از ترس این است که فرزند یا فرزندان تحت سرپرستی آنان احساس کمبود عاطفی یا مالی نکنند. و در این میان نوعی حس از خودگذشتگی افراطی هم که گاه در مادران ایرانی دیده می شود مزید بر شرایط موجود شده و باعث می شود که این مادران کلا خودشان را در برابر تامین نیازهای فرزندانشان از یاد ببرند.
احساس ازخودگذشتگی که گاه با نوعی نگاه حسرت بار نسبت به گذشته همراه است و مانع از بازسازی امروز و ساختن آینده خود و خانواده شان می شود. آینده ای که نخستین گام برای رسیدن به آن داشتن یک حس خوب و دومین گام برنامه ریزی درست برای امروز و آینده است.
از برنامه ریزی برای کوچک ترین امور روزمره مثل پخت غذاهای قابل نگهداری در یخچال در روزهای تعطیل و برای چند روز هفته تا سپردن برخی مسئولیت های کوچک به فرزندان با این هدف که هم در مسیر تربیتی فرزندانشان تاثیر مثبت داشته باشد و هم وقتی هر چند اندک برای خودشان پیدا کنند تا لحظاتی در روز را در شرایطی که دوست دارد بگذرانند مثلا شنیدن یک قطعه موسیقی یا نیم ساعت پیاده روی یا تلفن کردن به یک دوست و یا هر کار دیگری که تاثیر مثبتی در روحیه خودشان داشته باشد چرا که این تاثیر مثبت منجر به شادترشدن زندگی و امید به آینده می شود آینده ای که از آن او است.
این باور غلط و این که خانم ها در جامعه ما کم تر به خودشان توجه می کنند باعث می شود که افسردگی پنهان در دوران جوانی در میانسالی به شکلی بارز خود را در وجود آن ها نشان دهد متاسفانه این عارضه گریبانگیر اکثر خانم هاست و در مورد خانم هایی که شریک زندگی شان به هر دلیل همراه آن ها نیست چند برابر تشدید شده و با احساس خسران نسبت به گذشته شدیدتر می شود.
واقعیت این است که یک مادر هر قدر هم که مسئولیت بر عهده داشته باشد، یک انسان مستقل و یک زن است و این انسان بودن ارزشی والاست که نیاز به حفظ و حرمت گذاری دارد. با حفظ ارزش های انسانی و زنانه می توان شادتر زیست و این شادی را به سایرین و به خصوص فرزندان منتقل کرد.
در این زمینه با دکتر رضا پورحسین درباره شرایط خانم های سرپرست خانوار و رفتار مناسب این مادران با کودکانشان گفت و گو کردیم. گفت و گوی مفصلی که خلاصه آن را می خوانید.
آقای دکتر کودکانی که مادرانشان سرپرست خانواده هستند از چه سنی می توانند بخشی از مسئولیت های کوچک را برعهده بگیرند یا مثلا مدتی در خانه تنها بمانند و برخی کارهای کوچک را انجام بدهند و در نهایت باری از دوش مادر بردارند؟
تا زمانی که کودک به مرحله نوجوانی نرسیده تحقق این انتظار کامل نیست (منظور از نوجوانی سن بلوغ است) وقتی تحقق عمل در یک فرد کامل نیست یعنی کودک استقلال عمل در انجام یک وظیفه یا کار را نمی تواند داشته باشد. تا این جا کودک نیاز به یک همراه دارد نه این که حتما کسی دایم همراه او باشد بلکه به عبارت دیگر نمی توان از او انتظار انجام یک کار را به طور تمام و کمال داشت.
ممکن است برخی کودکان به صورت استثنا و بعضی کارها را انجام بدهند مثل تکلیف نوشتن که مثلا بعضی مادرها می گویند بچه ما مشق نمی نویسد ولی این ناشی از تنبلی و بی توجهی نیست بلکه این یک تکلیف و وظیفه است و خیلی از بچه ها توانایی انجام دادن آن را به تنهایی ندارند و احتیاج به تشویق و پشتیبانی دارند و بهترین مشوق ها هم مراقبان هستند که مادر، پدر یا مربی است و البته مادر بهترین مراقب و مشوق است.
پس کودکی که هنوز به استقلال کامل نرسیده و نیاز به مراقب دقتی کنید به عنوان مشوق و نه آقابالاسر دارد وقتی این مراقب در کنارش نیست، خودش در حد توان آزمون و خطا می کند و اگر نتواند به نتیجه برسد و یک وظیفه را کامل انجام بدهد، دچار احساس حقارت و خودکم بینی می شود.
از چه سنی می توان یک بچه را در خانه برای ساعاتی تنها گذاشت و یا اصولا چه وظایفی را در این شرایط می توان به کودک سپرد؟
یک بچه دبستانی اول و دوم دبستان را می توان در خانه گذاشت ولی به این توجه داشته باشید که اگر یک بحران (از دید کودک) پیش بیاید کودک از کنترل آن ناتوان است. مثلا اگر یک نفر محکم در خانه را بکوبد یا شعله گاز ناگهان زیاد شود، این برای یک کودک بحران حساب می شود و او از حل آن ناتوان است. پس نمی توان یک نسخه واحد برای همه پیچید و این را که کودک در خانه تنها باشد به شکل یک رویه ثابت در سن نوجوانی توصیه نمی کنیم. اما اگر بچه زودتر به خانه رسیده و مادرش یک ساعت بعد از او می رسد، این اشکالی ندارد و از هفت هشت سالگی می شود این کار را کرد. می شود با تلفن حضور او را کنترل کرد.
آیا سنی که می شود درباره توانایی ها به بچه ها اعتماد کرد در دخترها و پسرها متفاوت است؟
معمولا رشد عاطفی، هیجانی و اجتماعی در دختران سریع تر است. اما ما یک نگاه سیستماتیک به خانواده و کودک داریم نگاه سیستمی یعنی بررسی کنیم که کودک در خانواده چگونه عمل می کند. چون یک کودک ممکن است در یک محل به یک گونه عمل کند و در جای دیگر به شکل دیگری. کودک به شکل مجرد (بدون خانواده) قابل مطالعه نیست. یک کودک در یک زمینه عام یک جور عمل می کند و در خانه یک طور دیگر.
این همان کودک است در موقعیت های مختلف. اگر یک کودک تکالیفش را به تنهایی انجام داد و تسلط بر محیطش بالا بود می توان مسئولیت های بیشتری به او سپرد اما کودکی که تسلط بر محیطش پایین است، عین مادر نود درصد وظایف کودک را جلو جلو انجام داده، چون حوصله سر و کله زدن با بچه را ندارد! و می خواهد قال قضیه کنده شود. وقتی مادر استقلالی را در بچه تقویت نمی کند بالطبع تسلط بر محیط در کودک تقویت نمی شود توانایی های او برای انجام خیلی از امور به تنهایی به حد لازم نمی رسد.
یعنی مادامی که مادر یک کودک در خانه دارد باید با سپردن وظایف کوچک بدون دخالت کردن حس استقلال را در بچه تقویت کند.
بله، بهترین کار این است که توجه کنیم. بچه ها هر قدر سنشان پایین تر باشد، به تحریک هایی که در محیط اطرافشان هست بهتر پاسخ می دهند، پس باید محیط را پر از محرک کنند.در این جا می توان از مدل گلاستر استفاده کرد. او می گوید «تربیت دو روی یک سکه هست عشق و مسئولیت» هر یک بدون دیگری تربیت را ناقص می کند».
این که مدام عشق بدهی به کودک و از او مسئولیت بخواهی به خصوص در مورد مادران سرپرست خانوار که سعی می کنند جای خالی پدر را هم پر کنند و فکر می کنند اگر مسئولیت به بچه بسپارند او را خسته می کنند یا به او ظلم کرده اند و می خواهند خودشان را قربانی کنند... این تربیت را ناقص می کند.
بسیاری از این مادران فکر می کنند اگر بچه به لحاظ مالی چیزی کم نداشته باشد این باعث آرامش اوست و وقتشان بیشتر صرف این مسئله می شود و به بچه کم توجهی می کنند این تربیت بچه را ناقص می کند. اما مسئولیتی که به بچه می سپارند باید در حوزه توانایی او باشد. نمی شود یکسره از بچه مسئولیت خواست بی آن که به او عشق بدهیم وقتی عشق و مسئولیت توام می شود کودک از هر دو وجه بهره می برد و یاد می گیرد که مسئول و پاسخگوی رفتارش هم باشد.
پس این بچه از کودکی می تواند برخی از مسئولیت های کوچک را به عهده بگیرد. مثلا کودکان زیر پنج، شش سال اصولا قاعده پذیر نیستند ولی باید به تدریج آن ها را به انضباط عادت داد. اصولا سن مدرسه آغاز انضباط پذیری است. کودک از این سن دیگر فقط با نیازهای درونی اش روبرو نیست، بلکه یک سری نیازهای بیرونی هم هست که باید به تدریج این نیازها و مسئولیت های مربوط به آن ها را بپذیرد.
مادرهای سرپرست خانوار معمولا خیلی برای بچه هایشان مضطرب هستند و مدام نگرانند که نکند که کاری را که باید برای آن ها انجام نداده اند، نکند همه چیز برایشان فراهم نیست بکند.
یک مادر تا آخر عمر نگران کودک خود هست اما این حد دارد. کودکی که یک مقدار توجه به محیط و توانایی هایش بالا باشد، نباید زیاد درباره او نگران بود. دوم این که کودکان توسط همسالانشان رگلاژ و تنظیم می شوند. دلیل این که مادرها خیلی برای بچه هایشان نگرانی دارند (و به طریق اولی مادران سرپرست خانوار) این است که عمده این سهم به مادر و پدر (و بیشتر مادر) منتقل شده در حالی که تنظیم روحی بچه ها با همسالانشان است.
به همین دلیل اگر بشود بچه ها را با خواهر و برادر، دوستان یا بچه های مهد و فامیل بیشتر دمخور و آشنا کرد خب این خیلی در تربیت روانی کودک موثر است. امروز کوچه و محله وجود ندارد تا بچه با همسالان خود در کوچه بازی کند. بیشتر بچه ها تک فرزند هستند، مهد هم نمی روند و عملا رگلاژ نمی شوند و طبعا مادر دایم نگران آن هاست.
اگر مادر دلبستگی و ارتباط عاطفی را بین خود و کودکش نگه دارد و در عین نگه داشتن این رابطه به کودک کار متناسب با توانش بدهد و از او مسئولیت بخواهد، نباید نگران باشد. کودک خوش رشد می کند و باید مادرها بپذیرند کوشش و خطای کودکان یعنی این که فرد دارد خودش را به هنجار می کند و این نباید باعث نگرانی باشد باید کمی کمکش کرد اما مرحله نهایی را خودش باید انجام بدهد.
برگردیم به «خود» مادرها. کسی که همسرش را به هر دلیلی از دست داده و یک یا دو بچه دارد که متولی خرج و زندگی آن ها هم هست و به نوعی زندگی را باخته، او اگر بخواهد یک زندگی به هنجار داشته باشد که همه وجوه آن را حفظ کند، باید چه کند.
اولین توصیه به این دسته از مادران این است که نوع نگاه به زندگی را تغییر دهند همه زندگی ازدواج نیست هرچند ازدواج بخش مهمی است. نوع نگاه کسی که الان همسری ندارد و مسئول اداره زندگی شده به زندگی مهم است. راضی بودن به وضع موجود با نگاه به آینده مهم است. پس تصحیح نگرش خیلی واجب است. این که احساس غبن و ضرر نکند چون به محض این که این احساس ضرر کند به همان میزان انگیزه اش پایین می آید.دوم داشتن تصویر از زندگی در آینده است که قطعا نباید یک تصویر رویایی باشد اما وجود این تصویر ضروری است. مثلا فکر می کند که الان دارد زندگی می کند اما بچه ای را بزرگ می کند که قرار است در آینده یک شرایط عالی داشته باشد و حتی زندگی او را هم تغییر بدهد. پس داشتن تصویر از آینده و روز به روز واضح کردن این تصویر در ایجاد انگیزه مهم است.
او باید به کودک رسیدگی کند و از همه مهم تر این است که به خودش برسد اگر مادر از تغذیه یا ورزش و حتی یک پیاده روی ساده هم محروم باشد نمی تواند فکر مثبت داشته باشد. ساختن آینده روشن باعث می شود این انگیزه و نگاه مثبت از طریق رفتار، نگاه و حالات صورت و کلام به بچه منتقل می شود و بچه دوباره آن را به مادر منتقل می کند. در این حالت یک هم افزایی اتفاق می افتد و این یک سیکل دایمی می شود و چه بسا مادر و کودک در این حالت از یک خانواده ای که در پدر آن هست خوشحال تر و موفق تر باشند اما هر قدر مادر مایوس باشد، احساس ضرر در زندگی بکند، رسیدگی به خودش هم از نظر جسمی و هم روحی را فراموش کند و مدام به دنبال کسب درآمد، کار و گذران عادی زندگی باشد این اتفاق نمی افتد. هم افزایی انرژی یکدیگر برای مادر و کودک خیلی مهم است. توجه به آینده و تصویر مثبت از خود درست کردن خیلی مهم است حتی اگر این تصویر مثبت درست کردن گاهی مشکل دارد با یک مشاوره می توان آن را اصلاح کرد.
مجله خانه بخت - دکتر رضا پورحسین
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت: 9:32
علت بروز حساسیت های چشم
زمانی فرد مبتلا به حساسیت چشم می شود که سیستم ایمنی بدن او به یک ماده ی حساسیت زا واکنش نشان می دهد. ماده ی حساسیت زا اصطلاحی برای هر چیزی است که باعث بروز واکنش آلرژیک می شود. مواد حساسیت زا ممکن است داخل یا خارج از خانه باشند، در چیزهایی مانند علف ها، درختان، گرده ی گیاهان، گردوغبار و شوره ی موی حیوانات.
زمانی که فرد در معرض این مواد حساسیت زا قرار می گیرد سلول های داخل چشم در تلاش برای حفاظت از چشمان شما هیستامین و مواد شیمیایی دیگری آزاد می کنند. این واکنش شیمیایی باعث تورم رگ های خونی داخل چشم می شود و منجر به قرمزی، خارش و آب آمدن از چشم ها خواهد شد. آلرژی می تواند محرکی برای مشکلات دیگر باشد مانند چشم صورتی.
انواع حساسیت های چشم
حساسیت های چشمی در کل به دو دسته تقسیم می شوند: حساسیت های فصلی و حساسیت های دائمی.
حساسیت های فصلی: حساسیت فصلی در میان افراد رایج تر است. افراد مبتلا در طول فصل های خاصی از سال نشانه های حساسیت را دارند.
حساسیت های دائمی: این نوع حساسیت چشم اغلب بر اثر گردوغبار، شوره ی موی حیوانات و دیگر محرک های آلرژی زایی ایجاد می شوند که در تمام طول سال وجود دارند.
علائم حساسیت در چشم
علائم زیر اغلب با حساسیت چشم ظاهر می شوند:
خارش
قرمزی
التهاب
سوزش
تاری دید
اشک آمدن
مخاط چشم
باوجودی که علائم ناشی از حساسیت چشم آزاردهنده هستند و برای فرد ناراحتی زیادی ایجاد خواهند کرد اما اغلب باعث آسیب به چشم ها نخواهند شد.
فاکتورهای خطرناک
واکنش های آلرژیک چشم زمانی ایجاد می شوند که فرد نسبت به یک ماده ی آلرژی زا حساس باشد. حساسیت های چشم اغلب روی بخش ملتحمه ی چشم اثر می گذارند، یک پوشش نازک و شفاف که روی بخش جلویی چشم را می پوشاند. جنس این پرده مشابه همان ماده ای است که سطح داخلی بینی را پوشانده است. ازآنجایی که این دو منطقه پوشش مشابهی دارند مواد حساسیت زا می توانند باعث بروز واکنش های آلرژیک در هر دو بخش شوند. به همین دلیل کسانی که آلرژی بینی دارند ممکن است از آلرژی چشم نیز رنج ببرند.
تشخیص حساسیت در چشم
چشم پزشک اغلب می تواند از روی علائم بیمار حساسیت های چشم را تشخیص دهد. برای اطمینان از تشخیص پزشک با استفاده از یک Slit lamp یا افتالموسکوپ بخش های جلویی چشم را معاینه می کند. در طی این معاینه وجود تورم در بخش ملتحمه و پلک و رگ های خونی بزرگ شده دیده می شود که این ها تأکیدی بر تشخیص پزشک هستند. در برخی موارد شاید پزشک وجود سلول های ائوزینوفیل که در حساسیت های شدید نمودار می شوند را بررسی می کند.
درمان حساسیت چشم
مؤثرترین درمان برای حساسیت چشم کم کردن قرارگیری در مقابل مواد حساسیت زایی است که محرک واکنش آلرژیک در چشم ها هستند. این کارها می تواند شامل ماندن در خانه در زمان بالا بودن آلودگی هوا، زدن عینک آفتابی برای جلوگیری از ورود آلودگی به چشم ها، کم کردن میزان گردوغبار در خانه و تمیز کردن کف ها با یک تی مرطوب به جای یک جاروی خشک و ... باشد. کسانی که از حساسیت های چشمی رنج می برند باید از محرک هایی مانند دود سیگار، آلودگی هوا و بوهای شدید دور بمانند.این افراد نباید از لنزهای تماسی استفاده کنند زیرا می تواند باعث شدیدتر شدن علائم شود.
داروها
برای حساسیت ها داروهای متفاوتی وجود دارد. اشک های مصنوعی، ضداحتقان ها و آنتی هیستامین ها می توانند در درمان کوتاه مدت علائم مؤثر باشند. اشک های مصنوعی کمک می کنند مواد حساسیت زا از چشم های شما خارج شوند. قطره های ضداحتقان برای کاهش قرمزی چشم مؤثرند.
داروهایی مانند آنتی هیستامین ها میزان خارش، التهاب و قرمزی چشم را سریع تر تسکین می دهند. داروهای ثبات بخش سلول ها به پیشگیری از آزاد شدن هیستامین ها کمک می کنند و درنتیجه عوارض حساسیت را کاهش می دهند.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت: 9:32
بازار خرید گوشی در ایران بسیار داغ است، اما چه ویژگی هایی برای خرید گوشی لازم دارید تا حداقل یک سال بتواند پاسخگوی نیاز شما باشد. معمولا عمر مفید گوشی ها حدود یک تا دو سال است و پس از آن هم از ظاهر آن خسته می شوید و هم پیشرفت روزبه روز امکانات باعث می شود تا به فکر تعویض گوشی بیفتید.
بهتر است هنگام خرید گوشی جدید ویژگی ها و معایب آن را به دقت مطالعه کنید و ببینید آیا این ویژگی ها می تواند پاسخگوی شما باشد. در این پست قصد داریم تا گوشی هایی را به شما معرفی کنیم که ارزش خرید آن ها پایین است و بهتر است قید خریدشان را بزنید و به دنبال جایگزین باشید. ابتدا تعیین کنید که نیازتان برای خرید یک گوشی چیست؟ بازی کردن و سرگرمی؟ چت و شبکه های اجتماعی؟ پخش فیلم و موسیقی؟ فیلم برداری و عکاسی؟
از ارزان قیمت ها شروع می کنیم بازه ای بین ۲۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان، جایی که اکثر برندها فعالیت گسترده ای در این بازه قیمتی دارند. ال جی، هوآوی، سامسونگ، سونی، زد تی ای، ایسوس، ایسر، اچ تی سی، لنوو و برندهایی چون اسمارت و لیگو همه در این بازه نماینده دارند.
Nokia X
هنوز هم تعداد محدودی از این گوشی در بازار موجود است و اگر به چشمتان خورد، گول رنگ و لعابش را نخورید. صفحه نمایش آن علاوه بر کیفیت پایین، پاسخگویی لمس ضعیفی دارد. دوربین، کیفیت خوبی ندارد و بعد از مدتی کار و نصب برنامه سرعت گوشی به شدت پایین می آید. بهترین جایگزین برای این گوشی سری j۱ از سامسونگ است.
Sony Xperia E
این گوشی صفحه نمایشی بی کیفیت دارد و علاوه بر این به دلیل حافظه رم پایین قدرت زیادی ندارد و بعد از مدتی کار کردن با آن دشوار می شود. دوربین ۳٫۲ مگاپیکسلی هم عکس های قابل قبولی نمی گیرد. سونی E۴ و E۳ را به عنوان نسل های بعدی این گوشی معرفی کرد اما این دو هم، دست کمی از برادر بزرگ تر خود ندارند. بهتر است در این بازه قیمتی هوآوی Y۶ را انتخاب کنید.
Samsung Galaxy Star
یکی از پیرترین گوشی های هوشمند سامسونگ Star است. این گوشی هم حافظه رم پایینی دارد و هنگام کار با آن قطعا کندی و افت سرعت را مشاهده می کنید. شاید J۱mini بتواند جایگزین خوبی برای این گوشی باشد البته این گوشی هم مقدار رم پایینی دارد اما سیستم عامل به روزتر و حافظه داخلی بیشتری دارد.
Samsung Galaxy Ace ۴
شاید سری ACE در زمان خود سر و صدای زیادی به پا کرد اما این سری گوشی ها اصلا به درد کارهای سنگین می خورند و بعد از مدتی کار کردن با این گوشی حتما متوجه کندی و افت سرعت خواهید شد. بهتر است J۱ را به جای این گوشی خریداری کنید.
ZTE Blade C۳۱۰
متاسفانه کیفیت بدنه این گوشی بسیار پایین است. علاوه بر این با این مقدار حافظه داخلی همیشه به مشکل پر شدن حافظه بر می خورید. میزان رم هم اصلا پاسخگوی نصب بازی نیست و شاید تنها برای گوش دادن به موسیقی و وب گردی آن هم با صفحه نمایش بی کیفیت مناسب است. پیشنهاد می کنیم باکمی هزینه بیشتر J۳ از سامسونگ را انتخاب کنید.
ZTE Blade L۲
گرچه رم گوشی یک گیگابایت است اما حافظه داخلی و عملکرد ضعیف رابط کاربری در گوشی های زد تی ای کاربر را کاملا کلافه می کند. پیشنهاد می کنیم از سامسونگ و یا هوآوی یک گوشی در این رنج قیمتی را انتخاب کنید.
Huawei Y۳۳۰
همانند دیگر گوشی های فهرستی که به شما معرفی کردیم Y۳۳۰ هم از میزان رم پایین رنج می برد و همین موضوع باعث می شود تا بعد از اجرای برنامه های مختلف کندی آن شما را اذیت کند. حافظه داخلی هم بعد از مدتی پر می شود و باید آن را خالی کنید. بهتر است کمی آینده نگر باشید و با اضافه کردن مبلغی Y۶ را به جای آن بخرید.
HTC Desire ۳۲۰
باتری این گوشی عملکرد ضعیفی دارد و کیفیت عکس ها و فیلم های دوربین پایین است. صفحه نمایش هم نمی تواند شما را راضی نگه دارد. پس بهتر است به فکر گزینه های دیگری چون J۳ از سامسونگ باشید.
چند توصیه
در هنگام خرید گوشی های ارزان قیمت سعی کنید حداقل رم ۱ گیگابایت و حداقل حافظه داخلی ۸ گیگابایت جزو مشخصات گوشی انتخابی شما باشد.
سعی کنید از برندهای مطرح گوشی خریداری کنید. باتری، محافظ صفحه نمایش، کیف و کلا لوازم جانبی همه برندهای مطرح به وفور در هر فروشگاهی موجود است اما اگر بخواهید به دنبال لوازم جانبی یک برند غیر مطرح بگردید بعید است بتوانید چیزی پیدا کنید.
وب سایت برسام
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 19 خرداد 1395 ساعت: 22:33
ازدواج ها دیگر آن حالت سنتی گذشته را ندارند و زیر پوست شهر اتفاقات دگری در جریان است. دیگر مثل قدیم ها پسرها موقع گفتن اینکه از یکی خوششان آمده به پدر یا مادرشان صدبار رنگ عوض نمی کنند و دخترها هم راحت تر به مادرشان می گویند که یک خواستگار سمج پیدا شده.
هفته نامه همشهری جوان: حوض آبی که میوه ها را پرتاب کنند توی آن با لامپ های ریسه ای که دور تا دور حیاط خانه روشن شده به تاریخ پیوسته اند. «پسرم غلام شماست» و «دخترم برو چایی بیار» هم دیالوگ های نخ نمای سریال های تلویزیونی هستند که در این روزگار کاربرد چندانی ندارند. چه بخواهیم، چه نخواهیم دوره و زمانه عوض شده.
ازدواج ها دیگر آن حالت سنتی گذشته را ندارند و زیر پوست شهر اتفاقات دگری در جریان است. دیگر مثل قدیم ها پسرها موقع گفتن اینکه از یکی خوششان آمده به پدر یا مادرشان صدبار رنگ عوض نمی کنند و دخترها هم راحت تر به مادرشان می گویند که یک خواستگار سمج پیدا شده. با این همه تغییر در سبک زندگی، هنوز در میان گذاشتن مسئله با خانواده ها قدیم مهم و حتی گاهی سخت است.
۱ خودخواه نباشید
خودخواه نباشید و طرف مقابل تان را هم در نظر بگیرید. ممکن است طرف مقابلتان شرایطی داشته باشد که به هر دلیلی نتواند آن را با شما بازگو کند و این دست دست کردن شما باعث شود او بیشتر در فشار قرار گیرد. نمونه ساده اش پسرهایی هستند که منتظرند سربازیشان تمام شود، توی اداره ترفیع بگیرند، ماشین بخرند و... بعد از آن طرف، دختر به خاطر خواستگارهایی که برایش می آید از طرف خانواده تحت فشار باشد. ماجراهایی به همین سادگی می تواند یکی از طرفین را خسته کند و کلی مشکل به وجود بیاورد. حتی بعضی وقت ها این مشکلات آن قدر حاد می شوند که می توانند صورت مسئله را به کلی پاک کنند.
۲ حتما بگویید
اینکه بخواهید با خودتان فکر کنید که حالا کمی هم صبر کنم تا بیشتر هم را بشناسیم، ضررش بیشتر از نفعش است. شاید نخواهید باور کنید اما هرچه رابطه طولانی تر شود، احساسات در آن پررنگ تر می شود و این نه تنها به شناخت بیشتر کمکی نمی کند بلکه باعث می شود گرفتن تصمیم منطقی برایتان دشوارتر شود. از طرف دیگر، فرآیند شناخت با این مختصات تا یک جایی پیش رونده است و بعد از آن روند کند و حتی ساکنی پیدا می کند اما وقتی با اطلاع خانواده ها آن را رسمی می کنید، شناخت، شکل جدید و جدی تری به خودش می گیرد که چشمتان را به روی دست دیگری حقایق باز می کند. بنابراین خیالتان راحت باشد که درمیان گذاشتن با خانواده می تواند خیلی از مسائل را راحت و خیلی از مشکلات را حل کند.
بسیاری از نکته ها هستند که در کافی شاپ و تبادل جزوه در راهروهای دانشگاه به دست نمی آیند. خانواده عنصر مهمی است که معمولا در این مدل آشنایی ها از قلم می افتد. شما با دیدن عکس یهویی که طرف مقابل از برادرش در حالت خواب با دهان باز گرفته یا دیدن فیلم خواهرزاده اش که چهار دست و پا می رود، به سبک زندگی خانوادگی شان پی نمی برید. دیدن همه اعضای خانواده و تعاملشان با هم و همچنین از نزدیک رصد کردن خانه و زندگی شان خیلی وقت ها می تواند نظر شما را عوض کند.
۳ خودتان را آماده کنید
این طور هم نیست که تصمیم بگیرید و یکراست بروید سراغ خانواده و اسم و نشانی طرف را کف دستشان بگذارید و خود را خلاص کنید. قبل از مرحله گفتن، خودتان را برای دنیای بزرگ ترها آماده کنید. همان طور که رسمی شدن خیلی از مسائل را حل می کند، همان قدر هم مسائل و شاید مشکلات را با شکل جدیدتری مقابلتان قرار دهد. پس لازم است حتما ازتجربه پیران این مسیر استفاده کنید.
بهترین راه این است که اگر خواهر یا برادر بزرگ تری دارید که قبلا این راه را رفته، از او کمک بگیرید. ایمان بیاورید که این خودش نصف مسیر است چون آنها شناختی را به دست آورده اند که حالا خیلی خوب می تواند به درد شما بخورد. اگر هم خودتان سنت شکن یک طایقه هستید، می توانید بروید سراغ چند تا دوست و همکلاسی که قبل از شما هزار راه نرفته را رفته اند. این درست است که خانواده شما با خانواده فلان دوستتان زمین تا آسمان فرق دارد اما باز هم بعضی تجربیات در بیشتر خانواده های ایرانی مشترک است. می توانید از آنها راهنمایی بگیرید و با توجه به شرایط خانواده تان بومی سازی اش کنید.
۴ به کی بگیم؟
برای شروع، مهم است که رگ خواب خانواده را پیدا کنید. قطعا خودتان می دانید که نبض خانه در دست چه کسی است. لازم نیست هول کنید و همان ابتدا سراغ مهره های اصلی خانه بروید. با اینکه سال هاست فضای خانوادگی ما از فضای حاکم بر سریال پدرسالار فاصله گرفته اما باز هم در بیشتر خانواده ها مادرها می توانند واسطه بین شما و پدر گرامی باشند. اگر فکر می کنید مادرتان در این زمینه گزینه مناسبی نیست، بروید سراغ خواهر برادرهای بزرگ تر. آنها می توانند در نقش واسطه عمل کنند و ماجراهای دل پردرد شما را به گوش خانواده برسانند.کارشناسان امر می گویند این روش همیشه مطمئن تر است و شما را از ترکش های احتمالی در امان نگه می دارد.
۵ چه حوری بگید؟
الان نسبت به ده سال پیش این قضیه خیلی راحت تر در خانواده ها حل می شود اما باز هم واقعا اینجای کار به شما و خانواده تان بستگی دارد، با این حال باز هم باید خونسرد باشید و خودتان را برای هر جوابی آماده کنید. این خیلی مهم است که با چه ادبیاتی با خانواده در میان بگذارید. لازم نیست که برای خانواده تان در همان ابتدا گارد بگیرید و بگویید «فلانی سهم منه، حق منه، عشق منه» یا «یا فلانی یا هیچ کس» این حرف ها برای فیلم هاست.
در زندگی واقعی خانواده باید بداند شما در انتخابتان جایی هم برای نظر آنها گذاشته اید و به عقیده و سلیقه شان احترام می گذارید. همین باعث می شود که آنها راحت تر با موضوع کنار بیایند. این را که چقدر در انتخاب خود مصمم هستید، می توانید با شخص ثالثی که با او ندارتر هستید در میان بگذارید اما پیش پدر یا بزرگ ترها لازم است نشان دهید که نظرشان برایتان مهم است. نباید جوری برخورد کنید که فکر کنند از بازی بیرون مانده اند و «بعد از یه عمر بچه بزرگ کردن نتیجه اش شد این!»
۶ اگر مخالف شنیدید
اگر از انتخابتان مطمئن هستید و به نظرتان خانواده به خاطر نداشتن شناخت مخالفت می کند، سریع دلسرد نشوید. یادتان نرود همیشه آدم نسبت به کسی که نمی شناسد، کمی سختگیرانه تر عمل می کند پس عصبانی نشوید. می توانید زوایای را که به نظرتان از دید خانواده پنهان است، برایشان، شفاف و پررنگ کنید. اگر مشکلات ساده هستند، می توانید با چند جلسه آشنایی بیشتر و ایجاد فضای مناسب آن شبهه را برطرف کنید. حل مشکلات بزرگ تر، صبر بیشتر و گاهی زمان بیشتری هم لازم دارد. اگر خانواده تان از نظر فرهنگ، عقیده و... با طرف مقابل مشکل دارد، لازم است شما هم از دوربین خانواده به ماجرا نگاه کنید. خودمانیم شاید واقعا نکاتی باشد که از نظر شما پنهان مانده اند اما در آینده بتوانند مشکل ساز شوند.
به هر حال همان طور که خود پدر و مادرها می گویند، موهایشان در آسیا سفید نشده و واقعا چند تا پیراهن بیشتر از شما پاره کرده اند، پس تمامی مسائلی را که بیان می کنند، با دید منطقی و نگاهی جدی تر بررسی کنید. بعد از بررسی ای لازم اگر هنوز مصمم بودید، بهتر است با ملایمت برای خانواده توضیح دهید و اگر لازم شد از ویژگی های مثبتی بگویید که در فرد مورد نظرتان وجود دارد و می تواند برای والدینتان مهم باشد.
برای این کار احتیاج دارید خوب فکر کنید چون خیلی از ویژگی های مثبت شخص مورد نظر هست که آن قدر برایتان تکرار و عادی شده که دیگر آن را نمی بینید. آشنایی بیشتر و ایجاد صمیمیت یکی از راه های خوب برای جلب نظر خانواده هاست. پس می توانید جلسه های خانوادگی بگذارید و با کمک طرف مقابل سعی کنید فضا را پروانه ای کنید.
هفته نامه همشهری جوان
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 19 خرداد 1395 ساعت: 22:33
سرطان سینه دیگر مثل ۲۰سال پیش نیست. به واسطه بالا رفتن آگاهی عمومی، تشخیص زودتر بیماری و پیشرفت هایی که در زمینه درمان آن صورت گرفته، تعداد کسانی که از این بیماری نجات پیدا می کنند بسیار افزایش پیدا کرده است. بدن زنان مدام در حال تغییر است. در برخی مواقع تغییراتی که عادی به نظر می رسد می تواند نشانه نوعی سرطان باشد. گرچه نزدیک به ۶۵ درصد از زنان به طور مرتب تست ماموگرافی را انجام می دهند، اما این تست همیشه قادر به شناسایی سرطان در همه شرایط و مراحل نیست. گاهی اوقات زنان وقتی به چیزی در بدن خود مشکوک می شوند، از ترس به پزشک مراجعه نمی کنند. اما علائم هشداردهنده همیشه نشانه ابتلا به سرطان نیستند. شرایط مختلفی می تواند منجر به بروز تغییراتی در بدن تان شود. اما ادامه و پیشرفت این تغییرات مستلزم توجه بیشتری از جانب شماست.
راز ماجرا در این است که به جسم تان توجه داشته باشید تا اگر تغییری در آن رخ داد، بتوانید آن را به موقع تشخیص دهید. در واقع علائم جدید گویای آن است که چیزی در بدن شما تغییر یافته و شما دوست دارید، بدانید که این به چه معناست. ما به شما می گوییم کدام نشانه ها و تغییرات بدن تان را باید جدی بگیرید.
برآمدگی ناحیه سینه
بسیاری از برآمدگی های سینه نشانه سرطان نیست، اما اگر مورد مشکوکی احساس کردید باید پزشک آن را چک کند. از طرفی او باید از این تغییرات هم آگاه باشد:
گود شدن یا چین دار شدن پوست
انحراف نوک پستان به طرف داخل
ترشح از نوک پستان
قرمزی یا پوسته پوسته شدن پوست پستان
برای آنکه بتوانید علت این علائم را شناسایی کنید، پزشک آزمایشی فیزیکی انجام داده و از شما درباره سابقه پزشکی تان سو الاتی می پرسد.
از طرفی ممکن است مجبور شوید آزمایش هایی مانند ماموگرافی یا نمونه برداری را هم انجام دهید که در آن پزشک، تکه ای از بافت سینه شما را برای آزمایش بر می دارد.
نفخ طولانی مدت
زنان به طور طبیعی دچار نفخ هستند، بنابراین بهتر است یک یا دو هفته منتظر بمانید و اگر طی این مدت این مسئله حل نشد، حتما به پزشک مراجعه کنید. اگر علائم شما به مرور زمان بهتر نشد یا آنکه با اضافه وزن یا خونریزی همراه بود، باید به پزشک مراجعه کنید. نفخ مداوم شکم می تواند در برخی مواقع نشانه سرطان تخمدان باشد.
در این گونه موارد شما باید تست لگن و آزمایش خون و در برخی مواقع سونوگرافی انجام دهید تا علت مشکل پیدا شود.
خونریزی بین دو عادت ماهانه
اگر هنوز هم عادت ماهانه می شوید و بین قاعدگی های تان لکه بینی دارید، حتما به پزشک تان بگویید. اگر خونریزی بخشی از چرخه قاعدگی شما نباشد، می تواند علل زیادی داشته باشد اما در این گونه مواقع پزشک سرطان مخاط رحم را رد می کند.
خونریزی بعد از یائسگی معمولا طبیعی نبوده و باید در همان زمان معاینه شود.
تغییرات پوستی
تغییر در اندازه، شکل یا رنگ خال ها یا سایر لکه ها یکی از نشانه های شایع سرطان پوست است. پس بهتر است برای یک چکاپ کلی به پزشک مراجعه کنید.
وجود خون در ادرار یا مدفوع
اگر دیدید بخشی از بدن تان دچار خونریزی شده که در حالت طبیعی این طور نبود، خصوصا اگر خونریزی بیش از یک تا دو روز طول کشید حتما با پزشک مشورت کنید.
مدفوع خونی اغلب به خاطر بواسیر رخ می دهد، اما ممکن است نشانه سرطان روده هم باشد و ادرار خونی هم معمولا نخستین نشانه سرطان مثانه یا کلیه است.
تغییرات در غدد لنفاوی
رشته ها یا غدد لنفاوی در واقع غده هایی کوچک و لوبیاشکل در سراسر بدن هستند.
اکثر تغییرات در آنها به خاطر عفونت های شایعی رخ می دهد. اما برخی سرطان ها از جمله سرطان خون و لنفوم می تواند منجر به تورم غدد لنفاوی شود. اگر در هر نقطه از بدن تان دچار تورم یا برآمدگی خاصی شدید که یک ماه یا بیشتر طول کشید، حتما به پزشک مراجعه کنید.
درد شکم و افسردگی
این مورد، بسیار نادر است اما درد شکم به اضافه افسردگی می تواند نشانه سرطان لوزالمعده باشد. آیا جای نگرانی است؟ تا وقتی که سابقه سرطان لوزالمعده در خانواده تان وجود نداشته باشد چندان جای نگرانی نیست. اما حتما با پزشک تان درباره این درد و حالات روحی تان مشورت کنید.
کاهش وزن بدون هیچ تغییری در الگوی زندگی
اکثر زنان آرزو دارند که وزن شان به طور معجزه آسایی کم شود، اما کاهش ۵ کیلوگرم وزن یا بیشتر بدون هیچ تغییری در رژیم غذایی یا انجام ورزش خاص می تواند نشانه وجود یک مشکل باشد.
بسیاری از کاهش وزن هایی که ناخواسته رخ می دهند نشانه سرطان نیستند.اغلب آنها به خاطر استرس یا تیروئید شما رخ می دهند اما می توانند نشانه ای باشند که نیاز به بررسی و معاینه دارد.
ممکن است پزشک تان آزمایش های زیادی ازجمله آزمایش خون و آزمایش های عکسبرداری مثل سی تی اسکن را برای شناسایی این مشکل تجویز کند.
سوزش معده
خوردن غذای زیاد، اضطراب و استرس (یا همه اینها باهم) می تواند به سوزش معده شدیدی بینجامد. متخصصان توصیه می کنند اگر می خواهید این علائم بهتر شده یا رفع شود حدود یک تا دو هفته رژیم غذایی تان را عوض کنید. اگر این کار فایده نداشت، با پزشک تان مشورت کنید. سوزش معده ای که از بین نمی رود یا بدتر می شود، می تواند نشانه سرطان معده، گلو یا تخمدان باشد.
تغییرات ناحیه دهان و لثه
لکه های سفید یا قرمز روشن داخل دهان یا روی لب هادر کنار زخم هایی که مدتی همراهی تان می کنند از دیگر نشانه هایی است که باید جدی بگیرید. هر دوی اینها می تواند نشانه سرطان دهان باشد، بنابراین سعی کنید با مراجعه به پزشک یا دندانساز، آزمایش و درمان های لازم را انجام دهید.
تب
تبی که قطع نمی شود یا هیچ دلیل خاصی ندارد، می تواند نشانه سرطان خون یا سایر مشکلات خونی باشد. پزشک برای تشخیص، درباره سابقه بیماری از شما سو الاتی خواهد پرسید و برای تشخیص علت آن، آزمایش فیزیکی برای تان تجویز خواهد کرد.
خستگی
بسیاری از زنان، همیشه خسته اند چرا که زندگی پر جنب و جوش و شلوغی دارند. اما خستگی مفرطی که خیلی دیر از بین می رود اصلا طبیعی نیست.
اگر خستگی مفرط شما هیچ وقت بهتر نمی شود یا علائم دیگری هم دارید، مثل وجود خون در مدفوع، حتما با پزشک تان صحبت کنید.
پزشک در این ارتباط درباره سابقه بیماری از شما سوالاتی پرسیده و آزمایش خون برای تان تجویز خواهد کرد تا انجام دهید.
سرفه
اکثر سرفه ها ظرف ۳ تا ۴هفته خوب می شوند، اما اگر سرفه های تان بیشتر از این مدت طول کشید، خصوصا اگر سیگاری هستید یا مشکلات تنفسی دارید، به هیچ عنوان آن را پشت گوش نیندازید.
اگر سرفه شما با خون همراه است، به پزشک مراجعه کنید. سرفه یکی از علائم شایع سرطان ریه محسوب می شود.
درد
سرطان درد زیادی با خود ندارد، اما دردهای مزمن و طولانی می تواند خبری با خود به همراه داشته باشد. اگر دردهایی دارید که بیش از یک ماه یا بیشتر ادامه داشته حتما با پزشک تان درباره آن صحبت کنید.
نیاز به ماموگرافی نیست؟!
همه پزشکان در این قضیه با هم موافقند و دیدگاه مشترکی دارند که آزمایش ماموگرافی و تشخیص در مراحل ابتدایی سرطان به روند درمان فرد کمک کرده و خطر مرگ را تا ۲۰ درصد کاهش می دهد و باعث می شود که درمان با آسیب کمتری همراه بوده و شانس زنده ماندن را افزایش می دهد.
تست خود شخص از سینه
آگاهی شخصی نسبت به وضعیت سینه باعث شده که توصیه های ما پزشکان جای خود را به تست شخصی بدهد. این آگاهی شامل عنوان کردن هر نوع تغییری در بافت های سینه به پزشک متخصص است. خودتان ترجیحا هفته اول بعد از اتمام عادت ماهانه سینه تان را چک کنید.
آزمایش های ماموگرافی کامل نیستند
بالای ۱۵درصد از زنان با نتایج غلط منفی در این نوع آزمایش ها روبه رو می شوند؛ حتی اگر این آزمایش طبیعی باشد، از پزشک تان بخواهید موضوع را بررسی کند.
ام آر آی انجام دهم؟
تصویربرداری از سینه از طریق آزمایش ام آر آی برای شناسایی زودهنگام سرطان سینه نسبت به سایر آزمایش ها، حساس تر است، اما آزمایش ماموگرافی تنها روش تکنیکی است که می تواند تجمع کلسیم های خرد را در سینه مشخص کند که می تواند نخستین نشانه های سرطان باشد. این آزمایش در شناسایی تغییرات مبهم در شکل سینه نسبت به سایر آزمایش ها بهتر است.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 19 خرداد 1395 ساعت: 22:33
اگر فکر می کنید که ستاره ها و افراد مشهور همیشه زندگی خوب و شادی دارند، اشتباه کرده اید. آنها هم گاهی از بیماری هایی چون افسردگی یا اختلالات روانی رنج می برند. در انیجا نام ستاره هایی را که در دورانی از زندگی شان به افسردگی مبتلا بوده اند، برایتان آورده ایم.
۱.کریستن بل
کریستن بل در یکی از مصاحبه های اخیر خود اعتراف کرد: «من به شدت با افسردگی درگیر بودم. وقتی فکر می کنم که مردم به من علاقه ای ندارند، داغون می شوم. به همین دلیل همیشه سعی می کنم که با آنها مهربان باشم.»
۲.کاترین زتا جونز
پس از استرسی که به کاترین زتا جونز پس از سرطان گلوی همسرش، مایکل داگلاس، وارد آمد، او دچار افسردگی و شخصیتی دوگانه و متغیر شد طوری که در بیمارستان تحت درمان قرار گرفت. او در مصاحبه اش با «Telegraph» گفت: «من با افسردگی دست و پنجه نرم می کردم اما زمانی که بهبود یافتم فهمیدم که من تنها کسی نیستم که از این بیماری رنج می برد. از آن زمان به بعد سعی می کنم که به بیمارانی که دچار اختلالات دوقطبی هستند، تا جایی که می توانم کمک کنم.»
۳.اشلی جاد
اشلی جاد در سال ۲۰۰۶ به دلیل افسردگی، تحت درمان قرار گرفت. او در این مورد می گوید: «در آن زمان من واقعا به کمک احتیاج داشتم. این بیماری برای من واقعا دردآور بود.»
۴.کری فیشر
کری فیشر بازیگر، نمایش نامه نویس و رمان نویس آمریکایی است که نقش پرنسس لیا اورگانا را در سه گانه اصلی جنگ ستارگان ایفا کرده است. او نیز مدتی به افسردگی و مصرف زیاد الکل مبتلا بود.
۵.کری واشینگتن
کری واشینگتن در سال ۲۰۰۹ در مصاحبه خود اعلام کرد که از افسردگی رنج می برد و این بیماری بر تغذیه او نیز تاثیر گذاشته است. او می گوید: «من افسردگی خودم را با پرخوری جبران می کردم اما پس از معالجه فهمیدم که به جای این که احساساتم را با غذا خوردن سرکوب کنم، می توانم آنها را با اطرافیانم در میان بگذارم.»
۶.گوئینت پالترو
گوئینت پالترو پس از تولد فرزندش، دچار افسردگی پس از زایمان شد. او در این باره می گوید: «خانم های زیادی به این بیماری دچار می شوند اما افسردگی به من این فرصت را داد تا با مسائل اطرافم به گونه دیگری برخورد کنم و جهان را از زاویه دیگری ببینم، تجربه ای که خیلی ها در زندگی نداشته اند.»
۷.اما تامسون
اما تامسون پس از جدایی از همسرش کنت برانا دچار افسردگی شد. او پس از معالجه گفت: «فکرش را هم نمی کردم که بتوانم از این بیماری رهایی یابم.»
۸.هالی بری
هنگامی که اولین ازدواج هلی بری با دیوید جاستیس در سال ۱۹۹۷ به طلاق ختم شد، بری اعتراف کرد که او آنقدر دچار افسردگی شده بود که به خودکشی فکر می کرد.
۹.شریل کرو
شریل کرو خواننده، ترانه سرا و موسیقی دان آمریکایی است که در دهه بیست زندگی اش چندین بار قصد خودکشی داشت. او در مصاحبه ای با مجله «Daily Mail» گفت: «من به کمک قرص های ضد افسردگی و روان پزشک ها توانستم از شرایط بدی که داشتم نجات پیدا کنم اما افسردگی جزیی از من است و آن را پذیرفته ام.»
۱۰.کیرستن دانست
کیرستن دانست می گوید: «من با افسردگی دست و پنجه نرم می کردم اما این شانس را پیدا کردم تا برای بهبود حالم به مکانی آرام بروم و تا رهایی از شر این بیماری، از خودم مراقبت کنم. من واقعا خوشبختم که این فرصت طلایی برایم بوجود آمد و توانستم از این بیماری خلاص شوم.»
۱۱.جانت جکسون
جانت جکسون امیدوار بود که با برنامه «True You» بتواند آن دسته از زنانی را که از افسردگی رنج می برند، نجات دهد. او می گوید: «الگوی من کاملا مشخص و واضح است. ترس و تردید منجر می شود که فرد نسبت به خود احساس ضعف و عدم اعتماد به نفس کند و تداوم این حس منفی در نهایت به افسردگی ختم می شود و آن هم به پر خوری و هزار بیماری و عادات نادرست دیگر که بسیاری از آنها غیر قابل جبران هستند. غذا برای خود من راه رهایی از ناراحتی ها بود.»
۱۲.دایانا، شاهدخت ولز
دیانا، قبل از مرگ اش از افسردگی پس از زایمان و پر خوری، رنج می برد.
۱۳.بروک شیلدز
بروک شیلدز بازیگر و مدل آمریکایی از افسردگی پس از زایمان رنج می برد. او خاطرات تلخ خود را در کتابی با عنوان « Down Came the Rain» در سال ۲۰۰۶ جمع آوری کرد تا دیگران هم از دردهایی که او در مسیر زندگی اش کشید، آگاهی یابند.
۱۴.سلما هایک
شاید باور کردنش برایتان سخت باشد اما سلما هایک هم مدتی از افسردگی رنج می برد. او آنقدر از پوست صورتش ناراضی بود که ترجیح می داد در خانه بماند و کسی او را نبیند.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت: 23:11
ویتامین ها نقش مهمی را در بدن انسان ایفا می کنند. به نحوی که کمبود ویتامین (حتی یکی از آن ها) می تواند برای هر فردی مشکلات اساسی را به وجود آورد. در این مقاله قصد داریم تا به بررسی ۸ نشانه بسیار مهم کمبود ویتامین در بدن اشاره کنیم. علائم و نشانه هایی که می توانند در فعالیت های روزانه شما پدیدار شوند.
ناخن های شما شکننده شده است
حتی بسیاری از افراد سالم نیز ممکن است گاهی به مدت کمی کمبود ویتامین پیدا کنند. بنابراین اگر شما چنین علامتی را دیدید، به معنی آن است که شما نیازمند خوردن مواد مغذی هستید.
وقتی بدن شما کم آهن باشد، قسمت هایی از بدن دچار ضعف شده و موجب رنگ پریدگی در چهره شما خواهد شد. بعضاً ممکن است ناخن های شما نیز بسیار نازک و شکننده شوند. معمولاً بانوانی که خونریزی های قاعدگی طولانی و زیادی دارند بیشتر در معرض خطر برای فقر آهن هستند. اگرچه مردان هم نیازمند جذب آهن بیشتری هستند.
← راه حل
زنان قبل از یائسگی نیازمند خوردن ۱۸ میلی گرم در روز آهن هستند. مردان و زنان یائسه نیز روزانه باید ۸ میلی گرم آهن مصرف کنند. بدن شما می تواند بهترین آهن را از گوشت قرمز، مرغ، غذاهای دریایی، اسفناج، مرکبات، نخود و دیگر غذاهای حاوی ویتامین C کسب کند.
فشار خون شما بیش از حد بالا است
بالا رفتن فشار خون می تواند حاصل کمبود ویتامین D در بدن شما باشد. اگرچه تعداد کمی از افراد آسیایی از کمبود این ویتامین رنج می برند. تحقیقات جدید نشان می دهد که مصرف اندازه این ویتامین می تواند چربی خون را پایین آورد.
← راه حل
بزرگ سالان نیازمند مصرف روزانه ۶۰۰ UI (واحد بین المللی) ویتامین D هستند. در چند ماده غذایی این ویتامین به وفور یافت می شود که از آن ها می توان به اره ماهی، ماهی قزل آلا، شیر غنی شده، آب پرتقال و همچنین قارچ اشاره کرد. البته اگر علاقه ای به این مواد غذایی ندارید می توانید مکمل های ویتامینه را از داروخانه ها تهیه کرده و روزانه میل کنید.
فشار خون شما بیش از حد پایین است
این علامت نیز یکی دیگر از نشانه های کمبود ویتامین B۱۲ در بدن شما است که بر روی سیستم عصبی شما تأثیرات مستقیمی می گذارد و از نگه داشتن سطح استاندارد فشار خون بدن جلوگیری می کند. البته علائم دیگری نیز برای تشخیص کمبود ویتامین B۱۲ در بدن وجود دارد که عبارت از سرگیجه، ضعف عضلانی و عدم کنترل مثانه هستند.
← راه حل
بزرگ سالان نیازمند مصرف روزانه ۲.۴ میکروگرم ویتامین B۱۲ هستند. مواد غذایی فوق العاده مناسبی حاوی این ویتامین نظیر صدف، ماهی قزل آلا، گوشت گاو، شیر و تخم مرغ وجود دارد. البته مکمل زیرزبانی نیز برای رفع این مشکل وجود دارد که بهترین راه برای بالا بردن ویتامین B۱۲ در افراد مسن است که گاهی سخت می توانند این ویتامین ها را از مواد غذایی جذب کنند.
عضلات ساق پای شما گرفته است
بدن شما برای ساخت عضلات و پروتئین نیازمند «پتاسیم الکترولیت» است. به وجود آمدن یک توده تو خالی از مواد معدنی می تواند موجب گرفتگی عضلانی شود که اغلب در ساق پا رخ می دهد. کمبود پتاسیم به ندرت در رژیم های غذایی یافت می شود ولی عوارضی مانند اسهال، تعریق بیش از حد، استفراغ و از دست دادن مایعات بدن مقصر اصلی این موضوع هستند.
← راه حل
شما باید در روز بیش از ۴,۷۰۰ میلی گرم منابع غذایی مانند سیب زمینی، موز، آووکادو و آب نارگیل میل کنید.
شما همیشه احساس خستگی می کنید
کمبود ویتامین C در بدن شما می تواند علت این قضیه باشد. معمولاً در گروه های خاص مانند افراد سیگاری خطر کمبود ویتامین C بیشتر از بقیه افراد یافت می شود که این میزان تقریباً سه برابر افراد معمولی است.
← راه حل
زنان نیازمند مصرف کردن روزانه ۷۵ میلی گرم و مردان نیز ۹۰ میلی گرم ویتامین C هستند. این در حالی است که افراد سیگاری باید میزان کمتری (۳۵ میلی گرم در روز) از این ویتامین را مصرف کنند. شما می توانید برای جبران این ویتامین در بدن خود از انواع مرکبات، طالبی، کیوی، آناناس، گوجه فرنگی، اسفناج، فلفل و کلم بروکلی استفاده کنید.
تولید هورمون های تیروئید شما کاهش یافته است
هرچند که به وجود آمدن این مشکل نادر و بسیار کم است اما می تواند انجام برخی از آزمایش های مختلف منجر به کاهش تولید هورمون تیروئید شود. مصرف کم ید به ویژه باری زنان باردار بسیار خطرناک است و حتی می تواند منجر به سقط جنین نیز شود. به گزارش CDC مصرف اندازه ی ید می تواند برای هر فردی ضروری باشد.
← راه حل
اغلب بزرگ سالان نیازمند مصرف روزانه ۱۵۰ میکروگرم ید بوده و زنان باردار نیز باید ۲۲۰ میکروگرم روزانه ید مصرف کنند. برای این کار می توانید مقداری نمک یددار، نمک دریایی و غیره را به غذاهای خود اضافه کنید. البته غذاهای حاوی ید مانند غذاهای دریایی و لبنیات نیز برای جبران ید در بدن بسیار مؤثر هستند.
اخیراً چندین بار شکستگی استخوان های خود را تجربه کرده اید
وقتی بدن شما کمبود کلسیم معدنی را حس می کند، در معرض خطر نرمی استخوان و بیماری هایی هستید که خطر پوکی استخوان را در شما افزایش می دهد. استخوان ها در سن ۳۰ سالگی به حداکثر قدرت خود می رسند و پس از آن به آرامی کلسیم خود را از دست می دهند. بنابراین خیلی مهم است که شما روزانه در کنار فعالیت هایی مانند پیاده روی و ایروبیک، مقدار مناسبی کلسیم را نیز کسب کنید.
← راه حل
مردان و زنان قبل از یائسگی نیازمند کسب ۱,۰۰۰ میلی گرم کلسیم در روز هستند و زنان یائسه نیز بایستی روزانه ۱,۲۰۰ میلی گرم کلسیم کسب کنند. بهترین منابع غذایی حاوی کلسیم عبارت از شیر (شیر، ماست و پنیر)، برخی سبزی های برگ دار (خربزه، شلغم و کلم پیچ) و همچنین آب غنی شده هستند.
لب های شما ترک خورده است
اگرچه این مشکل رایج نیست اما دلیل اصلی آن می تواند کمبود ویتامین B۶ در بدن شما باشد که بدن شما از طریق پوست این علائم را نشان می دهد. از علائم آن می توان به پوسته پوسته شدن لب و ملتهب شدن آن اشاره کرد. برخی از قرص های کنترل بارداری نیز می توانند دلیلی برای کمبود این ویتامین بر روی بدن شما باشند.
← راه حل
تمامی افراد تا سن ۵۰ سالگی نیازمند دریافت روزانه ۱.۳ میلی گرم هستند. این در حالی است که زنان مسن تر نیازمند ۱.۵ میلی گرم و مردان مسن تر نیز نیازمند ۱.۷ میلی گرم ویتامین B۶ هستند. این ویتامین را می توانید در مواد غذایی مانند نخود، ماهی تن، ماهی قزل آلا، غلات غنی شده و موز یافت کنید و یا با تجویز پزشک از مکمل های غذایی روزانه استفاده کنید.
گجت نیوز - معین کریمی
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت: 23:11
برخی سبک های آرایشی برای برخی مجالس و میهمانی ها مناسب نیستند توصیه می کنیم در نحوه آرایش صورت خود تغییراتی ایجاد کنید راهنمایی هایی مختلف را در ادامه مطلب برایتان اورده ایم
اگر قرار است شما برای یک برنامه رسمی، یک دعوت یا یک دورهمی دوستانه، شب هنگام به بیرون از خانه بروید، باید حتما این نکته را بدانید که در چنین موقعیتی قرار نیست آرایش شب شما زیاد و سنگین باشد چون نه مجلس عروسی در کار است و نه قرار است روی فرش قرمز راه بروید. یک دورهمی شبانه رسمی هم آرایش مخصوص خودش را دارد که با بایدها و نبایدهایش در این متن آشنا می شوید.
نباید: زیادی تیره شوید!
برای یک دورهمی شب غیر رسمی می توانید از کرم پودرهای برنزه استفاده کنید چون به هر حال فصل گرما از راه رسیده و کرم پودرهای برنزه حسابی قابل استفاده هستند. با این حال نباید زیادی پوست تان را تیره کنید. تغییر ناگهانی قیافه شاید خیلی هم جذابیت نداشته باشد و برعکس شما را غیر عادی جلوه دهد. بنابراین همینقدر که یکی، دو درجه از رنگ پوست خودتان تیره ترشوید، کفایت می کند.
باید: مرطوب کننده بزنید
حتما و قطعا باید زیر آرایش خود در هر موقعی از سال که هستید مرطوب کننده بزنید. حتی زیر کرم پودر. اگر می خواهید آرایش حسابی روی صورت تان بخوابد، مرطوب کننده را به یک وسیله قطعی در کیف لوازم آرایش خود تبدیل کنید. ترجیحا برای مواقعی که قرار است مقدار آرایش شما کمی بیشتر شود از لوسیون های مرطوب کننده استفاده کنید نه کرم. به این ترتیب صورت تان هم سنگین نمی شود.
باید: خط چشم باریک و کوتاه بکشید
برای حضور در یک جمع ساده هنگام شب از کشیدن خط چشم های پهن و بلند که سرتاسر چشم های شما را بپوشاند قطعا پرهیز کنید. خط چشم اتفاقا به صورت روح می دهد اما برای چنین موقعیتی یک خط چشم نازک و کوتاه کفایت می کند. ساده و در عین حال شیک و باوقار. همین کافی است.
باید : لاک ملو بزنید
برای شام خوردن با دوستان در یک شب آرام و ساده می توانید از لاکی با رنگ ملو و آرام استفاده کنید. فصل گرما ، فصل رنگ های تند و جیغ نیست پس بروید سراغ رنگ های ملو و در عین حال با نشاط. رنگ لاک تان را می توانید بر اساس لباس هایی که می پوشید انتخاب کنید تا همخوانی بیشتری با استایل شما داشته باشد.
باید : سایه با رنگ خط چشم همخوان باشد
وقتی خط چشم مشکی استفاده می کنید یا قهوه ای ، سایه ای که می خواهید بالای چشمتان استفاده کنیدباید با رنگ خط چشم همخوانی داشته باشد. یادتان باشد سایه های رنگی مثل سبز،آبی و بنفش برای مهمانی های کاملا تشریفاتی مناسب هستند نه یک شام غیر رسمی دوستانه. شما در یک جمع راحت هستید؛ بنابراین اینکه چه سایه چشمی استفاده می کنید نشان خواهد داد چقدر در آرایش کردن حرفه ای هستید.
نباید: گونه های تان زیادی گل بیندازد
باید مراقب استفاده از رژگونه در چنین مواقعی باشید. برای چنین موقعیتی بهترین انتخاب پخش کردن رژگونه ای برنزه روی گونه های تان است. فراموش نکنید رژگونه های سرخابی، آجری و صورتی مناسب مجالس بیش از حد تشریفاتی هستند نه یک شام دورهمی. در آرایش شب هم تفاوت هایی وجود دارد که باید آنها را از هم تشخیص بدهید.
باید: چشم ها کمی دودی شوند
باید از سیاه کردن چشم های تان و اغراق در این زمینه بپرهیزید؛ به خصوص اگر برای صرف شام به یک فضای عمومی دعوت شده اید. شما می توانید با سایه ای تیره رنگ کمی هاله دودی رنگ به اطراف چشم هایتان بدهید تا صورت تان رنگ و رمق بگیرد اما بیشتر از این، مناسب برای مهمانی های مفصل تر است که در چنین مواقعی شما باید از آن سبک آرایش پرهیز کنید.
باید: ریمل بزنید
ریمل از آن دست آرایش هایی است که برای همه مواقع جواب می دهد. حالا اما می توانید مقدار آن را کمی بیشتر کنید. البته منظور این نیست که از مژه مصنوعی و فر مژه استفاده کنید بلکه فقط کافی است کمی ریمل بیشتر بزنید تا چشم های تان از بی حالی در بیاید. همراه یک خط چشم باریک، این شکل ریمل زدن ایده آل است.
نباید: کرم پودر سنگین بزنید
قرار است فقط با دوستان تان در یک رستوران شام بخورید؛ بنابراین لطفا سراغ کرم پودرهای سنگین نروید. یک مرطوب کننده رنگ دار برای اینکه آرایش روی صورت شما بخوابد کفایت می کند. باور کنید گاهی هر چه برخی آرایش ها کمتر باشد بهتر است و وقار شما هم بیشتر می شود.
باید: از فیکس کننده آرایش استفاده کنید
برای اینکه مجبور نشوید وسط یک دورهمی دوستانه، مثلا در یک رستوران برای تجدید آرایش بروید بهتر است از فیکس کننده های آرایشی استفاده کنید. استفاده از فیکس کننده البته برای زمان تقریبی ۱۶ ساعت، آرایش را روی صورت شما به همان قوت اولیه حفظ می کند؛ بنابراین به خصوص حین غذا خوردن دیگر نگران ریختن آرایش خود نخواهید بود.
نباید: رژلب براق بزنید
رژلب های صیقلی و براق مناسب برای مجالسی مانند عروسی هستند. شما به یک شام معمولی دعوت شده اید؛ بنابراین دور این رژلب ها را خط بکشید. سراغ رژلب های ساده تر بروید که ماندگاری بالایی داشته باشند و نیازی به تجدید آنها نباشد. با توجه به اینکه در فصل بهار به سر می بریم رژلب های صورتی ملایم می توانند گزینه های مناسبی باشند.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت: 23:11
تنها زندگی می کند. سال های زیادی است که در گوشه ای آرام به کار خودش مشغول است. شعر می نویسد، نقاشی می کشد و گیتاری هم دارد که با آن در خیابان و پارک، موسیقی دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی می نوازد. یادگاری از روزهای دبیرستان و افسانه «بیتل ها» و «صفحات ۴۵ »دور... در روزگاری که فرزندان بی استعداد سلبریتی های دسته چندم، بازار هنر را صرفا به دلیل نسبت خانوادگی قُرق کرده اند، کامیار شاپور، فرزند پرویز شاپور و فروغ فرخزاد، سرش در لاک خودش است و کمتر کسی از او خبر دارد.
شاید اگر مادر و پدرش هم در این روز ها زنده بودند؛ نمی خواستند پسرشان به دلیل فرزند آنان بودن سری در سر ها در بیاورد، بی تردید اگر سال ها پیش مهاجرت نکرده بودند، به دور از هیاهویی تحت عنوانِ «هنر» و بی اعتنا به به بازار، آنها هم در گوشه ای به شعرگفتن و نقاشی کشیدن مشغول بودند و مشکلی نداشتند که پسرشان در خیابان می نوازد. موسیقی خیابانی برای کامیار شاپور محلی برای کسب درآمد نبوده است، او هم زمان آنچه را یاد می گیرد گاهی با مردم کوچه و خیابان به اشتراک می گذارد، چندباری هم گرفتار شده و تذکر شنیده است، برای همین این روز ها ترجیح می دهد در تنهایی بنوازد. زندگی اگرچه برایش در لحظات زیادی بی معنا می شود و دیگر نه نقاشی و نه شعر و نه فرزند فروغ بودن، هیچ کدام اعتباری به لحظه هایش نمی دهد اما موسیقی تنها دستاویزی است که به قول خودش با آن زهرِ زندگی را می گیرد، آخرین روزنه برای گریز از روزمرگی و بیهودگی.
می دانم شعر می گویید و نقاشی می کشید و ساز هم می زنید. البته الان متوجه شدم مجسمه هم می سازید. کدام برایتان جدی تر است؟
کارهای مختلفی می کنم، البته به این معنی نیست که به همه آنها می رسم! تا وقتی پدرم زنده بود این حرف را نمی زدم اما در واقع شعر برایم در حاشیه قرار دارد یعنی خیلی برایش انرژی نمی گذارم و یا اینکه بخواهم درباره اش مطالعه کنم البته انتشارات مروارید سه کتاب از من چاپ کرده...
تا جایی که می دانم دو مجموعه از شما چاپ شده و یکی هم که نامه های فروغ به پدرتان بود؟
کتاب سوم مدت هاست در ارشاد مانده و هنوز منتشر نشده، به هرحال شعر محوریت کارم نیست و لابد این یکی هم اگر منتشر شود مثل قبلی ها همان یک بار چاپ می شود و پرونده اش بسته خواهد شد...
فکر کنم مشخص ترین فعالیتتان در این سال ها نوازندگی بوده؟
وقتی از انگلیس برگشتم فعالیت اصلی ام نقاشی بود و اصلا رشته تحصیلی ام بود. چند تا نمایشگاه هم گذاشتم. در واقع نگاهم به نقاشی حرفه ای بود، اما اگر می خواستم درآمد داشته باشم باید تن به چیزهایی می دادم که خیلی با روحیاتم هماهنگ نبود و بعد از فوت پدرم خیلی کار نکردم و فقط در یک نمایشگاه گروهی شرکت کردم...
از چه زمانی به طرف موسیقی کشیده شدید، از دوران کودکی ساز می زدید؟
من از فروغ خیلی کم خاطره دارم. هم خانه پدری ام و هم خانه فروغ در خیابان امیریه بود. از خانه پدری ام خیلی چیز ها یادم است اما از خانه فروغ چیزی به خاطر ندارم، فقط تصویری مبهم در ذهنم است؛ خانه فروغ حیاط بزرگی داشت و پله هایی که به ایوان منتهی می شد. من یک آکاردئون داشتم که فروغ برایم خریده بود. تصویری یادم است که از پله ها به طرف حیاط می دویدم و دوتا از دایی هایم که تقریبا هم سن وسال من بودند دنبالم بودند تا آکاردئون را از من بگیرند. این قدیمی ترین خاطره ام از ساززدن در دوره کودکی ام است.
با آن آهنگ می زدید؟
فکر می کنم می شد، اما خیلی آکاردئونش حرفه ای نبود. تقریبا حالت اسباب بازی داشت و برای بچه ها بود. در کودکستان هم که بودم یک بار مراسم جشن بود و گفتند: «کی می تواند بخواند؟» من بلند شدم و یک آهنگی را که آن روز ها گل کرده بود خواندم: «طوفان در دریا غوغا می کرد، بی دادی در کشتی ها به پا می کرد، دست ناخدا...» شعرش را آن موقع هم کامل حفظ نبودم و همین قسمتش را خواندم و باقی اش را فراموش کردم... بعد ها که بزرگ تر شدم گرامافون داشتیم صفحه های سینگل ۴۵ دور و آلبوم ۳۳ دور می خریدم و دائم موسیقی گوش می دادم... .
آهنگ هایی که الان می خوانید هم مربوط به همان دوره است یعنی موسیقی راک و بلوز دهه ۶۰ و ۷۰... .
بله، برای دوران دبیرستان که دورِ بیتل ها بود... در همان دوره دبیرستان چند جلسه کلاس گیتار رفتم اما چون سال آخر بودم باید درس می خواندم که تجدیدی نیاورم چون قرار بود برای ادامه تحصیل به انگلیس بروم و نمی خواستم عقب بیفتد، برای همین موسیقی را کنار گذاشتم... .
تجدید نیاوردید؟
نه، درسم خوب بود، یعنی خیلی دنبال نمره بالا نبودم اما بالاخره پاس می کردم. درواقع رشته طبیعی را انتخاب کرده بودم که آسان تر بود و بیشتر می توانستم علافی کنم!!
بعد که از ایران رفتید دیگر موسیقی کار نکردید؟
داستان موسیقی برای من خیلی به کندی و در طول زمان پیش رفت. از ۱۶ سالگی همیشه گیتار همراهم بوده. در خانه شیخ هادی که بودیم وقتی با پدرم زندگی می کردم خیلی بیشتر تمرین داشتم اما از وقتی پدرم ناخوش شد بیشتر وقتم به مراقبت از او می گذشت و کمتر به موسیقی می رسیدم. چون من و پدرم و عمویم با هم زندگی می کردیم و خیلی از کار ها را باید من انجام می دادم. بعد از فوت پدرم درواقع گیتار برایم جدی تر شد. سه سالی که درخانه عمه ام بودم اما خیلی شرایط زندگی برایم سخت شده بود برای همین از آنجا رفتم و ۹ سال هم با آقای رضا کیکاووسی زندگی می کردم. درواقع در کل این مدت بیشتر وقتم به تمرین و نواختن می گذشت... .
داستان خیابان از چه زمانی شروع شد؟
بعد از فوت پدرم. خانه عمه ام قیطریه بود. صبح های زود می رفتم درکه و آنجا ساز می زدم و بعضی وقت ها هم کسی رد می شد و پولی برایم می انداخت مثلا ۵۰ تومان که آن موقع پول زیادی بود بعد از آن مرا گرفتند و البته گیتارم را پس دادند و فقط تعهد گرفتند که دیگر ساز نزنم. البته این را هم بگویم آن زمان خیلی وارد نبودم چون معلم نداشتم و همین طور خودم برای خودم می زدم شاید برای همین خیلی طول کشید تا یاد بگیرم. البته مسائل دیگری هم دخیل بود؛ مثلا از این شاخه به آن شاخه پریدن. در انگلیس ابتدا مهندسی برق و الکترونیک خواندم و بعد از یک سال رفتم علوم اجتماعی و جامعه شناسی بعد از آن هم خوشم نیامد و رفتم رشته نقاشی... . یعنی هیچ وقت روی یک رشته متمرکز نشدم. بی قرار بودم و چیزی راضی ام نمی کرد... برای همین در این سن و سال و اینقدر دیر تازه کمی به نتیجه رسیدم.
خب از طرفی خوشحالم و از طرفی افسرده ام چون ناخودآگاه می بینم که مرگ نزدیک است و خیلی چیز ها برایم اهمیتش را از دست می دهد. قبلا صبح ها خیلی زود از خواب بیدار می شدم اما این روز ها انگیزه ای برای بیدارشدن ندارم. خیلی کلی به همه چیز نگاه می کنم، حس می کنم خب که چی این کره زمین و این آدم ها چرا زندگی می کنند وقتی هیچ چیز پایدار نیست و همه چیز نابود می شود، ۴۰ سال دیگر من که حتما با دنیا خداحافظی کرده ام و البته تمام کسانی که می شناسم! برای همین یک حس بیگانگی غریبی پیدا می کنم... .
فکرکردن به مرگ معمولا بازدارنده است اما فکر می کنم در یک مرحله ای همین مرگ اندیشی منجر به آفرینش و خلق اثر هنری می شود... .
درست است. ولی این آثار آدم هاست که باقی می ماند نه خودشان. بگذریم می خواهم بگویم برای بیدارشدن چنین پروسه ای را طی می کنم و با مشقت از خواب بیدار می شوم و کمی گیتار می زنم تا حالم جا بیاید یعنی به هر ضرب و زوری جلوی زهر روزمرگی را می گیرم و به یک حالت خوشحالی و بی خیالی می رسم.
یعنی موسیقی نجاتتان می دهد... .
بله به قول پدرم بالاخره باید با چیزی زهر زندگی را گرفت.
شما هیچ وقت از اسم پدر و مادرتان استفاده نکردید. اصلا همین که در خیابان ساز می زنید کسی چه می داند شما پسر فروغ هستید شاید اگر به کسی هم بگویید باور نکند!
همان طور که گفتم این داستان خیابان بعد از فوت پدرم شروع شد. وقتی پیش آقای کیکاووسی بودم می رفتم پارک کوروش تا هم ساز بزنم هم اگر بشود درآمدی داشته باشم. همان زمانی بود که خیلی خوب نمی زدم ولی خب لک و لکی می کردم بعد از آن می رفتم پارک قیطریه و پارک اندیشه و خانه هنرمندان ولی خب در آمدی نداشتم. حتی دو بار رفتم ترکیه و سازم را هم بردم ولی یک بار که هوا تمام مدت بارانی بود، نوبت دوم هم معدن ریزش کرد و تعداد زیادی کارگر زیر آوار ماندند و چند روزی که آنجا بودم عزای عمومی اعلام شد!
عجب شانسی... .
بله، در همان دوران بود که آن فیلم مستند را هم درباره ام ساختند... الان چند وقتی است که خیلی حوصله خیابان را هم ندارم. حالا شاید در پارک خانه هنرمندان بزنم چون احتمالا آنجا کمتر گیر بدهند، البته هنوز تصمیم خاصی ندارم... .
موسیقی برای شما نه در آمدی داشته و نه شهرتی اما همچنان هنوز ادامه می دهید. نوازندگی در خیابان برای شما چه وجهی دارد؟
برای من راهی برای شارژشدن بود و سوای اینکه پولی بگیرم یا نه تظاهر و بیانش تأثیر مثبتی روی من دارد زمانی هم می رفتم کافه یا خیابان و نقاشی می کشیدم از این مدل کارکردن لذت می بردم البته بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که در تنهایی نسبت به کارم جدی تر هستم برای همین مدتی است که در خانه ساز می زنم. شاید اگر نقاشی را ادامه داده بودم اتفاق دیگری می افتاد اما الان وضعیت مشخصی ندارم، گیجم و نمی دانم می خواهم چه کار کنم. ممکن است از ایران بروم اما دقیقا مقصد خاصی ندارم شاید هم بمانم. سال هاست در همین شرایطم و هنوز تصمیم خاصی ندارم... .
عذر می خواهم که می پرسم اما درآمدتان از کجا تأمین می شود؟
از موسیقی خیابانی درآمدی ندارم. یعنی بیشترین پولی که در یک روز به من دادند ۲۲ هزارتومان بود ضمن اینکه خیلی هم از نوازندگی خودم راضی نبودم البته از اینکه مردم به ساززدنم گوش می دادند خوشحال می شدم... حدودا یک سال می گذرد که دیگر در خیابان ساز نزدم چون به درگیری و اعصاب خورد کنی اش نمی ارزید. برای همین تمام وقتم در خانه تمرین می کنم. در مورد درآمد تا وقتی که در س می خواندم پدرم هزینه هایم را می داد و بعد هم که فوت شد از خانه پدری ارث بردم که همین خانه را خریدم البته کارهایی هم می کنم. کتاب های پدرم هم تجدید چاپ می شود که البته پولش چشمگیر نیست، تا سال ۷۵ از آثار فروغ هم درآمدی داشتم تا اینکه قانون ۳۰ ساله به پایان رسید البته در باره کتاب های فروغ هنوز دعوا داریم. حریف ناشرین نمی شویم، یکی دو تا نشر راضی شدند اما اکثرا زیر بار نمی روند کار ها در دادگستری هم خیلی به کندی پیش می رود و هنوز هیچ جوابی نگرفته ایم و الان وکیلی که از طرف خانه هدایت آمده دنبال کارهاست که البته فکر نکنم به عمر من قد بدهد. راستش من اصلا حسابی روی کتاب های فروغ و قانون ۵۰ ساله نشر باز نمی کنم. پروسه بررسی پرونده در دادگستری یک فرایند فرسایشی است. از طرفی دنبال این کاررفتن هزینه دارد و اصلا معلوم نیست در نهایت نتیجه ای داشته باشد. فقط انتشارات مروارید حق التالیف کتاب های خودم و مادرم و پدرم را می دهد ولی الباقی نه آن چنان!
عمران صلاحی برای چاپ کتاب های خودتان کمک کرد؛ درست است؟
عمران صلاحی به من کمک کرد و کتاب نامه های مادرم را او تنظیم کرد البته کار زیادی نداشت و عین نامه ها چاپ شد ولی خب من هیچ تجربه ای نداشتم و او زحمت پروسه چاپ را کشید.
مادر و پدرتان دوستان زیادی داشتند که خیلی هایشان تا چند سال پیش هم زنده بودند و تک و توک الان هنوز هستند با آنها هیچ ارتباطی ندارید؟
دوستان پدر و مادرم را همه شان را تقریبا می شناسم اما با هیچ کدام معاشرت و رفت وآمدی ندارم. خاله ام پوران را از سال ۷۸ ندیدم. از خانواده پدری هم که با آنها بیشتر در ارتباط بودم بی خبرم یعنی آن قدر که حتی اگر کسی فوت شده هم خبر ندارم فقط یک عمو و پسرعمو دارم که گه گاهی با آنها در تماس هستم. راستش بعد از اینکه پدر و عمویم فوت شدند ما وکیلی داشتیم که دوست صمیمی پدرم بود آقای «علی محمد نادر پور» برادر نادر نادر پور بود که با خانمش آمدند همه وسایل مادرم و پدرم را از خانه ما بردند چون من آن موقع بیمار بودم. چرخ خیاطی و فرش فروغ و خیلی چیزهای دیگر و حتی یک وکالتنامه از من گرفته بودند که خانه را هم از من بگیرند من هم خیلی حال خوشی نداشتم ولی با همان وضعیت رفتم و وکالتنامه را باطل کردم وگرنه خانه شیخ هادی را هم از دست می دادم... .
یعنی چه؟!
یعنی چون ارزشمند بود با خودشان بردند حالا یا سرخود این کار را کردند یا از طرف دوستان و آشنایان مأمور شده بودند که آنها را ببرند برای کسی که همه وسایل را جمع می کرد!
چه کسی؟
نمی خواهم وارد جزئیات بشوم البته این دیگر جزئیات نیست، اما نمی خواهم به این شکل اتهام بزنم. غیر از آن نقاشی های پدرم هم بود که عمه ام صاحب شد و همه اینها چیزهایی است که همین وکیلی که دنبال حق التألیف کتاب های فروغ است دنبال می کند. کتابخانه و تمام آرشیو هایم را خانواده عمه ام بردند، ببینید اصلا سال هاست حرفی از پرویز شاپور نیست چون اکثر کار ها دست آنهاست و نه نمایشگاهی می گذارند و نه... . این از خانواده و فامیل پدرم. فقط یک بخشی از نقاشی های پدرم مانده که می خواستم به صورت کتاب منتشر کنم که ناشری پیدا نکردم و حالا شاید نمایشگاهی بگذارم با کمک دوستان اگر عمری باقی باشد. و کتاب هایی هم درباره فروغ و پدرم در دست تهیه است. کل زندگی من همان خانه پدری ام بود که به من رسید. البته از فروغ سوای دست نوشته های شعرهایش چیزهای دیگری هم باقی مانده بود؛ چند تابلو از سهراب سپهری و بهمن محصص و دیگران که خاله مرحومم (گلوریا فرخزاد) صاحب شد و راستش نمی دانم سر این وسائل بعد از فوت خاله ام چه آمد؟ دنبالش بودم که ببینم چه شده که دایی ام امیر فرخزاد هم فوت شد و از طریق او هم نتوانستم پیگیری کنم، البته شک و گمانی دارم اما مطمئن نیستم و البته این خانم وکیل گفته که دنبال اینها هم هست.
فکر می کنید واقعا این وکیل می تواند همه اینها را پس بگیرد؟!
نه نه، اولا دنبال جنجال نیستم و من هیچ حسابی روی این ها نمی کنم دیگر.
حداقل باید معلوم شود این کار ها الان کجاست. می دانید همین تابلو ها الان در حراج ها و بین مجموعه داران صد ها هزار دلار به فروش می رود؟
بله می دانم. درواقع وقتی من انگلیس درس می خواندم تابستان ها به ایران می آمدم یک تابستان خاله ام گفت بیا برویم سراغ ابراهیم گلستان. خانه فروغ برای ابراهیم گلستان بود و وسایل فروغ هم در آن خانه بود. ابراهیم گلستان هم هر آنچه از فروغ مانده بود به ما داد؛ عکس ها، دفترهای فروغ و کتابخانه شخصی اش و وسایل خانه... و همه آنها را بردیم خانه پدری ام. چند سال بعد ابراهیم گلستان آن زمان از ایران رفته بود پیغام داد که چند تابلو را سپرده بودند به خانواده شان که دوباره با خاله ام گلوریا رفتیم و همسرشان فخری خانم آنها را تحویل من دادند؛ تابلویی از محصص بود که تا جایی که یادم است یک پرنده بود، از تابلوی سهراب سپهری یک عکس دارم که یک اثر آبستره است با تم خاکستری و آبی و سیاه روی زمینه کرم رنگ و تابلویی از فیروز شیوانلو و پرتره ای از فروغ که فکر کنم بیژن صفاری کشیده بود و تابلوهای دیگری از نقاشان مشهور... چون خانه ما جا نداشت آنها را به خانه گلوریا بردیم که مدت ها هم به دیوار بود اما به مرور خاله ام آنها را صاحب شد.
چرا آنها را پس نگرفتید؟
اتفاقا یک جلسه فامیلی هم گذاشتیم چون تابلو ها را به من پس ندادند که در آن جلسه دکتر امیر، پوران، گلوریا و دایی ام مهرداد قبول نکردند تابلو ها را به من بدهند و فقط دایی کوچکم مهرداد به من حق داد و من هم خیلی ناراحت شدم و به حالت قهر بیرون آمدم. دوره موشک باران تهران بود من هم از ناراحتی باقی چیز ها را بردم آنجا گذاشتم یعنی حتی عکس ها را هم بردم... .
دست نوشته های فروغ چه شد؟
من نمی توانستم درست خط فروغ را بخوانم. البته عمران صلاحی خیلی خوب دست خط فروغ را می خواند، اما آن زمان هنوز با عمران آشنا نبودم. خاله ام گلوریا گفت می تواند خط فروغ را بخواند و من آنها را به همین خاطر به او دادم اما هیچ وقت آنها را به من برنگرداند تازه حتی چشمش دنبال نامه های فروغ به پدرم هم بود که دیگر من هیچ چیزی از مادرم نداشته باشم. یعنی شاید تنها یک عکس از فروغ میان خرت وپرت هایم که روی کاغذ کپی است باقی مانده باشد. فقط نامه های فروغ به پدرم باقی ماند. به هرحال ارزش های زندگی خانوادگی به این شکل مشخص می شود در کشور گل و بلبل. من سر همین اتفاقات عمیقا دلخور شدم حتی وقتی پدرم بیمار شد سنگ مثانه آورده بود بردیمش بیمارستان و به یک دکتر اورولوژ احتیاج بود که دایی ام امیر تخصصش را داشت اما به او نگفتم بیاید و بعد هم که پدرم فوت شد... .
به نظرم بعد از فوت پدرتان زندگی شما خیلی تغییر کرد چون خیلی چیز ها را معطوف به مرگ پدرتان می کنید. مرگ فروغ هم برایتان متأثر کننده بود؟
خاطرات خیلی کمی از فروغ دارم. آنچه دقیقا یادم است، یک بار بوده یعنی یک سال قبل از مرگش؛ آمده بود دم دبیرستان فیروز بهرام و زنگ آخر کمی با هم قدم زدیم و رفت، بعد از آن دبیرستان البرز بودم که خبر فوتش را از یکی از همکلاسی هایم شنیدم. ببینید مسئله عاطفه به وابستگی برمی گردد و آن هم وقتی به وجود می آید که با کسی در ارتباط باشید... .
غیر از وابستگی منظورم جای خالی و فقدانش نه حالا تحت عنوان فروغ. منظورم در جایگاه مادر است... .
خب بعضی اوقات خوشحال می شوم که مادرم فروغ بوده، ولی خب احوال آدم متغیر است. گاهی وقت ها هم با خودم می گویم بی کار بودید که مرا به دنیا آوردید. البته آنها که نمی توانستند آینده را پیش بینی کنند ولی خب الان من نه ازدواج کردم و نه فرزندی دارم چون سوای همه ماجرا ها خودم احساس رضایت نمی کنم که حالا بخواهم موجود دیگری را به دنیا بیاورم و بعد بروم پی کارم. دوست ندارم مسئولیت فرزندداشتن را عهده بگیرم. البته دیگر پیر تر از آن هستم که چنین اشتباهی را مرتکب شوم، اما در کل نمی خواستم یکی روزی بگوید چرا من را به چنین دنیایی آوردی.
مرجان صائبی
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 11 خرداد 1395 ساعت: 17:36
با چه مواد غذایی می توانیم مغزمان را تقویت کنیم چه نوع خوراکی هایی به ما در این زمینه کمک می کنند آرامش و سلامتی مغز در گرو استفاده از چه خوراکی هایی است
بسیاری از غذاهایی که برای سلامت کلی بدن مفید هستند، منجر به افزایش قدرت مغز نیز می شوند. بنابراین اگر شما به دنبال افزایش کارایی فکر خود هستید، می توانید روزانه به سراغ انتخاب این غذاها بروید.
مغز مهمترین و پرنیازترین عضو بدن از نظر دریافت مواد غذایی است و می توان گفت ده برابر بیش از سایر ارگان ها نیاز به مواد غذایی دارد و ۲۰ درصد کالری روزانه بدن را استفاده می کند.
در اینجا ۱۰ ماده غذایی موثر برای افزایش هوش و کارایی فکری معرفی شده است:
ماهی های روغنی برای حفظ مغز سالم: انواع ماهی های چرب مانند ساردین و قزل آلا حاوی اسیدهای چرب امگا ۳ است و خوراکی مناسبی برای حفظ سلول های سالم مغز محسوب می شود.
حبوبات برای کمک به تنظیم انرژی مغز: انواع حبوبات مانند عدس، نخود، سرشار از قندهای پیچیده هستندو به تنظیم گلوکز در خون و عرضه آن به مغز کمک می کنند.
موز برای کمک به حفظ آرامش مغز: موز غنی از تریپتوفان، یک اسید آمینه است که برای حفظ آرامش مغز و کاهش فعالیت های عصبی آن مفید محسوب می شود.
جگر برای افزایش هوش: جگر منبع غنی از ویتامین ب و برای افزایش عملکرد مغز و افزایش هوش مفید است.
توت برای افزایش میزان شادی: همه انواع توت ها اعم از توت فرنگی، زغال اخته، تمشک و x85 سرشار از ویتامین ث و آنتی اکسیدان است که برای بهبود گردش خون و تقویت مویرگ های خونی مفید است.
تخم مرغ و تقویت اتصالات عصبی: تخم مرغ حاوی لسیتین و فسفولیپیدها است که به ساخت و ساز غشای سلولی مغز کمک می کند. مادران باردار هنگام بارداری و زمانی که جنینی را در رحم دارند، اگر تخم مرغ مصرف کنند در هوش فرزندشان بسیار موثر است.
اسفناج برای کمک به حافظه: اسفناج به دلیل برخورداری از بافت های گیاهی از بروز بسیاری از بیماری ها پیشگیری می کند. تحقیقات نشان می دهد زنانی که از اسفناج و سبزی های سبز دیگر استفاده می کنند، پیر شدن سلول های شان را به تاخیر می اندازند. اسفناج به دلیل آنزیم های موجود در برگ هایش، سیناپس بین سلول ها را تسهیل می بخشد و هوش را تقویت می کند. اسفناج از ماده دارویی به نام فولیک اسید برخوردار است که در جهت تقویت حافظه موثر است. اگر به اسفناج علاقه ندارید از کاهو و کلم بروکلی هم می توانید استفاده کنید.
کاکائو برای جلوگیری از پیری مغز: خوردن کاکائو خواص درمانی بسیاری دارد از جمله این که استرس و افسردگی را کاهش می دهد و با تقویت حافظه، از پیر شدن مغز جلوگیری می کند.
آووکادو: سرشار از ویتامینEیکی از قوی ترین آنتی اکسیدان ها است که منجر به محافظت بافت های چربی مغز در برابر پیری زودرس می شود.
انبه: این میوه ماده دیگری است که در تقویت حافظه بسیار مفید است. با این که انبه میوه ای چرب است و دارای بافت های چربی است اما باعث می شود که گردش خون تسریع یابد. هنگامی که گردش خون سریع تر شود باعث می شود خون بیشتری به مغز برسد.
وبسایت آوای سلامت
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 11 خرداد 1395 ساعت: 17:36
شناختن جنس مخالف و تفاوت های آن ها از جمله بحث برانگیزترین و البته جالب ترین موضوعاتی است که همواره به آن توجه شده است. رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در بسیاری از صفت ها و جنبه های مختلف به صورت فطری، با هم تفاوت دارد. زن و مرد تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر، رفتار می کنند.
یکی از عمیق ترین این تفاوت ها، تفاوت در شیوه ارتباط برقرار کردن زن و مردن با دیگران است. در مورد این که چرا این تفاوت ها وجوددارد، نظریه های مختلف مطرح شده که در این مطلب از آن ها صرف نظر کرده ایم. در این مقاله بیشتر می خواهیم بدانیم که دقیقا باید حواستان به کدام تفاوت های ارتباطی باشد.
۱ تفاوت های ارتباطی
میل به پیوندجویی زنانه ، اقتدارطلبی مردانه
برای زن ها ارتباط برقرار کردن با دیگران همه چیز است و برای مردها حفظ استقلال و اقتدارشان در زندگی و در روابط شان با دیگران، اصل اساسی است. روان شناس ها به این ویژگی زن ها، که خیلی بیشتر به ارتباط با دیگران اهمیت می دهند، میل به «پیوندجویی» می گویند، پیوندجویی زنان به شکل های مختلفی خودش را نشان می دهد، از جمله در ارتباط برقرار کردن بیشتر با خانواده پدری و وقت بیشتر گذراندن با دوستان صمیمی خود. همچنین زن ها به خاطر ویژگی پیوندجویی معمولا مرزهای گسترده تری با دیگران دارند و تعداد کسانی که مسائل خصوصی شان را به آن ها می گویند، بیشتر است.
در مقابل، احساس قدرت داشتن و تکیه گاه بودن، دو مولفه برجسته از مردانگی یک مرد است و یک مرد واقعی را در زندگی شان و مهم تر از همه در ارتباطاتش معنا می کند. مردان بنا به ذاتشان اقتدارطلب هستند و این روحیه اقتدارطلبی آن ها، دقیقا همان ویژگی مقبول و جذاب برای خانم هاست. مردها از ابتدای کودکی یاد می گیرند که رقابت طلب باشند تا موفق شوند، چون هورمون تستوسترون یا هورمون مردانه، آن ها را برای این رقابت جویی آمده می کند.
البته این رقابت جویی گاهی به پرخاشگری در ارتباطات منجر می شود. رقابت طلبی مردان در روابط مخصوصا در روابطشان با همسر، خود را به شکل نصیحت پذیر نبودن و راه حل دادن سریع برای تصمیم گیری در مشکلات نشان می دهد.
یکی از دعواهای اساسی همسران، که در آن زن به رازدار نبودن و مرد به سنگدل بودن متهم می شود، دقیقا از همین تفاوت سرچشمه می گیرد.
۲ تفاوت های احساسی
عاطفی بودن زنانه، عقلانی بودن مردانه
زن ها عاطفی تر از مردها هستند. این یک باور عمومی است که اتفاقا پایه های علمی هم دارد. محققان می گویند مردها می توانند جنبه های عقلانی و احساسی یک ماجرا را از هم جدا کنند، اما زن ها حتی در یک بحث منطقی زود احساساتی می شوند، برای همین احتمالا خیلی از مردها تعجب می کنند که چرا وقتی یک بحث منطقی را با همسرشان پیش می برند، آن ها ناگهان احساساتی می شوند. البته در مقابل، خانم ها هم از این که مردها حتی در یک بحث احساسی می توانند خونسردی خودشان را حفظ کنند و با منطبق خودشان پیش بروند، تعجب می کنند.
۳ تفاوت مهارت های کلامی
خوش صحبتی زنانه، سکوت مردانه
مردان معمولا از این شکایت دارند که همسرانشان خیلی حرف می زنند. روان شناسان هم موافقند که زن ها و مردها هم در میزان صحبت کردن و هم در شیوه صحبت کردن با هم فرق دارند. گذشته از میزان حرف زدن، مشکلاتی که تفاوت نحوه حرف زدن خانم ها با آقایان ایجاد می کند، به شکل های متفاوتی از جمله در توصیف های بلندبالای خانم ها در شرح اتفاقاتی که در طول روز برای آن ها پی می آید، غیرمستقیم حرف زدن و با ابهام صحبت کردن و مبالغه زیاد در مورد یک پیشامد خود را نشان می دهد.
در مقابل مردها کم حرف تر از زن ها هستند. این را هم عامه مردم قبول دارند و هم تحقیق های روان شناسان آن را ثابت کرده است. چیزی که مهم تر است، شیوه متفاوت حرف زدن مردهاست که موضوع دعواهای بسیاری بین زن ها و شوهرها هم هست. این شکل های متفاوت حرف زدن مردان در تلگرافی و تیتروار حرف زدن آن ها، صریح و روشن حرف زدن مردان در صحبت کردن و امر و فرمایشی صحبت کردن مردان خود را نشان می دهد.
سبک بیان زن ها و مردها نیز با هم فرق می کنند. مردها حرفشان را شفاف و بدون کنایه و ابهام می زنند، اما زن ها غیرمستقیم می خواهند، منظورشان را برسانند. یونگ، روان شناسان مشهور در یکی از سمینارهایش گفته است وقتی یک مرد می خواهد صحبت کند از «الف» مستقیما به «ب» می سد. اما اگر یک زن بخواهد در مورد «ب» صحبت کند، از «الف» به «پ» می پرد و بعد به «دال» و بعد به «ز» و آن قدر این تارهای معنایی را به هم می تند که گاهی خودش در تارهایی که بافته گرفتار می شود. همه این ها به همان پیوندجویی و عاطفی بودن زن ها مربوط است. زن ها به خاطر عاطفی بودنشان بیشتر از اغراق در جمله هایشان استفاده می کنند.
۴ تفاوت در مهارت های غیرکلامی
شهود زنانه، کج بودن دوزاری مردانه
زن ها و مردها زیان بدن متفاوتی دارند، زن ها توانایی کشف نشانه های زبان بدن دیگران را دارند. چیزی که روان شناس ها به آن می گویند «رمزگشایی». زن ها بیشتر از مردان می توانند از حالت صورت و بدن کسی بفهمند که چه منظور یا احساسی دارد. مردها در این مورد خیلی ضعیف تر عمل می کنند. آن ها کمتر از زن ها از روی چهره به قصد یا احساس پشت آن مطلع می شوند.درواقع اصطلاح شمّ زنانه از همین تفاوت گرفته شده است.
۳ تفاوت در ارتباطات عاطفی
حسادت و حساسیت زنانه، خونسردی مردانه
زنان دوست دارند آخرین کسی باشند که به قلب شوهرشان وارد می شوند. بعد از آن هم به هر وسیله ممکن در را پشت سرشان می بندند و نمی گذارند کسی وارد حریم زندگی آن ها شود. حتی از اولین لحظه آشنا شدن برای یک زن مهم این است که آیا این مرد تا آخر عمر به من وفادار خواهد ماند یا نه؟ انحصارطلبی زن ها آن قدر قوی است که حتی می تواند باعث اضطرابی دائمی و ترس از خیانت شوهرشان شود.
در مقابل، حساسیت مردان در روابط کمتر است و نوع آن با حساسیت زنانه متفاوت است. آقایان می توانند جنبه های عاطفی و عقلانی یک موضوع را از هم جدا کنند، اما برای خانم ها همه چیز نسبتا عاطفی است؛ به این معنا که خانم ها احساساتشان را در خیلی از چیزها دخالت می دهند و در تصمیم گیری های خود به آن ها توجه می کنند، اما آقایان می توانند خیلی جاها احساساتشان را کنترل کنند.
عطیه رضایی * دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی بالینی
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 11 خرداد 1395 ساعت: 17:36
گروهی از افراد متاهل بر این باورند که مدتی بعد از زندگی مشترک، فضای خانه تکراری و یک نواخت می شود و دیگر خبری از شور و شوق اولیه بین زوج ها وجود ندارد. طبق آمارها ازدواج در بین جوانان کمتر شده و آمار طلاق هم رو به افزایش است. شاید برای شما هم این سوال پیش آید که چرا سرنوشت زندگی ها این گونه می شود و شاید نگران باشید که نکند، زندگی مشترک شما هم دچار بحران شود یا ترس از شکست در زندگی زناشویی مانع آغاز زندگی مشترک شما شود.
دکتر احمد حلت معتقد است با رعایت راهکارهایی ساده و یادگیری تکنیک های زندگی می توان زندگی را دوباره احیا کرد و طعم شیرین زندگی را حس کرد. اگر شما هم دوست دارید، بیشتر درباره این راهکارها بدانید تا با هوشمندی زندگی خود را اداره کنید، با ما همراه باشید و این مطلب را تا انتها بخوانید.
خبری از ازدواج نیست
اکثر جوان ها این روزها از ازدواج فراری اند و حاضر نیستند تن به زندگی مشترک دهند. بهتر است بگوییم از پذیرش بار مسوولیت شانه خالی می کنند و به عبارتی تعهدستیز شده اند. امروزه برخی از جوانان ترجیح می دهند، دوستی ای را که در آن نیازی به پذیرش تعهد ندارند ادامه دهند؛ شاید همین دوستی، مانع پذیرش مسوولیت از جانب آنان می شود. بهتر است دختران قبل از ازدواج با پسران وارد رابطه صمیمی نشوند.
فراموش نکنید که هورمون ها و روابط جنسی بعد از شش ماه عادی می شوند و شروع رابطه صمیمانه مانع می شود تا شما بتوانید عیوب طرف مقابل را تشخیص دهید. از طرفی بعد از گذشت زمان و یکنواخت شدن شرایط، پسران بدون دردسر رابطه جدیدی را آغاز می کنند. البته باید اضافه کنم که تنوع و شیطنت بیش از اندازه در ادامه باعث بروز مشکلات روانی می شود و فرد را با مشکلاتی رو به رو می کند.
حرف بزنید تا زندگی تان بیمه شود
با همسرتان سخن بگویید، اگر تنها روزی بیست دقیقه با همسرتان صحبت کنید، هیچگاه زندگی تان به بن بست نخواهد رسید. آمار نشان می دهد، اغلب زوجین بعد از ده دقیقه صحبت کردن با یکدیگر کارشان به جر و بحث و دعوا می کشد. زندگی شما مهم تر از سریال های تلویزیونی، تلگرام و اخبار است. شنونده درد و دل های همسرتان باشید و درباره ناراحتی خود با او سخن بگویید. می توانید با حرکات ساده سر نشان تایید بر حرف های او بزنید، لبخند بزنید، به او نگاه کنید و بگذارید بفهمد که حرف هایش برای شما مهم است. ویرجینیا ساتین، روانشناس می گوید:« تنها با شنیدن نحوه صحبت کردن دو زوج می توانم تشخیص دهم که این دو زوج چگونه آینده ای در زندگی مشترک خود تجربه خواهند کرد.»
تفاوت های هرکس را بپذیرید
با آغوش باز پذیرای ویژگی های اخلاقی همسرتان باشید. اگر بپذیرید که همسرتان هم حق دارد متفاوت باشد، زندگی شما زیباتر می شود. شما نمی توانید همسرتان را تغییر دهید و از او فرد دیگری بسازید. حتی خواهرها و برادرها که در یک خانه و خانواده رشد پیدا می کنند، متفاوت هستند. پس چگونه توقع دارید که همسر شما مانند شما فکر کند. با پذیرش این نکته درگیری های شما کمتر می شود.
توپ و تفنگ ها را پنهان کنید
قانون چهار دال را فراموش نکنید: « د اغ د عوا ی تان را به د ل د یگران بگذارید. » این نکته ضروری را فراموش نکنید که نباید جلوی چشم دیگران خصوصا کودکان دلبندتان با یکدیگر بحث و دعوا کنید. اختلاف نظرها را بگذارید برای بعد از مهمانی. اگر از دست همسرتان ناراحت هستید، در جمع دعوا نکنید. تنها لبخند بزنید و بعد از اینکه تنها شدید، هرچه قدر که دل تان خواست فریاد بزنید!
بگذارید عشق در بزند
تحقیقات نشان داده است که تنها ۱۲ درصد علت خیانت در بین مردان کمبودهای جنسی است و در ۸۸ درصد مشکلات دیگر دخیل است. زنان و مردانی که وارد رابطه فرازناشویی می شوند، در بهترین ساعات و زمان ها یکدیگر را ملاقات می کنند؛ زیباترین لباس های خود را می پوشند و خوشبوترین عطرها را به خودشان می زنند و همین رفتارها باعث می شود که دو نفر از این رابطه لذت ببرند و با مقایسه ای ساده با زندگی زناشویی خود این لحظات را به همسرشان ترجیح دهند. اگر دوست ندارید همسرتان به شما خیانت کند، آراسته باشید و برای رابطه خود وقت بگذارید. خلاقیت به خرج دهید، بهترین غذاها را آماده کنید و زیباترین ضیافت را برای همسرتان آماده کنید، در ساعات خوش به او تلفن کنید و او را به مهمانی دعوت کنید. با همین کارهای ساده و البته شیرین می توانید کانون زندگی خود را گرم تر و پایدار تر کنید.
خیانت تلخ است
برخی از مردان بر این باورند که با داشتن رابطه ای دیگر در کنار زندگی خود و کمی شیطنت می توانند راحت تر مشکلات زندگی را تحمل کنند و حتی رفتار بهتری با همسرشان داشته باشند. آنان معتقدند که گذراندن وقت با شخص دیگر به آنان کمک می کند تا با شادابی بیشتری نزد خانواده خود بازگردند و رفتار بهتری با همسر و فرزندان خود داشته باشند. واقعیت ماجرا این است که برخی از مردان خیانتکار به علت عذاب وجدان نسبت به همسرشان بیشتر به او رسیدگی می کنند اما باید به این مردان گفت که راه آنان اشتباه است؛ چیدن گل های متفاوت همیشه بی خطر نیست و گاه خار این گل های رنگارنگ به آنان آسیب می زند.
خارج شدن از روابط خارج زناشویی همیشه ساده نیست و گاه آقایی که تصور می کرد، با زرنگی و بدون لطمه زدن به کانون خانواده خود تنها ساعات خوشی را داشته است، نمی تواند روابط خود را کنترل کند و دچار مشکلات زیادی می شود. این روابط گاه چنان بدون علامت، مهم و بزرگ می شوند که حتی تا ازدواج دوم هم پیش می روند و در نهایت هم نه تنها کمکی به آرامش زندگی او نمی کند و آرامش اولیه زندگی او را نیز نابود می کند. پس زندگی خود و فرزندان تان را به خطر نیندازید، بهتر است زندگی خود را با تکنیک های کاربردی بهبود ببخشید و دنبال لذت های آنی نباشید و با بهبود روابط خود با همسرتان از کنار هم بودن لذت ببرید.
غار تنهایی مردان را بشناسید
جان گری، روانشناس می گوید: «در گذشته مردان در ساعاتی به غار می رفتند و به آتش خیره می شدند، تا کمی آرام شوند. امروزه نیز مردان بعد از انجام کارهای روزانه نیاز دارند تا ساعاتی را به غار تنهایی خود بروند. همسرتان بعد از طی کردن روزی پردردسر به ساعاتی احتیاج دارد تا انرژی از دست رفته خود را به دست بیاورد؛ به او فرصت داده، اجازه دهید بعد از یک روز کاری ساعتی را در تنهایی خود باشد، کمی روزنامه بخواند و تلویزیون تماشا کند. فقط کافی است زمانی که به منزل می آید با سینی چای یا پذیرایی ساده کمی او را به حال خودش بگذارید، در ازای این خدمت کوچک و بعد از گذشت زمانی کوتاه شما می توانید لحظات شادی را با همسرتان سپری کنید و او را با انرژی بیشتری کنار خود احساس کنید.
نکته
یکدیگر را ببینید. توجه به همسرتان می تواند شادی را به زندگی شما بازگرداند و مانع خیانت های زناشویی شود. خصوصا آقایان باید نسبت به تغییرات ظاهری همسر خود دقیق باشند. به ظاهر همسرتان نگاه کنید و اگر کوچک ترین تغییری در چهره یا موهای او دیدید با شوق و ذوق فراوان به او ابراز کنید.
* تنظیم: نیلوفر جامه بزرگی
* کارشناس: دکتر احمد حلت
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 11 خرداد 1395 ساعت: 7:41
تاثیر آنتی بیوتیک بر عملکرد مغز
طبق مطالعه ای که روی موش ها انجام شده و در ۱۹ می در مجله Cell Reports به چاپ رسیده، مشاهده شده است آنتی بیوتیک هایی که آنقدر قوی هستند که باکتری های روده را از بین میبرند، میتوانند جلوی رشد سلول های مغزی در هیپوکمپ (بخشی از مغز که در حافظه نقش دارد) را هم بگیرند. علاوه بر این، محققان از این مساله که چرا یک نوع از گلبول سفید به عنوان یک رابط بین مغز، سیستم ایمنی و روده عمل میکند، پرده برداشته اند.
در این تحقیق که توسط سوزان آسو ولف در مرکز مولکولی دانشگاه برلین آلمان انجام شد، مشاهده شده است که درمان طولانی مدت با آنتی بیوتیک میتواند بر عملکرد مغزی تاثیرگذار باشد. اما پروبیوتیک ها و ورزش میتوانند انعطاف پذیری مغز را متعادل کنند و این موارد باید به عنوان یک درمان واقعی مورد توجه قرار گیرند. دکتر ولف ابتدا در تحقیقاتی که در ۱۰ سال اخیر روی سیستم ایمنی انجام شده بود، متوجه نشانه هایی شد که بیانگر تاثیر سیستم ایمنی بر سلامت و رشد سلول های مغزی از طریق سلولهای T بود. اما تحقیقات محدودی هستند که ارتباطی بین مغز، سیستم ایمنی و روده پیدا کرده باشند.
در این مطالعه ی جدید، محققان به یک گروه از موش ها مقدار کافی آنتی بیوتیک دادند، تا حدی که تقریبا باکتری های روده را کامل پاکسازی کند. این گروه در مقایسه با گروهی که آنتی بیوتیک دریافت نکردند، در تست های حافظه، عملکرد بسیار ضعیف تری نشان دادند و علاوه بر این، مشاهده شد موشهایی که بار میکروبی روده ی خود را از دست داده اند، رشد و تقسیم سلولی کمتری در ناحیه ی هیپوکمپ (منطقه ای از مغز که در طول زندگی فرد مسئول تولید سلول های جدید مغزی است) داشته اند. در کنار همه ی این مشاهدات، محققان متوجه شدند، علاوه بر تاثیرات حافظه ای، تعداد گلبول های سفید (به ویژه مونوسیت ها) از نوع Ly۶Chi در خون، مغز و مغز استخوان، به میزان معنی داری کاهش یافته است. بنابراین محققان به سراغ بررسی این مساله رفتند که آیا لنفوسیت Ly۶Chi مسئول تغییرات در حافظه و تولید سلول های جدید مغزی است یا خیر.
دانشمندان در تحقیقی دیگر یک گروه از موش های سالم را با یک گروه از موشهایی مقایسه کردند که بار میکروبی سالمی در روده داشتند، اما Ly۶Chi آن ها نسبت به گروه سالم (گروه کنترل) کمتر بود (این کاهش را از طریق دستکاری ژنتیکی و یا استفاده از آنتی بادی علیه Ly۶Chi انجام دادند). نتیجه تست های حافظه و مقدار تولید سلول جدید موش هایی که Ly۶Chi پایین داشتند (در هر دو گروه دستکاری ژنتیکی و آنتی بادی) با گروهی که به علت آنتی بیوتیک درمانی باکتری های روده ی خود را از دست داده بودند، مشابه بود. علاوه بر این، دانشمندان مشاهده کردند که اگر Ly۶Chi را در موش های درمان شده با آنتی بیوتیک را افزایش دهند، حافظه و میزان تولید سلول مغزی جدید بهبود می یابد.
دکتر ولف اظهار داشت: این نتایج برای ما شگفت انگیز بود که سلول های Ly۶Chi از محیط بدن به مغز بروند و اینکه زمانیکه اشکالی در بار میکروبی بدن به وجود بیاید، سلول های Ly۶Chi به عنوان سلول های رابط عمل میکنند. خوشبختانه عوارض جانبی آنتی بیوتیک ها، بازگشت پذیر است. موش هایی که بعد از آنتی بیوتیک درمانی، پروبیوتیک دریافت کردند و یا روی چرخ های مخصوص فعالیت بدنی داشتند، حافظه و توانایی تولید سلول های مغزی جدید خود را دوباره بازیافتند. در این مطالعه، شدت اثر پروبیوتیک ها بر سلول های Ly۶Chi ، تولید سلول های جدید مغز و عملکرد شناختی مغز، نتیجه ای کاملا غیر قابل پیش بینی داشت.
اما نتایج این مطالعه باعث شد سئوالات متعددی در زمینه ی باکتری های روده و ارتباط بین Ly۶Chi و مغز مطرح شود. با اینکه پروبیوتیک ها باعث بازگشت حافظه در موش ها شدند، اما پیوند مدفوع برای برگرداندن باکتری های مفید روده نتوانست کمکی در این زمینه بکند.
دکتر ولف در این باره گفت: باعث تعجب بود که پیوند مدفوع طبیعی توانست بار میکروبی طبیعی را به روده بازگرداند، اما تاثیری بر میزان تولید سلول های جدید مغزی نداشت. این میتواند ناشی از این مساله باشد که آنتی بیوتیک ها مستقیما بر تولید سلول جدید در مغز اثر میگذارند و نه به واسطه ی روده. برای روشن شدن این مساله، باید روی موش های آزمایشگاهی ایزوله ای کار کنیم که هیچگونه بار میکروبی در روده ندارند، و به آن ها آنتی بیوتیک بدهیم و نتایج این گروه را با گروههای قبلی مقایسه کنیم.
در آینده، محققان باید به دنبال این مساله بروند که آیا پروبیوتیک درمانی میتواند علائم بیماری های عصبی و روانی را کاهش دهد یا خیر. ما میتوانیم نتایج را توسط مقایسه ی حالت، علائم بیماری های روانی، سطح بار میکروبی روده و عملکرد سلول های ایمنی را قبل و بعد از پروبیوتیک درمانی تعیین کنیم.
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 11 خرداد 1395 ساعت: 7:41
شاید بتوان تاریخ اپ های پیام رسان را (دست کم در بین کاربران ایرانی) به قبل و بعد از تلگرام تقسیم کرد. تلگرام نشان داد این نرم افزارهای به ظاهر ساده، چنان قابلیت هایی دارند که می توانند حتی کسب و کارها و رسانه های جریان اصلی را تحت تاثیر قرار دهند و بازاری ایجاد کنند که نتوان حجمش را به راحتی تخمین زد.
آنچه که تلگرام را ظرف مدت کوتاهی به این جا رساند، ترکیب امکانات و ویژگی های خاص آن و خلاقیت کاربران بود. این ترکیب باعث شده هر روز امکان و ترفندی جدید به این نرم افزار اضافه شود و حتی حرفه ای ترین کاربران هم از برخی از این ترفندها جا بمانند. در این مطلب مجموعه ای از ترفندهای تلگرام را گردآوری کرده ایم که می تواند هم به درد کاربران تازه کار بخورد. هم برای کاربران حرفه ای مفید باشد. توجه داشته باشید برای دسترسی به جدیدترین قابلیت های تلگرام، همواره باد از به روزترین نسخه این اپ استفاده کنید.
۱ سوپرگروه بسازید
گروه های تلگرام برای جمع های کوچک یا متوسط دوستانه طراحی شده اند. این گروه ها می توانند حداکثر تا ۲۰۰ نفر عضو داشته باشند. همه اعضای یک گروه تلگرامی، قادرند در گروه بنویسند و فایل بفرستند. در حالت عادی، هر عضوی می تواند عکس پروفایل و عنوان گروه را تغییر دهد یا اعضای جدید به آن دعوت کند. ساختن گروه هم کار آسانی است. کافی است در منوی اصلی تلگرام، روی «New Group» تپ کنید.
ولی اگر فعالیت گروه تان زیاد شود و اعضای بیشتری بخواهند عضو گروه تلگرامی شما باشند، می توانید گروه تان را به «سوپرگروه» ارتقا بدهید. سوپرگروه ها می توانند تا هزار نفر عضو داشته باشند و امکان مدیریت بیشتری را در اختیار می گذارند. برای نمونه، پیام های حذف شده، از سوابق (History) همه اعضا پاک می شوند. همچنین اعضای جدید به تمام پیام های قبلی سوپرگروه دسترسی خواهندداشت.
برای تبدیل گروه به سوپر گروه، کافی است بعد از رسیدن اعضای گروه به ۲۰۰ نفر (اگر تعداد اعضا به حداکثر نرسیده باشد، امکان تبدیل آن به سوپر گروه وجود ندارد)، به صفحه اطلاعات گروه (Group Info) بروید و روی گزینه «Upgrade to Supergroup» تپ با کلیک کنید. با این کار، منوهای «Administrators» و «Bloked Users» نیز به گروه تان اضافه می شود. در قسمت Aministrators، می توانید مدیران جدیدی برای گروه انتخاب کنید و در قسمت دوم هم می توانید کاربران مزاحم را بلاک کنید. البته این عمل بازگشت ناپذیر است و دیگر نمی توانید سوپرگروه را به گروه تبدیل کنید.
۲ کَش تلگرام را پاک کنید
برخلاف اکثر اپ های پیام رسان، تلگرام می تواند حجم بسیار کمی از فضای گوشی تا تبلت تان را اشغال کند. شما قادرید به راحتی اطلاعات تلگرام را از روی دستگاه تان پاک کنید و حافظه دستگاه را خالی نگه دارید. خود تلگرام به صورت خودکار و بدون محدودیت حجمی، نسخه پشتیبانی از این اطلاعات را در سرورهای ابری خود ذخیره می کند. به این ترتیب هر زمان که بخواهید به آرشیو گفت و گوها و فایل هایتان در تلگرام دسترسی دارید، بدون آن که این آرشیو، فضایی روی گوشی یا تبلت شما اشغال کرده باشد.
در تازه ترین نسخه موبایلی تلگرام، گزینه های جدیدی برای مدیریت بهتر کَش این اپ درنظر گرفته شده است. برای دسترسی به این گزینه ها، می توانید از منوی اصلی تلگرام وارد قسمت Setting شوید و در قسمت تنظیمات، روی گزینه «Cache Setting» تپ کنید. به این ترتیب می توانید کش تلگرام را براساس نوع فایل ها پاک کنید. مثلا اگر احساس می کنید ویدئوها فضای زیادی را اشغال کرده اند، می توانید پاک شان کنید و باقی فایل ها را دست نخورده نگه دارید.
همچنین قابلیت حذف خودکار فایل ها از روی گوشی، باعث می شود تا تلگرام تان بیش از حد سنگین نشود. در قسمت تنظیمات کش و با تپ کردن روی گزینه «Keep Media»، می توانید مشخص کنید که فایل های تلگرام حداکثر تا چه مدت روی دستگاه باقی بمانند. اگر فایلی را در این مدت باز نکنید، به صورت خودکار از گوشی شما پاک می شود. برای حفظ دائمی فایل ها روی گوشی هم می توانید در قسمت Keep Media، از گزینه «Forever» استفاده کنید.
۳ اشتباه تان را جبران کنید
زیاد کار کردن با تلگرام، کوچک بودن نمایشگر بعضی گوشی ها، خستگی، حواس پرتی و هزار و یک دلیل ریز و درشت دیگر ممکن است باعث شود در تلگرام پیامی را اشتباها برای کس دیگری بفرسیتد. پیام های تلگرام را بعد از ارسال نمی توان پاک کرد، اما اگر طرف مقابل (یعنی کسی که پیام را اشتباهی برایش فرستاده اید) هنگام فرستادن پیام آن لاین نباشد، با ترفندی کوچک می توانید جلوی رسیدن پیام به او را بگیرید. فقط کافی است طرف مقابل را بلاک کنید و صبر کنید تا آنلاین شود. در این صورت، پیغام اشتباه شما دیگر به دست او نخواهدرسید. بعد از آن لاین شدن طرف مقابل نیز می توانید او را از حالت بلاک خارج کنید.
۴ بدون محدودیت شرح عکس بنویسید
گذاشتن عکس همراه با شرح (یا کَپشِن) در گروه ها و کانال های تلگرامی محبوبیت زیادی دارد. اما شرح عکس ها در حالت عادی محدودیت کاراکتر دارند و نمی توانید برای شرح عکس، از متنی بلند استفاده کنید. با این حال، با یک ترفند ساده، می توان این محدودیت را دور زد. کافی است عکس مورد نظرتان را در یکی از سرویس های آپلود عکس (مثل upzone.ir) آپلود کنید و لینک دائمی اش را در ابتدای پست بگذارید (اگر عکس از قبل در اینترنت وجود دارد، می توانید از همان لینک موجود کمک بگیرید) و در ادامه، هرچقدر دل تان خواست بنویسید. بعد از ارسال پست، عکس و متن در محیط گروه یا کانال به نمایش درخواهدآمد.
۵ شماره موبایل تلگرام را تغییر دهید
برخلاف اکثر اپ های پیام رسان، تلگرام امکان تغییر شماره موبایل را به شما می دهد. از آنجا که اپ هایی مثل وایبر و لاین به صورت پیش فرض امکان چنین کاری را نمی دهند، شاید تصور کنید که تلگرام هم چنین قابلیتی ندارد و تنها راه برای تغییر شماره تان، این ست که این اپلیکیشن را از اول نصب کنید. حال آنکه این طور نیست و در تلگرام قدرید بدون از دست رفتن اطلاعات، شماره تان را عوض کنید.
برای این کار وارد قسمت تنظیمات (Settings) شوید و در بخش Info، روی شماره خود تپ کنید. در مرحله بعد گزینه «Change My Phone Number» را انتخاب کنید. اکنون باید شماره جدیدتان را وارد کرده و روی علامت تیک (در قسمت بالا، سمت راست صفحه) تپ کنید. چند ثانیه منتظر بمانید تا کد فعال سازی از طریق پیامک برای شماره جدیدتان فرستاده شود. با وارد کردن این کد در تلگرام، فرآیند تغییر شماره موبایل حساب تلگرام تان تکمیل می شود. توجه داشته باشید که با این کار، تمام فهرست مخاطبان تلگرام تان به شماره جدید شما دسترسی خواهندداشت.
۶ در ویندوز همزمان از دو تلگرام استفاده کنید
یکی از مهم ترین ویژگی های تلگرام، در دسترس بودنش در پلت فرم های مختلف است. در ویندوز هم علاوه بر نسخه وب تلگرام، می توانید از نرم افزار مخصوص ویندوز استفاده کنید. نرم افزار ویندوزی تلگرام را می توانید از سایت رسمی تلگرام (به آدرس https://telegram.org/dl/tdesktop) دریافت و نصب کنید. اما ترفند واقعی این است؛ چطور قادر خواهید بود به طور همزمان، روی کامپیوترتان چند تلگرام داشته باشید؟
برای داشتن تلگرام دوم روی ویندوز، بعد از نصب تلگرام به پوشه نصبش بروید. این پوشه در حالت عادی با عنوان «Telegram Desktop» شناخته می شود و در مسیر C:Users[User]AppDataRoaming قرار گرفته است. پوشه Telegram Desktop را در جای دیگری از کامپیوتر کپی کنید. سپس این پوشه را باز کرده و نام فایل telegram.exe را تغییر دهید (مثلا می توانید از نام telegram۲.exe استفاده کنید). حالا با اجرای telegram۲.exe، می توانید به طور همزمان چند تلگرام دیگر را روی لپ تاپ یا کامپیوترتان اجرا کنید. ضمن اینکه می توانید برای telegram۲.exe، شورت کاتی در دسک تاپ بسازید تا دسترسی به آن ساده تر شود.
ماهنامه همشهری دانستنیها - حسین رحمانی
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 11 خرداد 1395 ساعت: 7:41
حساسیت به رنگ مو
روی تمام رنگ موها این نکته درج شده که ۲۴ساعت قبل از استفاده مقدار بسیار کمی از رنگ خالص را روی قسمت داخلی ساعد امتحان کنید و در صورتی که در آن ناحیه دچار قرمزی و خارش شدید، از مصرف رنگ مو خودداری کنید. در واقع، ترکیب هایی در رنگ موها وجود دارد که می تواند با تحریک سیستم ایمنی، باعث بروز حساسیت های شدیدی شود. متخصصان پوست هشدار می دهند نسبت به هر آنچه قرار است روی پوستتان بگذارید مراقب و هوشیار باشید. با دکتر حمیده مروج فرشی، متخصص پوست و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهیدبهشتی در مورد باورهای درست و نادرستی که در مورد رنگ موها و عوارض احتمالی آنها وجود دارد، گفت وگو کرده ایم.
آیا این موضوع درست است که رنگ موها، حساسیت زا و سرطان زا هستند؟
در قدیم در رنگ موهای شیمیایی از رنگ کولتار استفاده می شد که علاوه بر حساسیت زایی، سرطان زا هم هست. امروزه ادعا می شود کولتار از رنگ موها حذف شده و به جای آن از نوعی ماده مشتق شده از نفت به نام تترال اتم استفاده می شود، اما بررسی های انجام شده نشان می دهد این موضوع تنها در حد حرف است و شرکت های تولیدکننده رنگ مو هنوز از کولتار استفاده می کنند. پارافنیلن دی آمین (PPD) ماده دیگری است که در رنگ موها وجود دارد و باعث بسیاری از حساسیت هاست.
این گفته حقیقت دارد که ارتباط مشخصی بین استفاده از رنگ موهای شیمیایی و ابتلا به لیکن پلان وجود دارد؟
بله، با رواج مصرف رنگ مو به وسیله دختران جوان و رایج تر شدن رنگ کردن موها میان مردان، میزان ابتلا به لیکن پلان هم در دهه اخیر افزایش یافته است. شخصا در روز ۳ ۲ مورد مراجعه کننده مبتلا به لیکن پلان دارم که به نظر می رسد دلیل اصلی آن استفاده از رنگ مو باشد.
ماده خاصی در رنگ مو عامل بروز لیکن پلان است؟
رنگ موهایی که زمینه مشکی دارند، به دلیل وجود ترکیب پارافنیلن دی آمین (PPD) به شدت احتمال بروز لیکن پلان را افزایش می دهند. این ماده از حنای هندی که در تاتو هم استفاده می شود تهیه می شود و قبلا در عکاسخانه ها مصرف داشت. در ۲۵ درصد موارد، این ماده مسبب حساسیت و لیکن پلان یا واکنش لیکنوییدی است. در این شرایط سلول های التهابی بدن به فولیکول مو حمله می کنند و آن را از بین می برند. افرادی که دچار واکنش لیکنوییدی می شوند علائمی مانند ریزش مو، سوراخ سوراخ شدن کف سر و بروز پوسته دور فولیکول مو دارند. متاسفانه پزشکانی که تجربه برخورد با این بیماری را نداشته اند، فکر می کنند فرد دچار ریزش موی معمولی شده و درمان های مربوطه را تجویز می کنند که بی فایده است. فردی که دچار ریزش موی ناشی از لیکن پلان شده، ریزش موی دائمی دارد.
رنگ موهای روشن هم حاوی این ترکیب هستند؟
برخی رنگ موهای روشن هم پارافنیلن دی آمین (PPD) دارند. به همین دلیل توصیه می کنم افراد هنگام خرید به وجود این ماده در ترکیب توجه داشته باشند.
رنگ موهای طبیعی هم حساسیت زا هستند؟
بسیاری از افراد به حنای قرمز حساسیت دارند. حنا حاوی بنزوییل است و افرادی که به این ترکیب حساس هستند نباید از این ماده استفاده کنند، اما حنای قرمز غیر از حساسیت، مشکل دیگری ایجاد نمی کند. در عوض حنای هندی بسیار خطرناک است و رنگ کردن مو یا تاتو با آن عامل بروز لیکن پلان در پوست سر یا بدن است. رنگ های دیگر مثل ریواس، روناس، سماق و وسمه که برای از بین بردن رنگ قرمز حنا و بردن آن به سمت تیره استفاده می شود، حساسیت زا نیستند، اما پوست گردو که به رنگ مو اضافه می شود تا آن را روشن کند، حساسیت زاست و آلرژی شدیدی ایجاد می کند که کهیر در ناحیه سر و صورت از علائم آن است. قهوه هم حساسیت زاست.
حساسیت به این مواد در تمام افراد بروز می کند؟
نه، همه افراد به رنگ مو حساس نیستند. افرادی که دچار حساسیت می شوند، سسیتم ایمنی شان رنگ را به عنوان دشمن شناسایی می کند. سیستم ایمنی این افراد به یک آنتی ژن خاص که در رنگ وجود دارد، حساس است. به همین دلیل لازم است ابتدا رنگ موی شیمیایی خالص را بدون اکسیدان یا رنگ موی طبیعی مخلوط با آب را روی بازو امتحان کنید. ۴۸ ساعت بعد علائم حساسیت ظاهر می شود. افرادی که برای اولین بار موهایشان را رنگ می کنند، شاید اصلا علائم حساسیت نداشته باشند، اما در مرتبه دوم باید مجدد امتحان را انجام دهند و ۴۸ ساعت صبر کنند.
اگر فردی به یک مارک خاصی از رنگ مو حساسیت نشان داد، آیا می تواند از سایر رنگ موها استفاده کند یا در کل باید رنگ را کنار بگذارد؟
اگر به مارک خاصی از رنگ مو حساسیت نشان داد، بهتر است سایر مارک ها را هم امتحان کند، اما معمولا حساسیت به تمام رنگ ها وجود خواهد داشت.
بسیاری از خانم هایی که موهایشان را رنگ می کنند در فاصله ای که رنگ مو روی سر است احساس سوزش و خارش شدیدی کف سرشان دارند. این حالت هم نشانه حساسیت به رنگ مو است؟
این احساس ممکن است ناشی از حساسیت یا در اثر درماتیت تحریکی باشد. در درماتیت تحریکی، پوست کمی حساس می شود و دلیل آن غلظت ماده است. اگر میزان مصرف اکسیدان در رنگ مو بالا رود، پوست می سوزد و تحریک می شود و گاهی جوش می زند، اما با کاهش غلظت این مساله تکرار نمی شود. حساسیت به صورت دانه های ریز خارش دار یا تاول بروز می کند و با هر بار مصرف رنگ به هر شکل حتی بدون اکسیدان هم با همین حالت ظاهر می شود.
آیا حساسیت به رنگ مو کشنده است؟
نه، در موارد شدید شاهد تورم و کهیر هستیم، اما معمولا بعد از چند روز حال فرد بهتر می شود. اگر خانمی شاهد بروز علائم اولیه حساسیت به رنگ مو در خود شد باید به سرعت رنگ را بشوید و از لوسیون بتامتازون روی ناحیه خارش دار استفاده و حتما به متخصص مراجعه کند.
گیاهان مورد استفاده در رنگ موهای گیاهی
x95 مریم گلی خشک + رزماری خشک + سرکه سیب: که رنگی قهوه ای ایجاد می کند.
x95 گل خشک بابونه + گل کالاندولا (گل همیشه بهار): که کدری موهای بور را برطرف می کند.
x95 گیاه اسپرک: که برای بور و روشن کردن موها به کار می رود.
x95 حنا + وسمه: که موها را مشکی می کند.
x95 قهوه + بابونه + روناس: که موها را به رنگ قهوه ای روشن درمی آورد.
x95 حنا + عرق بهارنارنج: که مو ها را به رنگ قرمز آتشین درمی آورد.
salamat.ir
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 10 خرداد 1395 ساعت: 5:35
حتماً تا به حال بعد از بستنی خوردن، آب خورده اید. یادتان هست؛ هر چقدر هم که پارچ آب پر از یخ باشد، باز هم به نظرتان به اندازه کافی خنک نیست. ولی به عکس؛ بعد از نوشیدن چای، حتی آب شیر هم بیش از اندازه سرد به نظر می رسد. بنابراین نمی توان به اتکا عدد یک دماسنج ـ با واحد اندازه گیری استانداردهای جهانی ـ کسی را قانع کرد که حس این آب خنکی است یا گرمی. به هر حال این حس برای فرد، بدون توجه به شرایط متفاوت دیگران، وجود دارد. این احساس بستگی به یک گذشته دارد. تجربه ی منحصر به فردی است که بدون این پیش فرض تعیین کننده، قضاوت آن با یک دماسنج، نه تنها کافی نیست بلکه اغلب منحرف کننده است. هیچ یک از دو گروه هم به استناد وجود تفاوت، بدون هیچ ارجحیتی، در احساس واقعی خود اشتباه نمی کنند. هر کسی ممکن است نظری داشته باشد که بنا به یک گذشته و تجربه فردی، حاصل حسی کاملاً شخصی باشد. چه هزاران نفر با این حس هماهنگ و همسو باشند و چه هیچ کس موافق نباشد. در هر صورت این احساس را، به استناد واقعی بودن، باید شنید و پذیرفت، بدون این که بیرون از دایره تجربه و تنها به دلیل اعداد روی دماسنج، در صدد اثبات درستی و نادرستی آن بود.
توصیف پیکان جوانان گوجه ای با فنرهای خوابیده و لوازم اضافی روی داشبورد و آینه را حتماً شنیده اید. یا کامیون های پاکستانی که با انواع پارچه ها و نوارهای رنگی، آویزها و زیورآلات، تزئین شده اند. آدم هایی که برای اتومبیل خود نام های انسانی انتخاب می کنند. این مثال ها یعنی؛ حتی پدیده ای مثل "خودرو" با تعریف کاملاً معین و خاص جهانی هم، در دنیا معنا و برانگیختگی احساسی واحدی ندارد. یک کالای صنعتی با تولید انبوه کارخانه ای هم برای هر مصرف کننده و کاربری معنا و جایگاه خاص و متفاوت با دیگر تعاریف مشترک و پذیرفته شده جهانی دارد. این را از شیوه رانندگی مثلاً اعراب نفتی در قلب لندن هم می شود فهمید.
در جنوب شرقی کشور اسامی ای مثل شنبه و جمعه و... برای آقایان رایج است. اما مثلاً سه شنبه را نام محسوب نمی کنند. وقتی در فیلم ها و کتاب های انگلیسی می خوانیم مستر براوون، تعجب می کنیم که مگر آقای قهوه ای هم می تواند اسم باشد؟! اما خودمان اسم دخترانمان را می گذاریم "سپیده". عرب ها می گذارند: "اسمر". در حالی که در فرهنگ های مختلف اسامی ماه ها به عنوان اسم افراد استفاده نمی شوند؛ ما "آبان" و "آذر" و"اسفند" و "رمضان" و... را به عکس "اردیبهشت" و "شوال" و.. به عنوان اسم افراد می شناسیم. برای ما "یشم" و "تراورتن" اسم نیست، اما فیرزوه و الماس اسم است. این ها به عادات و تجربه های تاریخی محدود اقلیمی و جغرافیایی و قومی ... بستگی دارد و ـ حتی اگر در واژه و روایت تاریخی قابل زیرنویس و پانوشت و توضیح و بازگویی باشد ـ برای قابلیت های احساسی یک موضوع قابل نقل و ترجمه نیست. یا به طور مثال؛ جوک ها و طنزها معمولاً بیرون از بستر اولیه، بدون پیش زمینه های بسنده در ذهن مخاطب، نه قابل درکند و نه خنده دار. حتی اگر جزئیات و شرایط مرتبط با آن برای مخاطب ناآشنا به قدر کافی بازگویی و تشریح شود.
طبیعتاً "هنر" و "اثر هنری" با این همه پیچیدگی های زیبائی شناختی، فرهنگی و تاریخی، به مراتب با شدت بیشتری از این معنای واحد جهانی فاصله دارد. هیچ اثری بدون محاسبه و اعمال ضریب دخالت این گذشته ها و تجربه های تاریخی و فردی، قابل تحلیل و فهم نیست. نمی شود آن را با یک معیار استاندارد ـ مثل دماسنج ساده آزمایشگاهی ـ ترجمه کرد و نتیجه ای کامل و از هرجهت درست گرفت. چند نفر از ایرانیان تصنیف مرغ سحر را شنیده اند؟ و چند نفر از ایرانیان با لذت تمام به آثار شوپن گوش کرده اند؟ آثار موزارت که در زمان خود در اروپا نوعی موسیقی عمومی (حالا گیرم نه عامه) محسوب می شد، چقدر در لذت موسیقیایی ایرانیان سهیم است؟ آیا تنها به همین دلیل که این آثار بدون کلام هستند، می توان فرض کرد؛ بدون ترجمه، معنای جهانی و احساس مشترک جهانی دارند؟ آیا بدون انضمام قابل درک تمام تجربه های گذشته برای همه مخاطب های سراسر دنیا، معنای واحد و قابل درکی دارند؟ این آثار به گوش ایرانی ها همانطور شنیده می شود که به گوش اروپائی ها یا آمریکائی ها و آفریقائی ها؟ نگاه همه ی تماشاچی های سینما به صحنه های بی کلام اما اغراق آمیز فیلم های بالیوودی شبیه تماشاچیان هندی است؟ در مورد نقاشی و مجسمه و خوشنویسی و... چطور؟
شاید این شیوه برخورد با اثر هنری ـ چنان که سابقه دارد ـ منجر به این دیدگاه شود که؛ "هنر"، هنر است و نمی توان و نباید در مورد آن گفتگو کرد. اما در واقع از طرفی؛ در رابطه ی سه گانه اثر هنری ـ هنرمند و مخاطب، بازیگر موثر دیگری هم وجود دارد که نامش را می توان به عاریه "نقد" و "منتقد" فرض کرد. عاملی که به عنوان راس چهارم، مثلث مسطح قبلی را از خاک بلند کرده و به آن حجم می دهد. به "عاریه" گفتم چون آنچه برای این نقش در نظر دارم شاید با آنچه پیشتر نوشته و به صورت کلاسیک مدون شده، الزاماً و کاملاً منطبق نباشد. این نقشی است که از نظر نگارنده برای این رکن چهارم (حالا به هر نام و عنوانی) باید قائل شد و قاعدتاً شاید همان نباشد که تا کنون بوده یا باید باشد.
نقد در معنای عام ـ همانطور که مثلاً در مورد وجه نقد ـ در مقابل مبادلات پایاپای به کار می رود، آن چیزی است که ارزشش از جمیع جهات برای طرفین معامله و مبادله، معین و بلامنازع است. مثلاً مقداری معینی اسکناس یا سکه طلا که بنابر قرارداد، ارزشی مشخص دارد. در مقابل؛ ارزش جنس، ملک و کالا بنابر متغییرهای بسیاری که همیشه برای طرفین قطعی، ثابت و همطراز نیست، تفاوت دارد. ارزش مجاورت یک خانه با فضای سبز یا همسایگی با یک شخصیت مهم اجتماعی، داشتن نور آفتاب، خط تلفن و... ممکن است معنا و ارزش های متفاوتی برای آدم های مختلف داشته باشد. در این میان واسطه با شناخت طرفین، تلاش می کند از طریق تداعی این موقعیت ها به ارزش های حسی قابل فهمی برای دو سوی معامله دست پیدا کند که به اتکا آن معامله با وجهی نقد یا معادل وجهی نقد به سرانجام می رسد. اگر واژه "نقد" را به این قیاس (نه معنای رایج جدا کننده سره از ناسره) بسنجیم؛ "نقد" تلاش "منتقد" است برای تعریف و ایجاد فرصت درک یا انتقال حداکثری ارزش های اثر به مخاطب یا هنرمند صاحب اثر با زبانی مشترک، قابل دریافت و تحریک کننده که البته عیناً معادل بلامنازع ماهیت خود اثر نبوده و در جمیع جهات و لحظات مطلق نیست. "نقد" است چون مستقیم در اختیار مخاطب و هنرمند قرار می گیرد در حالی که کمتر از خود اثر به اما و اگر و خیال و اشارات موجز و... وابسته است. "نقد" است چون تنها وقتی معنا دارد که ما به ازای یک اصل و پشتوانه دیگری باشد.
به عاریه گفتم "نقد" تا همچنین تاکید کرده باشم که منظور از آن انتقاد و تفسیر و تحلیل و تشریح و ترجمه و معادل یابی نیست. "نقد" این همانی پیدا کردن در برگردان های منثور شاهنامه فردوسی و یا معنی شعرهای مدرسه در جزوه های درسی نیست. "نقد" روایت سینمایی یک رمان نیست. سکون یک قاب بندی در ذهن محدود منتقد نیست. تولید جریانی است که در مخاطب امواجی منحصر به فرد و حرکتی تازه می آفریند. "نقد" فرصت است، نه تحدید اثر به "منتقد". "نقد" پاسخ علمی به چیستی و چرایی اثر نیست. منظری است رو به اثر هنری. نقد توصیف ابعاد و ویژگی های فیل و یا مستند علمی و کاریکاتوری از فیل نیست. بلیت سفری است به جنگل های آفریقایی و هند برای دیدار از زندگی دسته فیل های وحشی. این نوع "نقد" پیش از هر چیزی در پی خوانشی وسیع تر و عمیق تر است. در پی ارتقاء خیال و تصور و لذت بیشتر مخاطب است. (هر جا از مخاطب نام می برم، منظورم شامل خود هنرمند پس از خلق هنری هم می شود.) منتقد گاهی در جهت میل و خواسته هنرمند به مخاطب کمک می کند تا با تکیه بر تأویل پذیری اثر هنری، احساسات خود را بیشتر در اختیار اثر بگذارد و به ویژه با تجارب و ادراکات شخصی از وسعت خیال خود حظ بیشتری ببرد. این شیوه برخورد ممکن است فارغ از موضوعات نقد؛ در انواع نقدهای متن گرا یا محتوا گرا، نقدهای فرمالیستی، نقدهای پژوهشی و... به کار گرفته شود.
"نقد هنری" مفهوم سیالی است و بنابراین نمی توان برای آن تعریفی دقیق و بدون تاریخ و مکان ارائه داد. "نقد هنری" تکه ای تمام کننده از پازل اثر هنری است و شکل و فرم آن تابعی از اثر می تواند باشد. به اعتبار همین تاثیر از یک مفهوم غیرثابت، گزیری از شکلی به شکلی ندارد.
اثر هنری در یک فضای تاریخی و جغرافیایی خاص و در معرض عوامل و شرایطی از خودآگاهی و ناخودآگاهی هنرمند خلق می شود. از طرفی همین اثر هنری در ارائه به مخاطب مصون از دخالت باقی نمی ماند. نحوه نمایش و نوع عرضه اثر هنری، حالات مخاطب و مواجهه منتقد، همزمانی اخبار و اطلاعات، تلاقی احساسات و... همه و همه می تواند محتوا و تاثیر اثر هنری را تا اندازه ای محسوس، تغییر دهد. به همین مناسبت یک اثر هنری ثابت، در بستر زمان و مکان و... تغییر ماهیت می دهد. به تبعیت از این تغییرات، "نقد هنری" هم ملزم به تغییر رویکرد و شکل می شود.
"نقد هنری" شکل ثابتی ندارد و به همین اعتبار نمی تواند معیار و خط کش های دائمی داشته باشد. "نقد هنری" با مکاشفه های تازه، هر اثر را بر اساس معیارهای درونی خود اثر بررسی می کند. نمی توان دو پدیده و یا دو دستگاه غیرهمگون را با هم قیاس کرد. سنجش باید در جنس و مقیاس متناسب با اثر باشد. گریز و خلاصی از عادات گذشته و دستیابی به این معیار تازه، همواره دشوارترین تلاش منتقد خواهد بود. بنابراین همانطور که با ترازو نمی شود فاصله ها را اندازه گرفت، با معیارهای نقاشی ناتورالیستی هم نمی شود مانیفیست امپرسیونیست ها و خوب و بد نقاشی های این شیوه را اندازه گرفت. اگر در "هنر" قائل به تقلید نباشیم؛ پس با معیارهای ایرانی نمی شود نقاشی چینی را به قدر آنچه هست سنجید. همانطور که اثر ایرانی را نباید به عیار هنر آمریکایی و استرالیایی محک زد. همچنین است که؛ نمی شود هنر معاصر را با آنچه در دو قرن پیش آمده، ارزش یابی کرد.
سعید فلاح فر (saeidfall)
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 8 خرداد 1395 ساعت: 3:33
بحث بهره وری و ارتقای انگیزش در کارکنان و رضایت شغلی آنها، از جمله مباحث مدیریتی امروز است که از اهمیت خاصی برخوردار است. انگیزش از دیدگاه علم مدیریت امروز، مهمترین زمینه و عامل انجام کار در سازمانها و در نهایت بهره وری به شمار می رود.در مقاله زیرعوامل موثر بر انگیزش و رضایت شغلی کارکنان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. دیهی است که در ادامه وظیفه هدایت و رهبری مدیریت ایجاد انگیزه در کارکنان را می توان یکی از وظایف مهم مدیریت بیان کرد.
مطالعات نشان می دهد داشتن انگیزه با افزایش بهره وری نیروی انسانی ارتباط مستقیم دارد. میزان عملکرد یک فرد تابعی از توانایی و انگیزش اوست. اولین عامل (توانایی) تعیین می کند که او چه می تواند بکند و دومین عامل (انگیزش) مشخص می کند که او چه می خواهد انجام دهد.انگیزش به مجموعه ای از نیروها که موجب می شود اشخاص به شکل های مختلف رفتار نمایند .انگیزش با یک نیاز آغاز میشود ، اشخاص راههای ارضاء نیازهایشان را جستجو و سپس متناسب با آن رفتار میکنند عملکرد ناشی از این رفتار ،مجموعه ای از پاداشها و نتیجه ها را به همراه خواهد داشت . یک نتیجه مطلوب به شکلهای مختلفی میتواند نیاز اولیه را برطرف کند.
بحث و بررسی در خصوص ارضای نیازها و عوامل دلگرمی و اثر بخشی بیشتر کارکنان و ایجاد محیط صمیمی و پر جاذبه برای آنان در محیط های سازمانی توجه هر فرد دلسوز به آینده این مرز و بوم را به خود معطوف می دارد . چرا که با تلاش و همفکری و هماهنگی کلیه آحاد و سازمانها ی جامعه است که میتوان به طور طبیعی امیدوار بود از طریق اعمال یک مدیریت صحیح و علمی کشور واقعا در جهت توسعه و پیشرفت قدمهای اساسی بردارد . لذا از طریق ایجاد انگیزش و ارضای نیازهای منطقی و معقول کارکنان در دلبستگی به کار و بالا بردن روحیه آنان تاثیر مثبت حاصل شده است . در این مقاله سعی برآن است که به بررسی مفهوم انگیزش شغلی (کارکنان) بپردازد.
| عنوان | فایل | |
|---|---|---|
| راهکارههای ایجاد انگیزش شغلی کارکنان | application/pdf 1.pdf 287 KB |
ابراهیم علیمردانی
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 8 خرداد 1395 ساعت: 3:33
الف ) نگاهی اجمالی به زندگی ایشان
* تولد : ۱۳۰۲ شمسی x96 نجف آباد
* شاگرد اساتیدی چون : آیه الله بروجردی x96 آیه الله سید محمد داماد x96 آیه الله حاج آقا رحیم ارباب x96 امام خمینی و علامه طباطبایی
* مجتهد متفکر و منتقد
* دارای کتب فراوان فقهی x96 تاریخی x96 تفسیری و پژوهشی نوین
* مبارز و تبعیدی سیاسی همرزم امام و آیه الله منتظری
* مظلوم و حتی متهم به کفر گویی در بین بزرگان هم کیش خود
* وفات : اردیبهشت ۱۳۸۵ شمسی تهران
ب ) ایشان فقیه نواندیشی بودند که می توان به بعض ویژگی های ایشان چنین اشاره کرد :
۱ نگاه تفسیری ، تحلیلی و اجتهادی ایشان به معارف دینی و شریعت ، نگاه عقلانی بوده ، تا برداشتهای سنتی نقلی و خبری با پیش فرضهای تعصبی و غیرقابل دفاع
۲ اصل در منابع اخذ احکام و معارف دینی را قرآن می دانست که بایستی با توجه به عقل سلیم ( مشرف به علوم مربوطه ) تفسیر گردد .
۳ از آنجا که معتقد بود ماهیت اصلی دین ، معارف و اخلاقیات بوده و احکام فقهی ، فرع آن می باشد و دلیل اصلی انحرافات تاریخی در دین ، انحراف و تحریف معارف دینی توسط غالیان ( عمدتا افراطیونی که ائمه را در جایگاه خداوند نشاندند ) و یا مفوضه ( که تحقق افعال و صفات خداوند را بوسیله ائمه میدانستند ) بوده است ، بیشتر عمر خود را خطر کرد و با تمام انرژی ، به جنگ اعتقادات و معارفی رفت که منشا آنها ، احادیث جعلی فوق الذکر بود .
۴ بر اساس سخن امام صادق (ع) که فرمود : " هر روایتی که موافق کتاب خدا باشد چه از فرد نیکوکار و چه از مرد بد کار به تو برسد ، آنرا بپذیر ؛ ولی چنانچه روایتی مخالف کتاب خدا بود از فرد نیکوکار یا بدکاری به تو رسید ، آنرا نپذیر فرائد الاصول ( رسائل) ص ۶۲ " ، احادیث را با قرآن و فهم عقلی می سنجید و اگر مغایر می یافت ؛ کنار می گذاشت .
۵ بر اساس سخن پیامبر اکرم (ص) که فرمود : " ای مردم! دروغ بستن بر من خیلی زیاد شده است، هرکه بر من دروغ ببندد باید در آتش مأوی بگیرد x96 نهج البلاغه ، خطبه ۲۱۰ دشتی " معتقد بود که حدیث سازی در امت اسلامی ، تاریخ طولانی و غم انگیزی دارد که از همان طلوع فجر اسلام شروع گردید ه و امروز آفت دین شده است .
۶ احادیث را به صرف اینکه راوی آن معتبر است معتبر نمی دانست ؛ چه بسا که غالیان ( صاحبان تفکر افراطی و غلوآمیز در مورذ ائمه (ع)) ، آنها را در بین احادیث مستند به اصحاب خاص ائمه (ع) در کتابهای کپی شده آنها ، وارد کرده و سپس نسل به نسل به ما رسیده است .
۷ بشدت معتقد بود که بسیاری از آرائ علما و مورخین ( چه شیعی و چه سنی ) ناشی از غلو در محبت آنها به امامان و بزرگانشان بوده که بایستی در برخورد با آن آرا و یا احادیث به این امر دقت دو چندان شود .
۸ نگاه ایشان به معصومین (ع) ( از منظر علم و قدرت و کمالات ) ، اسطوره ای ، فرابشری و غیرقابل دسترس نبود ، بلکه انسانهایی می دانست که در جاده کمال الی الله به جایگاهی ملکوتی و در مسیر عبودیت حق ، به قرب الهی رسیده اند و همین است که می توانند اسوه و الگوی بشری واقع شوند .
۹ به علما و فقهای پیشین ؛ بعنوان اندیشمندانی صاحب نظر نگاه می کرد نه به عنوان مراد و منقاد .
۱۰ در ارائه نظر ؛ به تمام منابع سنی و شیعی و آرای تاریخی مورخان و محدثان و فقها و حتی فقه اهل سنت ، سرکشی و توجه عمیق داشت .
۱۱ در ارائه نظر فقهی ؛ به منطقی بودن و سهولت آن برای افراد و همچنین اعتبار و عزت و کرامت اسلام و قرآن توجه خاص داشت .
۱۲ یکی از نکات برجسته ی اخلاقی ایشان ، استفاده ی فراوان از عبارت « نمی دانم » در پاسخ پرسش های افراد بود .
حتی اگر ، بسیاری از مطالب مربوط به سئوالی را می دانست ولی چون تحقیقات علمی او به نتیجه ی نهایی نرسیده بود ، از اظهار نظر در خصوص آن ، خود داری می کرد .
۱۳ پس از رسیدن به یک نظر قطعی ؛ در ارائه آن ، ملاحظه نظرهای مخالف متقدمین و معاصرین را نمی کرد .
۱۴ در بررسی تاریخ و زندگی نامه بزرگان از پیامبران و امامان به تمام آرای مورخان از فرق و ادیان مربوطه و هم چنین سلسله وقایعی که منطقا می توانسته رخ داده باشد بدون دخالت دادن حب و بغض های قومی و تاریخی ؛ توجه دقیق می کرد .
۱۵ سر لوحه تمام بحث ها ؛ نقدها و تحقیقات ایشان جمله معروف " حیات العلم بالنقد و الرد " بود . بگونه ایکه معتقد بود هر کس هر نظری در مورد مسائل فقهی ؛ اعتقادی ؛ سیاسی و فرهنگی دارد ؛ باید اظهار کند تا بدین وسیله یک نظر پا برجا بماند . در حقیقت انسان باید چیزی بنویسد که در جامعه موج ایجاد کند تا بدین صورت جامعه به پویایی و جنبش بیفتد .
ج ) ذیلا قطره ای از دریای عمیق تفقه و تحقیق و آرای ایشان آورده شده است :
۱ دین بر اساس آیات ( ان الذین آمنوا و الذین هادوا و النصاری و الصابئین من آمن باللَّه و الیوم الاخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف علیهم و لاهم یحزنون؛ بقره، آیه ۶۲ و مائده، آیه ۶۹ ) یکی است ، که دارای سه اصل نظری و عملی " اعتقاد به خدا " x96 " اعتقاد به معاد " و " عمل صالح " می باشد که همه پیامبران داعیه آن بوده اند و اگر کسی ( چه مسلمان ،چه مسیحی ، چه کلیمی ، چه صائبی و چه ... ) واجد اصول و شرایط فوق باشد در آخرت رستگار است .
( ص ۱۸۲ کتاب مجموعه مقالات )
۲ برای پاک کردن یک چیز نجس ؛ امحائ عین نجاست کافیست ؛ در ضمن آب کر و قلیل یک حکم دارند .
( ص ۱۲۸ و ۱۵۰ کتاب پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی )
۳ کفار به صرف کافر بودن ؛ نجس نیستند .
( ص ۱۹۸ به بعد کتاب پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی )
۴ قرآن در شب قدر ؛ نمی توانسته به یکباره نازل شده باشد و اعتقاد علامه طباطبایی و دیگران ، به دو نزول دفعی و تدریجی صحیح نیست . بلکه در طول ۲۳ سال و متناسب با شرایط و اقتضائات آن ، نازل شده است .
( ص ۳۲۲ x96 ۳۳۳ x96 ۳۳۸ و ۳۴۵ کتاب حدیث های خیالی در مجمع البیان )
۵ در سوره یوسف (ع) ، آیه ۲۴ ، عبارت " لقد همت به و هم بها .. " ؛ بدین منظور نبوده که ، زلیخا برای یوسف اظهار تمایل کرده و یوسف نیز تمایل پیدا کردند ؛ بلکه منظور این است که وقتی زلیخا ( در قسمت قبل آیه ) اعلام آمادگی کرد و یوسف نپذیرفت؛چنان خشمگین شد که به یوسف حمله کرد و اگر خداوند او را حفظ نمی کرد او نیز به زلیخا حمله می نمود .
( ص ۶۶ کتاب جما ل انسا نیت یا تفسیر سوره یوسف (ع) )
۶ به حکم اصاله الجواز ، که در همه کارها جاریست ، چون هیچ دلیل قابل قبولی بر ممنوعیت قضاوت بانوان وجود ندارد ، باید گفت : بانوانی که شرایط قضا را بیش از مردان یا مساوی با آنان دارند می توانند متصدی منصب قضا شوند و حکمی که صادر می کنند مشروع و لازم الاجرا خواهد بود .
( کتاب قضاوت زن در فقه اسلامی x96 ص ۴۷ )
۷ امام علی (ع) در محراب بشهادت نرسیده ؛ بلکه در ورودی مسجد ، هنگام حضور برای نماز صبح ( نه وقت سحر ) ضربت می خورند و چون حمله غافلگیرانه بود ، امام فرصتی برای گفتگو با ابن ملجم پیدا نکرد .چه برسد او را بیدار کرده باشد و گفته باشد برخیز می دانم زیر جامه خود چه چیز پنهان کرده ای ؟
( ص۱۷۷ تا ۱۲۳ کتاب مجموعه مقالات )
۸ حضرت امیر (ع) در ابتدای حکومت خود ، روش مدارا را با معاویه پیش گرفته و سعی در جذب او داشتند . ولی از آنجا که معاویه آدم قدرتمندی شده بود و تجاوزات خود را (به مردم و مناطق دیگر تحت حکومت امام) افزایش داد ، وارد جنگ با او شد .
( ص ۱۱۶ کتاب زندگی من و شهید جاوید )
۹ جریان خرافه گویی و غلو پردازی به نام دین و مذهب در مراسم مذهبی ؛ توسط بسیاری از مداحان و یا تفاسیر افراطی بعض از علما با استفاده از روایات مسئله دار و نا صحیح ؛ ناشی از افراط در دلباختگی ( غلو ) به ائمه بوده که این گروه در تخریب شخصیت و اعتبارائمه کمتر از دشمنان آنها بی اثر نبوده که بیشتر هم اثر گذار بوده و هستند . ( و همچنین غالیان سنی در ارائه تفاسیر و تبلیغ افراطی از مذاهب و امامان خود ) .
( کتاب غلو x96 درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین )
۱۰ در کتاب تفسیر مجمع البیان ( تفسیر معروف طبرسی ) مواردی وجود دارد که ابوجعفر طبری با ابو جعفر امام محمد باقر (ع) اشتباه شده و قول ابو جعفر محمد بن جریر طبری مفسر معروف اهل سنت متوفای ۳۱۰ ( ه ق ) به عنوان قول ابوجعفر باقر (ع) معرفی شده و به نام حدیث امام محمد باقر تلقی گشته و تصور کرده اند روایتی از امام معصوم است .
(مقدمه کتاب حدیث های خیالی در مجمع البیان )
۱۱ خطاب پیامبر(ص) در آیه مودت (لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی x96 شوری ، ۲۳ ) ؛ نیکی و محبت دیگران به ذوی القربی ( اهل بیت ) نبوده ؛ بلکه خطاب به خویشان خود در قریش ( در مکه ) بوده است ؛ که " حرمت خویشاوندی را رعایت کرده و بگذارند ایشان رسالتش را انجام دهد " .
( ص ۱۶۶ کتاب قضاوت زن در اسلام )
۱۲ معنای آیه تطهیر (.... انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا x96 احزاب ، ۳۳ ) ، با توجه به اوامر و نواهی ابتدای آیه ، چنین است : " جز این نیست که خدا [با این اوامر و نواهی] می خواهد ( اراده دارد ) که پلیدی را از شما [ای] اهل این خانه ( شامل همسران پیامبر) بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند." و اراده در آیه ،« ارادة تکوینی » نیست ، که خدا تکویناً ( و تخلف ناپذیر ) اراده فرموده باشد « أهل البیت » را تطهیر نماید . بلکه " اراده تشریعی " می باشد ، با این تعبیر که : " جز این نیست که خدا اراده دارد که شما را پاک سازد " . یعنی تحقق پاکی منظور خدا ، از طریق عمل به اوامر و اجتناب از نواهی خواهد بود . در حقیقت این آیه ( و آیه ۶ سوره مائده ) در مقام تعلیل حکمت تشریع قوانین ، نازل شده و در آنها سخن از علت غایی تشریع احکام است ، نه مقامات افراد و خصوصیات تکوینی آنها ، و نمی تواند دلیل عصمت و طهارت تکوینی کسی باشد .
( بحث تاملی در آیه تطهیر ص ۹ تا ۱۵)
۱۳ اینکه پیامبر در روز مباهله ، خانواده نزدیک خود را به همراه خود می برد نشانة اوج اطمینان و رسوخ ایمان و عمق اعتقاد و نهایت صداقت ایشان است که در شرایط خطرناک ، به جای آنکه پیروان خویش را پیش اندازد و سپر بلای خود قرار دهد ، عزیزترین کسان خود را به میدان می آورد و از فدا کردن خود و محبوب ترین کسان خویش در راه دعوت اسلامی دریغ ندارد . ( همانند ماجرای فرستادن علی (ع) به مقابله عمروبن عبدود در جنگ احزاب و یا حمزه و علی در شروع جنگ بدر ) .
( بحث تاملی در آیه تطهیر ص ۶۰ تا ۶۵)
۱۴ حدیث کسایی که در مفاتیح و تاریخ روایی ما وجود دارد ، دارای دو نقل " اصل و صحیح " و دیگری " جعلی و بی اعتبار " می باشد .
اصلی و صحیح ، آنست که متنی کوتاه داشته و خالی از عبارات غلوآمیز می باشد .
جعلی و بی اعتبار ، آنست که در انتهای مفاتیح الجنان آورده شده و معمولا در مجالس خوانده می شود ، که از نظر روایی توسط یک فرد شیعی افراطی غالی مسلک و کم مایه جعل شده تا به خیال خود مقام اصحاب کسا را بالا ببرد .
جالب اینجاست که مرحوم محدث قمی نیز در کتاب منتهی المال ( در هنگام نقل داستان جابر انصاری ) آنرا بی اعتبار می داند . و این در حالیست که برخلاف نظر ایشان ، آنرا در انتهای کتاب مفاتیح ، در چاپ های پس از او اضافه کرده اند .
( ص ۹۴ و ۹۵ کتاب حدیث های خیالی در مجمع البیان )
۱۵ حدیث ، " خداوند سرنوشت ائمه را در لوحی به پیامبر عرضه کرده که باید همان کنند ! و برای امام حسین (ع) دستور خروج و کشتن و کشته شدن بود و نوشته بود که مردمی را برای شهادت با خود ببر که جز به همراه تو شهادتی برای آنها نیست " توسط مفضل بن صالح ابوجمیله که یک غالی دروغگوست جعل شده تا اثبات کند که امام حسین(ع) از روی علم ، برای کشته شدن حرکت کرده و عمدا خود را بدستور خداوند به کشتن داده است .
(از مقدمه کتاب غلو x96 درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین )
۱۶ باید تلاش همه جانبه و پیگیری برای تحرک بخشیدن به فقه شروع شود و فقه را باید بگونه ای بازسازی کرد که از حالت عدم توانایی اداره جامعه بیرون آید . لذا قبل از هر کار باید ابواب مختلف فقه ، تخصصی شود . از طرف دیگر اجتهاد در مسائل فقهی نباید بگونه ای انجام شود که نتیجه اش با اصول علمی قطعیت یافته ، در تضاد باشد و نباید به صورتی ارائه شود که دانشمندان حقیقت جو را از هر فرقه و دینی نسبت به فقه اسلام و نهایتا اصل اسلام بی رغبت کند .
( کتاب پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی فصل چهارم )
۱۷ پس از تخصصی شدن قسمتهای مختلف فقه ، فقها باید بحثهای اجتهادی و تخصصی خود را بر مبنای مقایسه و تطبیق ، پایه گذاری نمایند (مقایسه با رشته تخصصی مشابهی که در جهان وجود دارد) مانند علوم قضایی ، حقوق ، اقتصاد و ....
( کتاب پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی فصل چهارم )
۱۸ اگر سنی یا شیعه ، مطابق مذهب خود و بر اسا س فتوای مجتهد خود عمل کند مجزی بوده و عتاب نخواهد شد .
( ص ۱۶۷ کتاب مجموعه مقالات )
۱۹ در رابطه با حکم مرتد ، از فقهایی که فتوا به قتل مرتد می دهند می پرسیم که :
آیا مقصودشان از ارتداد ، تغییر عقیده است یا چیز دیگر ؟
اگر مقصود تغییر عقیده است می گوئیم : تغییر عقیده یک امر اختیاری نیست ، زیرا مقدمات آن که فراهم شد بطور قهری و بی اختیار ،عقیده تغییر می کند و این در اختیار انسان نیست و چیزی که در اختیار انسان نیست تکلیف به آن تعلق نمی گیرد .
فرض که مسلمانی نوشته ای تاثیر گذار در باره انکار یکی از عقاید اسلامی بخواند و چون قدرت علمی بالایی ندارد پاسخی نمیابد و در نتیجه عقیده اش تغییر می کند و نمی تواند جلو آنرا بگیرد ، آیا می توان او را در مقابل این تغییر عقیده مستحق مجازات دانست آنهم اعدام ؟ در حالیکه در قرآن آمده است : لایکلف الله نفسا الا وسعها .
با توجه به این توضیح ، مجازات چنین شخصی برخلاف عدالت و تکلیف مالایطاق و مخالف آیه مزبور است .
( ص ۱۱۳و ۱۱۴ کتاب حدیث های خیالی در مجمع البیان )
۲۰ امامت امام معصوم سه بعد دارد : بعد مرجعیت دینی و بیان احکام و حقایق اسلام و افاضه علومی که از رسول خدا فرا گرفته است . بعد انسان کامل بودن امام که مظهر اسما و صفات خداست . بعد رهبری سیاسی و زمامداری .
بعد اول و دوم ، هرگز از امام سلب نمی شود ، یعنی قابل سلب کردن نیست ولی امکان سلب کردن بعد سوم وجود دارد ، همانطور که از امام علی (ع) ، پس از رحلت حضرت رسول (ص) سلب شد و ولایت را به ایشان ندادند .
( ص ۶۵ تا ۶۷ کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
۲۱ بسیاری از فقها ،جهاد را ابتدایی و برای دعوت به اسلام دانسته و آیه " لا اکراه فی الدین بقره ، ۲۵۶ " را توجیه کرده و می گویند آین آیه با آیات جهاد " نسخ " و بی اثر شده ، در حالیکه به اعتقاد ما ، جهاد ، برای تحمیل عقیده نیست . چون این حکم عقل و فطرت است ، که هیچ کس ، عقیده و دینی را با اکراه و زور قبول نمی کند . ...
بلکه جهاد ، برای رفع ظلم است اصالتا ؛ ولی گاهی هم برای دفع آن است . دفع ظلم ربطی به عقیده مردم ندارد ، ظالم هر کسی می خواهد باشد ، مسلمان یا کافر ، فرقی ندارد .
( ص ۹۹ تا ۱۰۱ کتاب زندگی من و شهید جاوید )
۲۲ بعضی کلمه " فتنه " در آیه ۱۹۳ ، بقره " و قاتلوهم حتی لاتکون فتنهx96 با نیروهای مهاجم پیکار کنید تا وقتی که فتنه ای که دشمن بر سر شما ریخته ، از بین برود " را به معنی " شرک " گرفته اند . و این در حالیست که بر اساس آیه ۱۹۰ ، بقره " فان قاتلوکم فاقتلوهم x96 پس اگر با شما به جنگ برخاستند ، شما هم بدفاع بجنگید " ،فتنه ، همان " شر دشمن مهاجم " است و اصل در مقابل دشمن مهاجم ، صلح است نه جنگ و بنابراین " جنگ "، حالتی اضطراری است و پس از تهاجم دشمن ضرورت پیدا می کند و بعد از درهم شکستن دشمن دیگر ضرورت ندارد .
( ص ۱۶ و ۱۷ کتاب جهاد در اسلام )
۲۳ امام حسین به دعوت و خواست اکثریت مردم کوفه ، برای تشکیل حکومت اسلامی و اصلاح جامعه قیام کرد ؛ نه برای شهادت خود و یا به اسارت رفتن خانواده ؛ ولی وقتی در کربلا در محاصره قرار گرفت ؛ نبرد تا آخرین قطره خون را به ذلت تسلیم در برابر خواسته های یزید ترجیح داد و شهادت را پذیرفت .
( کتاب شهید جاوید یا قیام امام حسین (ع))
۲۴ امام علی ( ع ) در دوره ۲۵ سال بعد از رحلت پیامبر ( ص ) که ابوبکر و عمر و عثمان در مصدر حکومت بودند ، جزو اپوزیسیون بوده و می خواهد راهنمایی کند و جلو اشتباهات را بگیرد . به حکومت معترض است ولی نه اعتراض خصمانه ، بلکه اعتراض خیرخواهانه و مصلحانه ، برای اینکه به حرکت تکاملی جامعه کمک کند .
( کتاب قضاوت زن در فقه اسلامی x96 مقاله اپوزیسیون در صدر اسلام )
۲۵ اینکه فقها ، جهاد را مشروط به امر امام معصوم مبسوط الید می دانند ، بنابر این در زمان غیبت تعطیل است ، صحیح نیست ، بلکه منظور روایات ، عدالت رهبری جنگ است چه درباره نیروهای خودی و چه در برابر دشمن ، نه عصمت رهبر جنگ ، بنابراین جهاد از منظر دفاعی ، در برابر ظالم و مهاجم ، در هر زمان ، وظیفه است ، آنهم با رعایت عدالت .
( ص ۶۴ تا ۶۷ کتاب جهاد در اسلام )
۲۶ امام معصوم و حتی شخص پیامبر بر اساس آیات قرآن از جمله آیه " قل لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله و لو کنت اعلم الغیب لاستکثرت من الخیر و ما مسنی السوء ان انا الا نذیر و بشیر لقوم یؤمنون x96 اعراف ، ۱۸۸ " ، هرگز از همه غیب آگاه نبوده ، بلکه علم امام اندازه معینی دارد که بیش از آن نمی داند ؛ آنهم به لطف و اجازه خدا .
( ص ۲۴۴ و ۲۸۴ کتاب قضاوت زن در اسلام )
۲۷ حدیث " هر امامی که نداند چه در آینده بر سرش می آید ، حجت خدا نیست x96 کتاب کافی ، کلینی ، باب علم ائمه، ج۱ " می خواسته علم مطلق امام را به همه چیز ثابت کند . در حالی که از یک دروغگوی غالی مسلک به امام صادق نسبت داده شده و معتبر نبوده ، در ضمن خلاف آیات صریح قرآن ، از جمله آیه مذکور در بند ۲۵ فوق، بوده و مردود می باشد .
( ص ۱۰۴ تا ۱۰۶ کتاب زندگی من و شهید جاوید )
۲۸ هیچ دلیلی وجود ندارد که فقها به طور عموم و یا فقیه خاصی از طرف خدا به ولایت منصوب شده و مردم حق انتخاب ندارند . ولی فقیه نایب مردم است نه نایب امام زمان (عج) و به نمایندگی از مردم مدیریت جامعه را به عهده می گیرد .
(نکته پنجم از یادداشت ابتدای کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
۲۹ نظر ما در باب ولایت فقیه ، نظریه انتخاب است . یعنی رهبر سیاسی باید به انتخاب مردم سرکار بیاید . حال در کشوری که مردم قانون اسلام را می خواهند ، کسی که قانون اسلام را بهتر می شناسد ، به انتخاب مردم ، حاکم و سرپرست سیاسی جامعه است . و در کشوری که اسلامی نیست و قوانین دیگری حاکم است ، هر کسی که قوانین موضوعه ( توسط مجلس قانون گذاری ) را بهتر می شناسد ، به رای مردم ، حاکم سیاسی خواهد شد ، و این یک اصل عقلی است .
( ص ۱۰۲ کتاب زندگی من و شهید جاوید )
۳۰ امام علی (ع) ، در نهج البلاغه ، خطبه ۳ ( لو لا حضور الحاضر و.. ) ، تمام شدن حجت خدا و منجز شدن حکم و تعهد الهی را مولود رای اکثریت مردم می داند و این دلیل است که رای اکثریت مردم دارای اثر شرعی است و این اثر شرعی در ۲۵ سال انزوای سیاسی امام نبود ، چون رای اکثریت مردم نبود .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " x96 ص ۶۷ تا ۷۱)
۳۱ عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن ، مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی مانند " وقت قیامت " و " تقدیر رزق بندگان " است که دانستن رموز آنها از دسترس مردم خارج است ولی بیشتر مردم این مطلب را نمی دانند . و این آیات ، مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
( ص ۱۰۹ کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
۳۲ عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت بعض افراد مانند " افترا به خداوند " و یا " خطاب بی ادبانه پیامبر " است که آنها عقل خود را بکار نمی اندازند و این آیات نیز ،مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
( ص ۱۰۹ کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
۳۳ این مطلب که ، خمس باید به دو سهم مساوی تقسیم شود و نصف آن سهم امام است و نصف دیگرش سهم سادات ، از مرسله ( حدیث بی اعتبار ) حماد بن عیسی ، نشات گرفته و مردود است . بلکه براساس حدیث صحیح بزنطی از قول امام رضا(ع) و سیره پیامبر (ص) ، خمس باید به امام به عنوان ولی و زمامدار جامعه و یا حاکمیتی که قدرت اجرایی دارد ، داده شده ، تا در راه رفع نیازهای مردم از قبیل امنیت ، بهداشت ، آموزش و ... مصرف گردد .
( ص ۲۵۳ تا ۲۸۰ کتاب جهاد در اسلام )
۳۴ ذی القربی ، در آیات خمس (... فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَی .. انفال ، ۴۱ ) و فیئ (... فَلِلَّهِ وَل ِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبَی و... حشر ، ۷ و ۸ ) به معنی خویشان پیامبر نیست ، بلکه خویشان کسانی است که در آیه مورد خطاب واقع شده اند ( شخصی که خمس می پردازد ، یتیمان ، مساکین ، در راه ماندگان و .. ) . و دلیل آن اینست که ، اسلام ، دین قبیله ای و فامیلی نیست که ثروت عظیمی از دنیا را متعلق یک عده معدودی از خاندان پیامبر نماید .
( ص ۲۶۱ و ۳۰۰ تا ۳۰۹ کتاب جهاد در اسلام )
۳۵ فتوای حرمت زکات ( و صدقه ) بر خاندان پیامبر ، بر اساس حدیث دروغ ابان بن ابی عیاش و روایات هم مضمون آن ، صادر شده ، و مردود است . چون بر اساس آیه قرآن ( .. ان الله هو ... یاخذ الصدقات x96 توبه ، ۱۰۴ )، گیرنده زکات ، خداوند بوده و تبعا ، دارای قداست خاصی است ، و بر این اساس ، زکات با خمس و انفال و سایر منابع مالی اسلام هیچ فرقی ندارد و از همه این منابع که مجموعا بیت المال را تشکیل می دهند ، می توان به مصرف همه نیازمندان و انواع نیازمندیهای جامعه رساند .
( ص ۳۲۰ و ۳۲۱ کتاب جهاد در اسلام )
۳۶ ولایت و زعامت مردمی پیامبر (ص) محصول یک پیمان خودبخودی طرفینی بود که ایجابش از طرف مردم ( مدینه ) و قبولش از طرف رسول اکرم بود و این ایجاب و قبول بطور خودبخودی و با طبیعی ترین وجه انجام شد ، البته این ایجاب و قبول در متن حرکت انقلابی اسلام و در طول مجاهدات پیامبر و امتش عملا تحقق یافت .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " x96 ص ۱۳۸)
۳۷ نبوت ، یک فیض ملکوتی و الهی است که با اراده خاص خداوند به پیغمبرش اعطا می شود ، در حالیکه ولایت ، یک امر مردمی و اجتماعی است . بنابراین در آن سیزده سال که آن حضرت در مکه بود و حکومتی تشکیل نداده بود ، ولایت بمعنای زمامداری نداشت ولی نبوت داشت .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " x96 ص ۱۳۹ تا ۱۴۱ )
۳۸ لزوم مشورت ، یعنی آیه " و شاورهم فی الامر سوره آل عمران ، ۱۵۹ " با دلیل ولایت پیغمبر یعنی آیه " النبی اولی بالمومنین من انفسهم سوره احزاب ، ۶ " متعارض نیستند . چون قلمرو آن دو از هم جداست . مشورت در رتبه متقدم است و اعمال ولایت در رتبه متاخر ، چون تا مشورت نباشد ، تصمیم گیری نیست و تا تصمیم گیری نباشد اعمال ولایت نیست .
) کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " x96 ص ۲۶۴ تا ۲۶۶ )
۳۹ لفظ (( شاورهم )) مشتمل بر دو دستور است ؛ یک امر صریح به پیغمبر (ص) و یک امر ضمنی به مردم .
امر صریح به پیغمبر اینست که مسائل امت را با خود امت به مشورت بگذار و امر ضمنی به مردم اینست که اگر نظری مخالف پیغمبر دارید بگوئید تا مشورت انجام گیرد و بهترین نظر انتخاب گردد و بدان عمل شود .
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " x96 ص ۲۶۷ تا ۲۶۹ )
۴۰ (در بحث اولوالامر منکم x96 سوره نسا ،آیه ۵۹) ، کلمه " اولی " که اسم جمع است بمعنای صاحبان و متصدیان است و هنگامی که به کلمه " امر " اضافه می شود بمعنای متصدیان امر حکومت و کشورداری است .... و شامل همه متصدیان امر کشورداری می گردد . و به حکم " اولی الامر " ، اطاعت از همه آنان اگر در خط اسلام باشند واجب است و کلمه " منکم " در آیه مزبور اشاره به اینست که این اولی الامر و متصدیان کشورداری از خود شما امت هستند و از طرف خود شما ، مسئولیت پذیرفته اند ، پس آنان را از خود بدانید و دستوراتشان را اجرا کنید .
( کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " x96 ص ۲۲۸ تا ۲۳۰ )
۴۱ وجوب اطاعت از اولوالامر در مرحله اعمال ولایت است نه در مرحله مشورت . در حقیقت ، اطاعت و اعمال ولایت ، لازم و ملزومند و هر جا ولی امر اعمال ولایت کند و دستوری بدهد اطاعت او لازم است ولی در مرحله مشورت و قبل از تصمیم گیری که اعمال ولایت نیست و زمان دستور دادن نرسیده موضوع اطاعت ، منتفی است.
(کتاب " ولایت فقیه ، حکومت صالحان " x96 ص ۲۶۷ تا ۲۶۹ )
۴۲ آیه محاربه (انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الآخرة عذاب عظیم x96 سوره مائده ، آیه ۳۳) ، یک دستور کلی برای همه فسادهای اجتماعی داده و آن این است که باید برای هر فسادی مجازات متناسب با آن تعیین شود .
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان x96 ص ۳۵۲ "
۴۳ ملاک اصلی برای مجازاتهای مذکور در آیه ، ایجاد فساد در جامعه است ... بنابراین ، بدون تردید آیه محاربه همه انواع جرائم اجتماعی را که عنوان فساد در جامعه بر آنها صادق است شامل می شود; چه جرایمی که اکنون ما می شناسیم و چه جرایمی که احیانا در آینده با تکنیک های جدید ابداع خواهد شد . قرآن جعل اصطلاح نکرده است.
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان x96 ص ۳۵۳ تا ۳۵۶ "
۴۴ " ذکر مجازاتهای فوق الذکر از باب مثال است " .... " لازم نیست حتما یکی از مجازاتهای مذکور در آیه درباره مفسد اجرا شود " ، بلکه آنچه لازم است ، رعایت تناسب بین جرم و مجازات است که هم حکم عقل است و هم درجه بندی مجازاتها در آیه به آن اشعار دارد . البته تعیین دقیق میزان جرم و تشخیص تناسب بین جرم و مجازات ، یک کار فنی و تخصصی است که قاضی با راهنمایی متخصصان جرم شناسی به آن دست می یابد و بر مبنای آن رای صادر می کند.
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان x96 ص ۳۵۹ تا ۳۶۲ "
۴۵ هدف از تشریع قوانین جزایی ، احیای عدالت است و اگر قانونی ناقض عدالت باشد از اول نباید تشریع شود . ( به همین دلیل ) اجرای عدالت به حاکم واگذار شده وبه او اختیار داده اند که به حکم " ان الله یامر بالعدل " با رعایت تناسب بین مجازات و جرم، مجرم را به کیفر برساند .
کتاب " حدیث های خیالی در مجمع البیان x96 ص ۳۷۰ تا ۳۷۶ "
۴۶ کتاب جامعه یا صحیفه یا کتاب علی (ع) ، طوماری بوده که ، پیامبر (ص) ، در طول چند سال ، احکام اسلام را ( نه حوادث گذشته و آینده را ) بتدریج ، املا فرموده و علی (ع) در قطعات پوست نوشته و پس از ایشان به ائمه اهل بیت جهت استخراج احکام سپرده شده است .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها x96 ص ۳۰ و ۳۱
۴۷ مصحف حضرت فاطمه (س) ، تنها کتابیست که می توان گفت ، بعضی از حوادث آینده در آنست ، نه همه حوادث مربوط به کائنات و سرنوشت آیندگان ، چرا که نه عمر ۷۵ یا ۹۵ روزه حضرت بعد از فوت پدرش ، کفاف می داده و نه حجم کتاب منتسب به آن ، گنجایش چنان چیزهایی را دارد . ضمنا چون فرشتگان برای تسلی خاطر حضرت آمده بوده اند ، نمی توانسته اند اخبار شهادت امام حسین را گفته باشند و حضرت را غمگین تر کرده باشند .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها x96 ص ۳۱ تا ۳۵
۴۸ حدیث " امام علی (ع) از زمان و مکان شهادت خود با خبر بود x96 اصول کافی ، ج۱ ، ص ۲۵۹ ، ح ۴ " ، از یک جاعل غالی ( سهل بن زیاد ) روایت شده ، ضمنا با مفاد آیه " ما تدری نفس بای ارض تموت x96 سوره لقمان ، آیه ۳۴ x96 هیچکس مکان مرگ خود را نمی داند " مغایر و نتیجتا باطل است .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها x96 ص ۵۸
۴۹ اینکه کتاب اصول کافی بر امام زمان (عج) عرضه شده و حدیث منقول از ایشان " الکافی کاف لشیعتنا x96 کتاب اصول کافی برای شیعیان ما کافیست " ، اصل و مدرکی نداشته و قابل قبول نیست ، چرا که از حدود ۱۶۲۰۰ حدیث آن قریب ۵۰۰۰ آن ضعیف بوده و باید بررسی شود .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها x96 ص ۵۹
۵۰ سند زیارت جامعه ، ضعیف بوده و بعضی از عبارات آن مثل " ایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم x96 برگشت خلق بسوی شما (ائمه(س)) و حساب اعمالشان نیز با شماست " مخالف قرآن است ، زیرا خدا می فرماید " ان الینا ایابهم ثم ان علینا حسابهم x96 غاشیه ۲۵ و ۲۶ x96 بازگشت مردم فقط به ما و حسابشان فقط با ماست . "
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها x96 ص ۶۳ و ۶۴
۵۱ در داستان ( علی(ع) و عمروبن عبدود در جنگ خندق ) ، مطلب " هنگامی که امام بر روی سینه اش نشست تا سر از بدنش جدا کند او آب دهن به صورت امام انداخت " ، از افسانه هائیست که مولوی ساخته است و اصل تاریخی ندارد .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها x96 ص ۶۴
۵۲ کسی که توحید و نبوت و معاد را بطور سربسته قبول دارد مسلمان است و کسی که سه اصل نامبرده را با اصل عدل و امامت ، بطور اجمال قبول دارد ، شیعه یعنی مسلمان کامل است ، ولی هر فرد مسلمانی پس از قبول کردن اصول کلی اسلام ( سه اصل فوق الذکر ) ، حق دارد در مسائلی نظیر ( علم پیغمبر و امام ، عصمت آنها ، رجعت ائمه ، سند بعضی از ادعیه ، شق القمر ، معراج جسمانی و ... ) تحقیق و اجتهاد و رد و قبول کند و این افتخار اسلام است که اصل آزادی فکر و عقیده را محترم شمرده است .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها x96 ص ۶۶
۵۳ عصمت پیغمبر و امام از ضروریات مذهب است ( ولی به عقیده مرحوم شیخ انصاری و محقق اردبیلی و شهید ثانی ، چنین نیست که انکار هر ضروری باعث کفر و بی ایمانی شود ) ، عصمت از ضروریاتی است که انکارش از روی اجتهاد ، نه عناد ، باعث بی ایمانی نمی شود .
کتاب عصای موسی یا نقدی بر نقدها x96 ص ۶۳
۵۴ طهارت و نجاست آب و مایعاتِ دیگر بر مبنای تعبّد شرعی نیست، بلکه بر مبنای رعایت اصول بهداشت است .
۵۵ آب قلیل و کمتر از کُرّ با ملاقات نجاست نجس نمی شود .
۵۶ اگر یک ذرّه خون در آب قلیل و کمتر از کُرّ بپاشد و مستهلک شود آب نجس نمی شود .
۵۷ پاک بودن آب استنجاء ، یک استثناء نیست بلکه طبق قاعده است .
۵۸ با غیر آب، مانند آب نمک نیز می توان شی ء متنجّس را تطهیر کرد .
۵۹ با زائل شدن عین نجاست از بدن یا لباس، محلّ آن پاک می شود و لازم نیست حتما با آب شسته شود .
۶۰ نانی که با آبِ متنجّس پخته شود پاک است و خوردنش جایز .
۶۱ ماهی ای که فلس و پولک ندارد حلال است و خوردنش جایز .
۵۳ تا ۶۰ از مقدمه کتاب " پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی " x96 چاپ دوم سال ۱۳۷۸
ادامه دارد
محمد صالحی
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 8 خرداد 1395 ساعت: 3:33
اگر در جست و جوی تحقق رویاهایتان هستید باید بدانید که فرار از مشکلات و بیکاربودن و دست روی دست گذاشتن باعث نمی شود که به آرزوهای خود برسید. بد نیست بدانید معمولی بودن و حتی «به اندازه کافی خوب بودن» هم دستیابی شما به آرزوهایتان را تضمین نمی کند. بگذارید خیال تان را راحت کنیم! حتی «خیلی خوب بودن» باعث نمی شود که حتما به آرزوهایتان و آنچه حق شماست برسید. برای رسیدن به خواسته های درونی و آرمان های خود چاره ای جز بی نظیربودن ندارید، اما نکته اینجاست که بی نظیربودن به راحتی امکان پذیر نیست!
در حقیقت خیلی ها بر این باور غلط اند که رسیدن به این موفقیت بزرگ (یعنی بی نظیر بودن) غیرممکن است، اما نکته اینجاست که این اتفاق یعنی تبدیل آدم های معمولی به آدم ها بی نظیر هر روز در این دنیا رخ می دهد و هیچ توقفی هم ندارد! در سراسر جهان هرجا که بتوانید تصور کنید، آدم هایی هستند که برای رسیدن به سطحی عالی از رشد و پیشرفت به طور شبانه روزی در تلاشی وقفه ناپذیرند. اگر مسابقه نی نظیر بودن اینقدر طرفدار دارد، به راستی چگونه می توان بی نظیر بود!؟ برای یافتن پاسخ این سوال بیایید هفده خصلت طلایی افراد بی نظیر را با هم مرور کنیم:
x95 انسان های بی نظیر کارهای سخت و به ظاهر غیرممکنی را انجام می دهند که بقیه از انجام آنها شانه خالی می کنند و خود را به در و دیوار می زنند تا بهانه ای برای انجام ندادن آن پیدا کنند!
x95 این اشخاص مسئولیت شخصی خود را در هر مرحله از زندگی خود قبول می کنند و از زیر بار تعهد و مسئولیت در نمی روند. حتی اگر این مسئولیت ها خارج از عهده آنها باشد، باز هم آنچه را مربوط به آنهاست متعهدانه می پذیرند.
x95 بی نظیرها همیشه به موانع بزرگی به دید یک فرصت برای رسیدن به موفقیت و سطحی بالاتر از موفقیت می نگرند. آنها موانع را نامردی یا ضربه از سوی زندگی نمی دانند. از دید آنها هرچه اتفاق می افتد خیر و نیکو و به صلاح آنهاست. آنها زندگی را دوست خود می دانند نه دشمن خود!
x95 اشخاص بی نظیر و موفق هیچ گاه تفاوت بین مدارج و رتبه ها و گواهی ها را فراموش نمی کنند. تفاوتی را که بعد از یادگیری در افراد ایجاد می شود قبول دارند. برای آنها یادگیری هیچ پایانی ندارد. چنان به نظر می رسند که انگار وسواس یادگیری دارند.
x95 این اشخاص همیشه دنبال مرشد و راهنما هستند. حاضرند برای شاگردی یک استاد یا مربی و مشاور نخبه، هرچقدر لازم است خرج کنند تا آنها را برای گذر از دریای مشکلات یاری کند. مشکلاتی که از دید آنها یک بازی است و هدف بازی هم چیزی نیست جز رسیدن به مرحله بعدی، البته به کمک استاد و راهنما و صرف حداقل هزینه و تلفات!
x95 بی نظیرها با گفتن جملاتی مانند: «من استاد انجام هم زمان چند کار هستم» خود را گول نمی زنند. آنها تمرکز خود را روی انجام مسائل باورنکردنی و بسیار دشوار می گذارند و برای این کار در هر زمان فقط یک هدف را پیش روی خود قرار می دهند. چندکارگی کار آنها نیست.
x95 این اشخاص هرچه بیشتر کار می کنند نظم و انضباط بیشتری پیدا می کنند. آنها بیشترین نظم را معطوف مسائلی می کنند که واقعا مسئله اند! اصلا به حاشیه نمی پردازند.
x95 این اشخاص در پذیرش انتقاد از دیگران با روی باز برخورد می کنند. نقص های شخصیتی خود را با ذهنی باز و بدون مقاومت می پذیرند و در مقابل انتقادها گارد دفاعی به خود نمی گیرند. اجازه نمی دهند عیوب شخصیتی آنها از حد متعارف بگذرد و زبانزد خاص و عام شود.
x95 بی نظیرها بیشتر از آن که به فکر سود بردن از این دنیا باشند به فکر خدمت رسانی و سودرسانی به دیگران اند. آنها به جای اینکه خودخواهانه فقط به موفقیت خود فکر کنند در حین تلاش برای موفقیت، دست دیگران را هم برای موفق شدن می گیرند و سعی می کنند به بقیه کسانی که در مسیر موفقیت تلاش می کنند هم، راه و روش موفق شدن را نشان دهند.
x95 بی نظیرها به انرژی های منفی و اتفاقات ناخوشایند و سوگیری های نامطلوب جهان پیرامون خود اجازه نمی دهند که شور و اشتیاق آنها را برای رسیدن به اهداف و به انجام رساندن ماموریت شان تحت تاثیر خود قرار دهند.
x95 بی نظیرها روی برطرف کردن هیجانات منفی و احساسات افراطی و به ظاهر غیرقابل کنترلی که باعث بروز مشکل در تعامل و برخورد با دیگران می شود، از جمله ترس ها و تردیدهای خود، به طور مستمر کار می کنند تا آنها را جبران و برطرف سازند.
x95 مردمان بی نظیر از درگیری بی فایده با موانع تغییرناپذیر خودداری می کنند و اگر لازم است یک گام به عقب بر می دارند و مسیر جدیدی را برای تلاش انتخاب می کنند. آنها این عقب نشینی های تاکتیکی را بخشی عادی از زندگی می دانند و از انجام آنها هنگام ضرورت ابایی ندارند.
x95 بی نظیرها با اطرافیان خود مهربانند، حتی با کسانی که مخالف آنها هستند.
x95 انسان های بی نظیر دائم روی تقویت و حفظ اراده درونی خود کار می کنند. آنها خوب می دانند که این اراده قوی و مقاوم است که در زندگی آنها را به قله بی نظیری می رساند.
x95 بی نظیرها روی اصلاح امور جزیی و به ظاهر بی اهمیت بسیار حساس اند. به خصوص آن اموری که باعث زاویه گرفتن تدریجی آنها از اهدافشان می شود.
x95 بی نظیرها عالی بودن در تمام جنبه های زندگی را حق خود می دانند. آنها همیشه از نظر جسمی روی فرم هستند و از نظر مالی و ذهنی نیز خود را در بهینه ترین وضعیت ممکن نگه می دارند. بی نظیربودن کار ساده ای نیست و نیاز به تلاش مستمر و خستگی ناپذیر دارد. بی نظیرها هرگز به کمتر از عالی بودن راضی نمی شوند.
x95 آنها در توانای های خود برای رسیدن به چیزهایی بیشتر از آنچه اکنون انجام می دهند تردید ندارند. آنها باور دارند که تواناتر از اکنون خود هستند، و به همین دلیل برای دستیابی به چیزی بیشتر از آنچه هر لحظه دارند با اعتماد به نفس قوی تلاش می کنند. شبیه کوهنوردی هستند که دائم به سمت قله های بالاتر صعود می کنند. بی نظیربودن قله نیست. صعود مستمر به سمت بالاست.
اکنون با این مشخصات از خود بپرسید که میزان بی نظیری شما چقدر است و آیا سطح فوق العادگی و عالی بودن تان، شما را راضی می کند؟ اگر بی نظیر نیستید از خود بپرسید برای دست روی دست گذاشتن و عالی نبودن و بی نظیر نبودن هر روز چه عذر و بهانه هایی می تراشید؟
فراموش نکنید که فوق العاده و بی نظیربودن کار ساده ای نیست، اما در عین حال ارزشمندترین چیز دنیاست. هر روز مردمان معمولی و عادی زیادی با سختکوشی های مستمر و تلاش و کوشش مداوم کارهایی انجام می دهند که موجب فوق العاده بودن و بی نظیر شدن آنها می شود. از خود بپرسید چرا من جزو این مردمان نباشم؟ کسی چه می داند؟! شاید این مقاله تلنگری است فقط برای شما تا از همین الان بی نظیر بودن خود را استارت بزنید و صعود خود را شروع کنید؟ معطل چه هستید؟!
ماهنامه انرژی مثبت
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 4 خرداد 1395 ساعت: 15:44
در شرایطی که سریال های ترک، به محصولات هنری موثر و پرمخاطبی در نقاط مختلف دنیا، از جمله در ایران، تبدیل شد ه اند، ما در اینجا ، مجموعه مطالبی به این موضوع اختصاص داده ایم.
سایت آی.ام.دی.بی که پایگاه اطلاعات سینما و تلویزیون است، مجموعه های تلویزیونی ترکی را براساس شهرت و محبوبیت شان فهرست بندی کرده است.
۱ گناه فاطما گل چیست؟ (در ایران: فاطمه گل) ? Fatmagl۰۳۹;n Suu Ne
زمان پخش(۲۰۱۰ ۲۰۱۲)
امتیاز: ۵.۳ از ۱۰
داستان درباره دختری به نام فاطما است که مورد هتک حرمت گروهی پسر پولدار قرار می گیرد و پس از این حادثه اتفاق های زیادی برای او می افتد. این مجموعه برگرفته از یک کتاب است. برن ساعات نقش فاطمه گل و انجین اکیورک نقش کریم را بازی می کنند.
۲ بازی سکوت/ Game of Silence
شروع نمایش از سال ۲۰۱۲
امتیاز: ۸.۵ از ۱۰
وکیلی تازه کار و در حال پیشرفت با تهدید بزرگی روبه رو می شود. دوست دوران کودکی او تهدید می کند که راز بزرگی از گذشته او را برملا خواهد کرد . در این مجموعه مرات ایلدیریم و اسیل انور نقش آفرینی می کنند.
۳ دیریلیش: ارطغرل / Dirilis: Ertugrul
شروع پخش ۲۰۱۴
امتیاز:۹.۱
داستان تاریخی ارطغرل قاضی پدر عثمان، بنیان گزار سلسله عثمانی است. در این مجموعه عثمان سیرگود، انجین آلتان دیوزیاتان وگوکان کاراچیک نقش آفرینی می کنند.
۴ ازل/Ezel (۲۰۰۹)
امتیاز: ۸.۴
داستان مردی است که دوستان مورد اعتماد و زنی که دوستش دارد به او خیانت می کنند و دست به انتقام جویی می زند. در این مجموعه کنعان ایمیرزالی اوغلو نقش اصلی «ازل»را ایفا می کند.
۵ قرن باشکوه (در ایران: حریم سلطان) / Magnificent Century
شروع پخش مجموعه از سال ۲۰۱۱
امتیاز: ۶.۵
سال ۱۵۲۰. ماجرای دربار سلطان سلیمان از شاهان عثمانی و نزدیکانش .در این مجموعه مریم اوزرلی، خالد ارگنچ، وحیده پرچین، نباهت چهره، نور فتاح اوغلو، اوکان یالابیک، سلما ارگچ، محمد گونسور، پلین کاراهان نقش آفرینی کردند.
۶ عشق ممنوع/Forbidden love
شروع پخش مجموعه از سال ۲۰۰۸
امتیاز: ۷
سریال بر گرفته از رمان عشقِ ممنوع اثر خالد ضیاء ساخته شده است. عدنان که یازده سال پیش همسرش را از دست داده بازنی جوان تر از خود ازدواج می کند .این ازدواج ماجراهایی را در پی دارد.در این مجموعه کیوانچ تاتلیتوغ، برن ساعت، نباهت چهره ،سلجوق یونتم، زرین تکیندور، هازل کایا و نور آیسان نقش افرینی می کنند.
۷ پویراز کارایال/ Poyraz Karayel
شروع پخش ۲۰۱۵
امتیاز: ۸.۴
یک پلیس قدیمی در تلاش برای بازگرداندان پسر خود است به همین خاطر به بزرگترین گروه مافیای شهر استانبول نفوذ پیدا می کند. ایلکر کاللی, بورجین ترزیقلو , موسی اوزونلرو.... به ایفای نقش می پردازند.
۸ عشق سیاه/ Kara Sevda
شروع پخش از ۲۰۱۵
امتیاز:۷.۴
کارگردانی عشق سیاه را هیلال سرال بر عهده دارد.از بازیگران این سریال به بوراک ازچویت , نسلیهان آتاگل و زرین تکیندور می توان اشاره کرد. داستان این سریال درباره کمال یک مهندس معدن است.او برای به دست آوردن روزی خودش به همراه کارگرانش در اعماق زمین در حال تلاش و جدال است.کمال فقیر است ولی غرور زیادی دارد. روزی او دختری به اسم نیهان رو از خطر غرق شدن نجات میدهد و به این ترتیب با او آشنا می شود و زندگیش تغییر می کند.
۹ قرن باشکوه / Muhtesem Yzyil: Ksem
شروع پخش سریال از سال ۲۰۱۵
امتیاز: ۶.۸
احمد پادشاه جوان عثمانی است. Ksem عاشق اوست. این دلدادگان باید برای نزدیک شدن به یکدیگر بازی ها ودسیسه ها را خنثی کنند.هولیا افشار، اصلان گوربز و برن ساعت از بازیگران این مجموعه هستند.
۱۰ لیلی و مجنون / Leyla and Mecnun
پخش مجموعه از سال ۲۰۱۱
امتیاز: ۹.۲
این مجموعه کمدی در شهر استانبول اتفاق می افتد. لیلا و مجنون کمدی سوررئال و آبزورد است که به داستان عاشقانه میان لیلا و مجنون می پردازد.
۱۱ بهزاد سی: داستان یک کمیسر آنکارا / Behzat .: Bir Ankara Polisiyesi
پخش از سال ۲۰۱۰
امتیاز: ۸.۸
درباره مشکلات شخصی و اداری یک کمیسر پلیس شهر آنکاراست. اردال بسیکچوقلو و فاتح آرتمان از بازیگران این مجموعه هستند.
۱۲ ترانه زندگی/ Hayat Sarkisi
پخش از سال ۲۰۱۶
امتیاز: ۸.۵
در این مجموعه بورکور بیرچیک، بیرکان سوکولو نقش آفرینی می کنند.
۱۳ کارادایی/karadayi
پخش از سال ۲۰۱۲
امتیاز: ۷.۷
داستان خانواده ی کارا است که به دلیل زندانی شدن نظیف کارا به اتهام قتلی که مرتکب نشده ، خانواده ی او کاملا بهم می ریزد. در این مجموعه کارگردان اولوچ بایراکتار است. کنعان ایمیرزالی اوغلو،برگزار کورل؛چتین تکیندور نقش های اصلی را ایفا می کنند.
۱۴ پول سیاه عشق/ Kara Para Ask
پخش از سال ۲۰۱۴
امتیاز:۷.۷
عمر دمیر افسر پلیس است که نقش او را یکی از مشهورترین بازیگران مجموعه های ترکی انگین اکیورک بازی می کند عمر پس از منهدم کردن یک گروه کودک ربا در شهر وان رهسپار استانبول می شود تا با دوست دخترش سیبل آنداچ نامزد کند، از طرفی دیگر الیف (لطیفه) با بازی طوبا بویوک اوستون از یک خانواده طبقه بالا ثروتمند و طراح جواهرات است که در ایتالیا درس خوانده، گالری جواهر دارد و برای جشن تولدش به تازگی به استانبول برگشته است. در شب تولد لطیفه، پدر لطیفه و نامزد عمر به طور ناگهانی و اسرارآمیزی کشته می شوند. این قتل داستان اصلی سریال را شکل می دهد .و موجب رابطه عمر و لطیفه می شود.این سریال در ایران به نام لطیفه مشهور است. نویسنده این مجموعه ایلم جانپولات و سما ارگنکون مجموعه محبوب کارادایی را در کارنامه شان دارند.
۱۵ جزر و مد/ Medcezir
پخش از سال ۲۰۱۳
امتیاز: ۶.۸
«یامان» که در حومه شهر استانبول زندگی می کند،همراه برادرش که ماشینی را در پمپ بنزین دزدیده،دستگیر و زندانی می شود. می گویند این مجموعه متاثر از سریال امریکایی او.سی(The O.C) است. نقش یامان را چاغاتای اولوسوی ایفا می کند. سرنای ساری کایا و باریش فالای از دیگر بازیگران مجموعه هستند.
۱۶ سعید و شورا / Kurt Seyit ve Sura
پخش از سال ۲۰۱۴
امتیاز: ۶.۸
داستان عشق یک درجه دار ارتشی سعید و شورا که دختری جذاب است. در این مجموعه کیوانچ تاتلیتیغ و فرح زینب عبدالله نفش آفرینی می کنند.
۱۷ فصل گیلاس/ Kiraz Mevsimi
پخش از سال ۲۰۱۴
امتیاز: ۴.۶
اویکو و عیاض تصادفی با هم آشنا می شوند اما دست سرنوشت آنها را به هم می رساند. در این مجموعه سرکان چایوقلو و اوزگه گورل نقش آفرینی می کنند.
۱۸ تکه های شکسته/ Paramparca
پخش از سال ۲۰۱۴
امتیاز: ۶.۱
این مجموعه در ایران به گوزل شهرت دارد. در بیمارستان و در بخش زایمان دو نوزاد دختر به دلیل شباهت نام فامیلی شان جا به جا می شوند. خانواده ثروتمند نوزاد خانواده فقیر را بزرگ می کند و خانواده فقیر دختر خانواده ثروتمند را. این اشتباه به ماجراهای بزرگی منتهی می شود. در این مجموعه چهره های مشهوری نقش آفرینی می کنند مانند ارکان پتکایا ،نورگل یشیلچای
۱۹ عشق کرایه ایی/ Kiralik Ask
پخش از سال ۲۰۱۵
امتیاز:۷
داستان درباره دختری فقیری است که با مادربزرگ و خواهر و برادرش زندگی می کند که گرفتار قرار دادی با مردی ثروتمند می شوند. مرد ثروتمند عاشق دختر فقیر می شود و با او ازدواج می کند و....
۲۰ x96کوزی گونی/ Kuzey Güney
پخش از سال ۲۰۱۱
امتیاز:۷.۷
داستان درباره دوبرادر به نام های کوزی و گونی است. که تفاوت های شان از زمین تا آسمان است. در این مجموعه کیوانچ تاتلیتوغ، اویکو کارایل بورا گولسوی نقش آفرینی می کنند.
این بیست سریال برتر از نگاه سایت ای ام دبی است.مسلما مجموعه های دیگری مانند هزار و یک شب،دره گرگ ها، ماه های نقره ای/نور نیز محبوبیت دارند.
کافه سینما - ارغوان اشتری
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 4 خرداد 1395 ساعت: 15:44
۱ شهید جاوید : شامل ( ۴ مرحله حرکت امام حسین که بصورت تحلیل تاریخی و عقلانی بررسی کرده است نه ایدئولوژیک )
۲ مجموعه مقالات ( ۱۴ مقاله x96 شامل مباحث : پایه های دین x96 محل شهادت امام علیx96 عمل اهل سنت و ... )
۳ قضاوت زن در فقه اسلامی ( ۱۱ مقاله ، مباحث : x96 قضاوت زن x96 آیه مودتx96 امام علی به عنوان اپوزیسیون x96علم امام و ..)
۴ ولایت فقیه یا حکومت صالحان : ( شامل مباحث : نبوت و ولایت ، ابعاد امامت ، مشروعیت حکومت توسط رای مردم ، ولی فقیه نایب مردم است ، حکومت پیامبر در مدینه محصول یک پیمان خودبخودی طرفینی بود نه حکم اولی الهی ، مشاوره ، ولایت پیامبر و اولی الامر و اطاعت اولی الامر و .. )
۵ غلو ( دو فصل x96 شامل :
فصل اول : غلو ؛ یک جریان فکری انحرافی در این فصل به جریان غلو در میان مذاهب اهل سنت پرداخته است .
فصل دوم : مثلث شوم در این فصل غالیان مذهب شیعه . مثلث شوم عبارتند از :
دشمنان ائمه عشرت طلبان کامجو وهرزه بعضی از دوستان افراطی دلباخته ائمه
۶ حدیث های خیالی در مجمع البیان شامل :
x95 معرفی بیست حدیث خیالی ، که قول ابو جعفر طبری مفسر معروف اشتباها به عنوان حدیث ابو جعفر امام محمد باقر (ع) معرفی شده است .
x95 بررسی آیه محاربه ، ذکر مجازاتها در آیه از باب مثال است و قاضی بر اساس معیارهای عقلی و مبنای عدالت نوع مجازات متناسب با جرم را تعیین می کند .
x95 و مباحث : مرتد ، حدیث کسا ، نزول قرآن و ...
۷ جمال انسانیت یا تفسیر سوره یوسف
۸ عصای موسی : شامل :
نقدی بر نقدها ی شهید جاوید ۸ عدد نقد در این کتاب ثابت شده است که پیغمبر و امام از غیب همان قدر می دانند که خدا آگاهشان کرده است نه بیش از آن .
و مباحث : صحیفه امام علی و مصحف فاطمه ، عدم اطلاع امام علی از محل و زمان شهادت خود ، اصول کافی و امام زمان ، زیارت جامعه ، تعریف مسلمان و شیعه و مباحث عصمت و رجعت و ...
۹ پژوهشی جدید در چند مبحث فقهی ( ۵ فصل x96 شامل : نجاست و طهارت ، طهارت کافر ، فقه و اجتهاد و.. )
۱۰ نگاهی به حماسه حسینی ( پاسخ به برداشتهای شهید مطهری از شهید جاوید )
۱۱ ترجمه قرآن کریم
۱۲ تفسیر چند آیه
۱۳ جهاد شامل :
.جهاد در اسلام دفاعی است نه ابتدایی
مباحث : غنیمت و انفال و خمس و فی و .. ذوی القربی و ...
۱۴ زندگی من و شهید جاوید شامل : علم امام ، جهاد ، برخورد مدارایی امام علی با معاویه ، ولایت فقیه انتخابی است و حاکمان کشورهای غیر مسلمان
۱۵ بحث تاملی در آیه تطهیر ( آیه مربوطه علت غایی تشریع احکام است نه دلیل عصمت تکوینی x96 مباهله و بردن نزدیکان )
۱۶ نامه سرگشاده درباره کنفرانس طائف ( بحث در مورد فهم اشتباه مسئولین x96 هاشمی رفسنجانی ، از آیه ۹ حجرات درباره اصلاح بین دو گروه متخاصم : و ان طائفتان من المومنین اقتتلوا .. ، در بهمن سال ۵۹ می باشد که گفته بود مفاد آیه در مورد دو گروه مومن است که هیچکدام متجاوز نباشند و چون عراق متجاوز است از مصداق آیه خارج شده و ما وظیفه ای برای حضور در کنفرانس طائف نداریم . )
۱۷ و ..
محمد صالحی
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 4 خرداد 1395 ساعت: 15:44
«تورج شعبانخانی» سال هاست که به عنوان آهنگساز در موسیقی پاپ ایران فعالیت می کند. زاده سال ۱۳۲۹ در تهران است و در دوران طلایی موسیقی و هنر ایران، خالق بسیاری از ترانه های ماندگار و خاطره انگیز بوده است که از آن جمله اند «همسفر»، «نازی ناز کن»، «پروانه من»، «هنوزم» و مانند اینها. با او که نخستین آثار رسمی اش را با صدای «فریدون فروغی» منتشر کرده است، در دفتر هنر موسیقی گفتگو کردیم.
آقای شعبانخانی! آیا پیش از همکاری با فریدون فروغی او را می شناختید؟
ما حدودا ۱۷، ۱۸ بودیم و فریدون در یک گروه موسیقی، درام می زند و خوانندگی می کرد. نخستین بار من در هنرسرای نارمک، کارِ فریدون را دیدم. من گروه خودم را در همانجا داشتم و با هم رفیق بودیم و خانه های مان هم نزدیک هم بود.
ترانه های «آدمک» و «پروانه من» را پس از پیشنهاد کارگردان فیلم «آدمک» ساختید یا این ترانه ها پیش از آن ساخته شده بودند؟
این دو ترانه را مدت ها پیش از آن فیلم ساخته بودم و هر شب اجرای شان می کردیم. یک روز دوستم آمد و گفت آقایی در سالن حاضر است که از آمریکا آمده و کارگردان است. او می خواهد برای فیلمش با تو صحبت کند. من سراغ او رفتم و ایشان خودش را «خسرو هریتاش» معرفی کرد و گفت من از این دو ترانه ات بسیار خوشم آمده و می خواهم از آنها در فیلمم استفاده کنم. گفتم آخر باید با سوژه فیلم شما هماهنگ باشد! او گفت اتفاقا این ترانه ها دقیقا مناسب سوژه فیلم من هستند. چهار، پنج ماه بعد از این گفتگو فیلم کلید خورد و البته در همین حین ماجرای سربازی من هم شروع شد.
چه شد که ترانه های فیلم آدمک را برای خواندن به فریدون فروغی سپردید؟
در ابتدا آقای هریتاش، کارگردان فیلم که کار مرا دیده بود از من خواست کارها را خودم بخوانم اما من عازم سربازی بودم و خواهرم به من گفت «خواندن این کارها درست زمانی که بلافاصله به سربازی می روی، فایده چندانی ندارد، کارها را به کسی بده که بتواند بعد از این فیلم هم از این موقعیت، بدون هیچ وقفه ای استفاده کند.» من هم خواندن ترانه ها را به فریدون سپردم. (البته هریتاش، «فرهاد» و «فریدون» را می شناخت، اما کار را به من پیشنهاد کرده بود.) در حقیقت فریدون کار را زنده کرد؛ زیرا این ترانه ها صدای بلند و پرحجم نیاز داشتند و من معتقد هستم که نه تنها خواننده، بلکه منِ آهنگساز هم با این آثار رو آمدم.
به هر حال مخاطب، نام آهنگساز را هم روی صفحه می دید. بنابراین ما به صورت حرفه ای و رسمی، موسیقی و شهرت را در کنار هم آغاز کردیم. یادم می آید که بعد از اکران آدمک، «عباس مهرپویا» که در حضور او نیز ترانه ها را اجرا کرده بودم، در مصاحبه ای با یکی از مجلات آن زمان، از کارهای من تعریف کرد. این کارها تغییری در سبک آهنگسازیِ رایج آن زمان ایجاد کرد.
بعد از آدمک، رابطه شما با فریدون چگونه بود؟
فریدون برای اجرا به جاهای مختلف دعوت می شد که در آن زمان این اجراها معادل پول در آوردن بود. بعد از آن دیگر سرش شلوغ شد و متاسفانه عده ای از شهرت او و خوش قلبی اش سوءاستفاده می کردند.
فریدون پروژه های خوب زیادی داشت که اگر با من همراه می شد، شدنی بودند. مثلا قرار بود روی غزلیات «شوریده شیرازی» کار کند. مدتی شروع برنامه هایش با ترانه «دوتا چشم سیاه داری» بود؛ ترانه ای که گرچه تِم سنتی داشت و آن را با گیتار می نواخت اما طوری آن را می خواند که به زیبایی و دلنشینی با صدایش هماهنگ می شد. «بیژن مفید» این کار را در ریتم شش و هشت می خواند، اما فریدون در اجرایش، ترانه را رومنس اجرا می کرد و فضایی متفاوت به آن می داد که برای مخاطب نیز جذاب بود. از این رو می دانست که می تواند در فضای سنتی هم اشعار کلاسیک فارسی را به شکلی تازه، جذاب و متفاوت بخواند و برنامه های بسیاری برای این کار داشت.
از «امیر رسایی» اجرایی از ساخته های زنده یاد «محمود قراملکی» موجود است با عنوان «مرد غم»، ملودی این اثر دقیقا همان ملودی «پروانه من» است که با صدای فریدون منتشر شده و آهنگسازی آن توسط شما انجام گرفته است، دلیل این شباهت چیست؟
من اصلا آن اجرا و ملودی را تا به امروز نشنیده ام. فقط شنیده بودم که چنین اجرایی موجود است؛ اما قطعا آهنگ من پیش از آن ساخته شده است. من چهار، پنج سال پیش از انتشار رسمی «پروانه من» آن را در گروه هایی که در هنرسرای نارمک داشتیم و من سرگروه بودم، اجرا می کردم و از این رو بسیار پیش از انتشار کار مرحوم قراملکی آن را ساخته ام.
شما تا هفده سال پس از انقلاب فعالیتی در حوزه موسیقی نداشتید، در آن دوره به چه فعالیتی مشغول بودید؟
هیچ! وسایل زندگی ام را می فروختم و امرار معاش می کردم تا اینکه اواخر دهه هفتاد برای نخستین فستیوال پاپ به سراغم آمدند و بعد از آن به تدریج فعالیت آهنگسازی را از سر گرفتم.
خواننده نخستین آهنگ های شما پس از انقلاب چه کسانی بودند؟
یک روز از شرکت دارینوش، دختر نابینایی به نام «مریم حیدرزاده» را به من معرفی کردند که شعر می گفت. من با وسواس بسیار روی سه شعر او آهنگ ساختم که در آلبومی به نام «مثل هیچ کس» با صدای «خشایار اعتمادی» قرار گرفت و آغاز شهرت آن ترانه سرا و این خواننده شد. دقیقا نخستین خواننده را به یاد ندارم، اما در آن سال ها افرادی مانند «نیما مسیحا»، «مانی رهنما»، خشایار اعتمادی و «قاسم افشار» آهنگ های مرا می خواندند.
چه خوانندگانی آغاز شهرت شان با آهنگ های شما بوده است؟
من در تمام کارهایی که ساخته ام تلاش کرده ام که ذهن مردم و جوانان را روشن کنم و آنها را به فکر کردن وادارم. تلاش کرده ام که برای خواننده موفقیت ایجاد کنم. به عنوان مثال کارگردان فیلم «تکیه بر باد» از من خواست که دو ترانه برای فیلمش به خوانندگی «مرجان» بسازم. این دو ترانه را ساختم و بعد ترانه ها بیشتر شد و یک آلبوم کامل شکل گرفت و خواننده ای مشهور شد. به همین دلیل از او متوقع ام که قدرشناس باشد.
«ستار» هم شروع کارش با من بود. آلبوم «همسفر» را برای او ساختم که بسیار گل کرد و او را تبدیل به خوانندهای مشهور کرد اما وقتی به پول رسید خودش را نشان داد و فهمیدم کسی که می خواهم نیست و دیگر با او همکاری نکردم. درباره «ابی» نیز همین طور بود. او گمنام بود و پست سرِ «شهرام شب پره» می ایستاد و وظیفه داشت بگوید «پوم پوم»! با آهنگ های من به شهرت رسید.
چه کارهایی را برای او ساخته اید؟
چهار کار را به او داده ام: «نازی ناز کن»، «کویر»، «باد و بیشه» و «مهرگان» که این آخری را کسی نشنیده است. یک روز یکی از معاونان تلویزیون با من تماس گرفت و سفارش آهنگی ملی به مناسبت مهرگان را به من داد. من متعجب از اینکه چگونه به فردی مثل من با آن سن و سال اندک چنین سفارش مهمی داده اند، ملودی را ساختم. بعد متوجه شدم که دست اندرکاران تلویزیون برای خواندن این کار، خوانندگانی مثل «قره باغی» و «وطن دوست» را در نظر دارند. من پیشنهادهای آنها را نپذیرفتم و تاکید کردم که این آهنگ را باید خواننده مد نظر خودم بخواند. پرسیدند خواننده ات کیست؟ گفتم جوانی محجوب و خوش صداست به نام ابی، کار را با صدای او ضبط کردیم و تحویل تلویزیون دادیم و آنها هم بسیار پسندیدند و گفتند همان است که می خواستیم.
آیا نسخه ای از «مهرگان»، در دست دارید؟
نسخه اصلی که در آرشیو صدا و سیماست. من هم یک نسخه بی کیفیت از آن در اختیار دارم و سال هاست قرار است به همراه تعدادی دیگر از آثارم پیاده ساز و بهسازی شود اما متاسفانه هنوز این اتفاق نیفتاده است.
خانم «لعبت والا» (شاعر و ترانه سرا) معتقد است که ترانه آدمک، سروده اوست و البته روی بسیاری از صفحه های قدیمی موجود نیز نام ایشان به عنوان ترانه سرا درج شده است، در این مورد چه نظری دارید؟
خانم لعبت والا، شاعر برجسته ای است. وقتی این سخن شان را شنیدم بسیار ناراحت شدم. نمی گویم خلاف واقع می گویند، اما معتقدم دچار اشتباه شده اند.
آیا به عنوان بازیگر نیز در فیلم آدمک حضور داشتید؟
بله، مرا برای بازی در این فیلم دعوت کردند و من هم جوان بودم و جویای نام؛ از این رو پذیرفتم. اصلا اگر دقت کرده باشید ابتدای فیلم با شخصیت «تورج» آغاز می شود. من نقش برادر شخصیت «سیامک» را داشتم که موسیقی دانی جوان و هیپی بود. نقش مادر ما را هم خانم «ژاله علو» ایفا می کردند اما به دلایلی، نقش من از فیلم حذف شد.
به چه دلیل نقش تان حذف شد؟
من قراردادی با «جمشید شیبانی» برای اجرای موسیقی در شیراز داشتم و او هم آدم سختگیری بود و از من چک و سفته داشت. شش ماه به کازبای شیراز رفتم و در این مدت با وجود اصرار عوامل فیلم برای بازگشت به تهران و ادامه ایفای نقش در فیلم آدمک، جایگزینی برای خودم در شیراز پیدا نکردم. در نهایت هم نقش من از فیلم حذف شد.
تنظیم ترانه های «آدمک» و «پروانه من» را چه کسی انجام داد؟ آیا شما سرِ ضبط آنها حضور داشتید؟
تنظیم ها کار خودم است. در ضبط کارها هم از آنجایی که من و فریدون با موسیقی به صورت حرفه ای آشنا بودیم، به او اعتماد کامل داشتم و می دانستم درست می خواند؛ از این رو با توجه به مشغله زیاد، نیازی به حضورم در استودیو برای نظارت بر خواندن فریدون نمی دیدم.
بابک صحرایی
بعد از ساخت ترانه های فیلم آدمک به خدمت سربازی رفتید. پس از بازگشت، با ساختن چه آهنگ هایی فعالیت تان را از سر گرفتید؟
ترانه ای بود به نام «لانه مور» با صدای «سیمین غانم» که با مصرع: «نمی دونم دلم دیوانه کیست!» آغاز می شد. «همسفر» نیز در همان دوران ساخته شد. کارهایی که برای ابی ساختم نیز پس از بازگشتم از سربازی بود.
آیا ترانه های دیگری هم با فریدون فروغی کار کرده اید؟
بله. روی سروده هایی از «فرهنگ قاسمی» آهنگ ساخته بودم و قرار بود فریدون بخواند اما نمی دانم چرا نشد. شاید تنبل شده بودیم. افسوس!
ترانه «کاکلی» سروده «فرهاد شیبانی» با استناد به مدارک موجود در نشریات آن دوره، در سال ۱۳۵۲ توسط فریدون اجرا می شده است؛ از این اجرا اطلاعی دارید؟
نه اما خودم چند سال پیش در محفلی آن را خواندم و نسخه ای از این اجرا موجود است.
از شما سپاسگزاریم.
ماهنامه هنر موسیقی
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 2 خرداد 1395 ساعت: 13:15
استرس دارید؟ برای خوابیدن دچار مشکل هستید؟ به نظر می رسد خیلی از مشکلات فقط با داشتن رابطه جنسی منظم برطرف می شود. در زیر به ۱۲ دلیلی اشاره می کنیم که به شما ثابت می کند چرا باید هر شب با همسرتان نزدیکی داشته باشید.
۱. رابطه جنسی استرس را کم می کند.
اگر روز سخت و طولانی سر کار داشته اید یا همین طوری کمی احساس استرس می کنید، رابطه جنسی به شما کمک خواهد کرد کمی ریلکس شوید و سطح استرس تان را پایین بیاورید. بدن در طول رابطه جنسی دوپامین، اندورفین و اوکسی توسین ترشح می کند که همه این هورمون ها در کنار هم به از بین بردن استرس و بالا بردن سطح شادی طبیعی کمک می کنند.
۲. رابطه جنسی ورزشی لذت بخش است.
خیلی از ما با شنیدن کلمه «ورزش» دچار وحشت می شویم، البته نه اگر این ورزش شامل رابطه جنسی باشد. در طول رابطه جنسی، بدن مداوماً تغییرات فیزیولوژیکی را تجربه می کند که شبیه به یک برنامه ورزش است. سرعت تنفس بالا می رود که این موجب کالری سوزی می شود. این یعنی اگر فقط سه بار در هفته با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید، می توانید در سال چیزی حدود ۷۵۰۰ کالری بسوزانید. این درست مثل ۱۲۰ کیلومتر دویدن است.
۳. رابطه جنسی به ارتقای سیستم ایمنی بدنتان کمک می کند.
محققان دانشگاه ویلکس در پنسیلوانیا دریافته اند که دانشجویانی که حداقل دو مرتبه در هفته با همسرشان رابطه جنسی داشتند، درمقایسه با آنهایی که اصلاً رابطه جنسی نداشتند، سطح بالاتری از پادتن در بدنشان وجود داشت. در طول رابطه حنسی، آنتی ژن هایی مثل ایمونوگلوبولین A در بدن ترشح می شود که ثابت شده است با سرماخوردگی و حتی آنفولانزا مقابله می کند. یک خبر خوب دیگر اینکه، هرچه رابطه جنسی بیشتری داشته باشید، آنتی ژن بیشتری در بدنتان ترشح شده و سالم تر خواهید بود!
۴. رابطه جنسی فشارخونتان را پایین می آورد.
بعضی از انواع فعالیت های فیزیکی، حتی اگر کوتاه باشد، تاثیر فوق العاده ای بر فشارخون دارد. در تحقیقی که در دانشگاه پیسلی انجام گرفت، مشخص شد که رابطه جنسی فشارخون دیاستولی (عدد پایینی فشارخون) را کاهش می دهد.
۵. رابطه جنسی کمک می کند قلبی سالم داشته باشید.
وقتی بدن کالری می سوزاند، قلب نیز تقویت می شود. محققان موسسه تحقیقاتی نیوانگلند دریافته اند که اگر مردها به صورت منظم با همسرشان رابطه جنسی داشته باشند، تا ۴۵٪ کمتر به بیماری های قلبی عروقی دچار می شوند.
۶. رابطه جنسی به تسکین درد کمک می کند.
اگر درد یا میگرن دارید، رابطه جنسی برایتان بسیار بهتر از مسکن عمل خواهد کرد. دکتر جورج ارلیچ متخصص آرتروز در تحقیق خود دریافته است که بیمارانی که با همسرشان رابطه جنسی منظم داشتند درد بسیار کمتری را نسبت به آنهایی که رابطه جنسی نداشتند، احساس می کردند.
۷. رابطه جنسی باعث می شود عادت ماهیانه ای منظم داشته باشید.
اگر عادت ماهیانه تان کمی نامنظم است، می تواند بخاطر سبک زندگی استرس زایتان باشد. همانطور که قبلاً ذکر شد، رابطه جنسی استرس را کم می کند و این می تواند بر منظم شدن قاعدگی تان هم تاثیر مثبت داشته باشد.
۸. رابطه جنسی عضلات لگنتان را قوی می کند.
رابطه جنسی علاوه بر عضلات روی پا، کمر و شکم روی عضلات لگنتان هم کار می کند. به نظرتان راه بهتری برای عضله سازی هم وجود دارد؟ با ساختن عضلات لگنی قوی تر می توانید ارگاسم بسیار بهتری هم در طول رابطه جنسی تجربه کنید.
برای خانم ها داشتن عضلات قوی لگن علاوه بر کمک به بهبود علائم بی اختیاری ادرار، حساسیت در طول عمل جنسی را هم افزایش می دهد و کمک می کند ارگاسم های قوی تری داشته باشید. برای مردان هم تمرینات عضلات لگن خاصره می تواند جلو مشکلاتی مثل اختلال انزال و بی اختیاری ادرار را بگیرد.
۹. رابطه جنسی احتمال سرطان را پایین می آورد.
رابطه جنسی منظم به ویژه برای مردان احتمال ابتلا به سرطان را کاهش می دهد. در یک تحقیق استرالیایی، مشخص شده است که مردهایی که حداقل ۲۱ مرتبه در ماه انزال داشته اند، کمتر دچار سرطان پروستات شده اند.
۱۰. رابطه جنسی خوابتان را بهبود می بخشد.
رابطه جنسی هم درست مثل ورزش ضربان قلب شما را بالا می برد و این منجر به ریلکس شدن بدن می شود. علاوه بر این، گفته می شود انزال مرد موجب رخوت می شود که خوابیدن بعد از عمل جنسی را بسیار راحت تر می کند.
بعد از ارگاسم هورمون پرولاکتین ترشح می شود که مسئول حس ریلکسی و خواب آلودگی بعد از رابطه جنسی است.
۱۱. رابطه جنسی باعث می شود ۱۰ سال جوانتر به نظر برسید.
داشتن رابطه جنسی با همسرتان سه مرتبه در هفته باعث می شود حداقل ۱۰ سال جوانتر از سنتان به نظر برسید! دیوید ویکس، محقق و متخصص مغز و اعصاب اسکاتلندی در کتاب خود می نویسد، «داشتن رابطه جنسی خوب واقعاً برایتان خوب است!»
۱۲. رابطه جنسی طول عمرتان را افزایش می دهد.
جمع همه این فواید فوق العاده ای که رابطه جنسی منظم می تواند بر جسم و ذهن داشته باشد این است که سالها به طول عمر شما اضافه کند. درواقع، تحقیقی که در ژورنال پزشکی بریتانیا به چاپ رسید، مشخص کرد که شرکت کننده های مردی که رابطه جنسی منظم داشتند، دوبرابر آنهایی که هیچوقت رابطه جنسی نداشتند، عمر کردند.
خوب همینطور که می بینید داشتن رابطه جنسی منظم نه تنها هیچ عیبی ندارد، بلکه فواید بسیاد زیادی برای سلامت جسمی و روحی تان خواهد داشت. پس سعی کنید هر روز با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید!
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 2 خرداد 1395 ساعت: 13:15
تابستان بهترین زمان برای استفاده از رنگ های تازه در خانه است. به همین دلیل تعدادی از بهترین رنگ های تابستانی را می خواهیم به شما معرفی کنیم و البته نحوه استفاده از هرکدام را نیز برایتان توضیح خواهیم داد.
آبی لاجوردی
کجا استفاده اش کنیم: این آبی برجسته و سرزنده است، پس بدون زحمت زیادی می تواند خود نمایی کند. از این رنگ می توانید در دکور اتاق های کوچک استفاده کنید. مثلا کوسن ها و یا قالیچه کف اتاق برای شروع مناسب است.
نارنجی
نارنجی پر طراوت می تواند به هر فضایی انرژی دهد. این رنگ دکور خانه را گرم و البته با طراوت می کند. نارنجی را می توانید برای مبل ها استفاده کنید، و یا اگر دوست ندارید مبل ها به این رنگ باشند می توانید از آن به عنوان کاغذ دیواره بهره ببرید.
زرد آفتابی
این رنگ براق و شاد لبخند را به لبانتان می آورد. استفاده از این رنگ به عنوان تابلو یا روکش کوسن ها ساده ترین روش برای آوردن نور خورشید به اتاقتان است. برای اینکه بهترین بهره را از زرد ببرید آن را با خاکستری و سفید ترکیب کنید.
خاکستری کم رنگ
این طیف رنگ خاکستری هم کلاسیک است هم همه کاره. می توانید از آن در آشپزخانه یا اتاق نشیمن استفاده کنید و یا با آن به اتاق خوابتان آرامش ببخشید. رنگ خاکستری با بسیاری از رنگ ها ترکیب می شود و به سادگی هم می تواند سرد شود هم گرم. تازگی و ترکیب پزیری خاکستری کم رنگ آن را به انتخابی ساده برای تابستان تبدیل کرده.
آبی آسمانی
درست مانند خود آسمان، این طیف از آبی بسیار آرامش بخش و متین است. از آبی آسمانی در رنگ روکش مبلمان و همچنین لوازم دکوری استفاده کنید. در اتاق خواب این رنگ می تواند احساس آرامش را به همراه خود داشته باشد.
قرمز آب نباتی
این طیف رنگ قرمز برای قسمت غذا خوری خانه بسیار مناسب است. قرمز به اندازه کافی جذاب و در چشم هست، بنابراین بهتر است همه دکور به این رنگ نباشد و از رنگ های روشن نیز بهره ببرید.
سفید
رنگ سفید می تواند به هر فضایی تازگی، و ظاهری پاکیزه دهد. از سفید به عنوان پس زمینه استفاده کنید و سپس روی آن از رنگ های مورد علاقه تان بهره ببرید، سفید را می توانید با هر رنگی ترکیب کنید.
مرجانی
یکی از طیف رنگ هایی که از دریا رفته شده همین مرجانی است. مهم نیست مرجانی را کجا استفاده می کنید، چون همیشه برجسته است. در اتاق خواب می توانید به عنوان رو بالشی یا رو تختی از این رنگ استفاده کنید. اگر می خواهید مرجانی خود را کاملا برجسته نشان دهد پس زمینه را سفید انتخاب نمایید.
زرد نئونی
رنگ زرد نئونی به تازگی مد شده است، و فوق العاده جذاب است و حالتان را تغییر می دهد. توصیه می کنم کل دیوار ها را به رنگ زرد نئونی در نیاورید و فقط یک قسمت را به آن اختصاص دهید. اگر هم دیوار را نمی خواهید دست بزنید، می توانید در روکش کوسن ها و یا تابلوهای خانه از این رنگ بهره ببرید.
سبز لیمویی
این طیف از سبز آرامش خاصی به فضا می دهد. توصیه می شود از آن به عنوان رنگ هایلایت دکور استفاده کنید، سپس برای کامل کردن دکور می توانید از لوازم دکوری کوچک با این رنگ استفاده کنید.
آبی لبه آبی
مهم نیست نزدیک به دریا زندگی می کنید یا دور از آن، با این رنگ می توانید حس آب لبه ساحل را به خانه بیاورید. این رنگ روی پرده ها، مبلمان، میز مبل ها و حتی تابلوهای خانه فوق العاده زیبا جلوه می کند.
صورتی تند
ترکیبی از تندی و شیرینی، این طیف صورتی چنین حسی را منتقل می کند. صورتی تند می تواند فضا را برجسته و پر انرژی کند. صورتی تند را می توانید به سادگی با رنگ های دیگر ترکیب کنید. در دکوری با رنگ روشن می توانید از صورتی تند در روکش مبل ها و کوسن ها ویا دیگر لوازم دکوری استفاده کنید.
سرخابی درخشان
این رنگ زنده مظهر شادی، و حس سرزنده بودن فصل تابستان است. استفاده از رنگی با این برجستگی ساده است، اما حواستان باشد که زیاده روی نکنید، کم و به جا استفاده شود. اگر می خواهید در جاهایی ماننده پرده یا مبل ها از آن استفاده کنید، باید آن را در اتاق پخش کنید.
قرمز لاک ناخنی
می خواهید هر کسی که وارد خانه شد با دیدن دکورتان میخکوب شود و بخواهد دیگر اتاق هایتان را هم ببیند؟ پس از این طیف رنگ قرمز در دکور اتاق نشیمن استفاده کنید. قرمز لاکی فوق العاده دلپزیر و شاد است، درست مانند لبخند دوستی که خوشامد می گوید!
سبز فسفری
مقداری رنگ سبز فسفری در یک اتاق با رنگ روشن مثل نوشیدن یک شربت خنک در دل تابستان است. این رنگ زمانی خود را خوب نشان می دهد که کم استفاده شود. مثلا در یک لوستر فانتزی یا روکش چند کوسن روی یک مبل با رنگ روشن یا مات.
آبی دریایی
اگر مد های فشن را دنبال می کنید، پس حتما می دانید آبی دریایی یکی از رنگ های مد بهار و تابستان است. درست مانند سیاه، سفید و خاکستری آبی دریایی می تواند بدون اینکه تمام اتاق را بگیرد آن را برجسته کند. آبی دریایی را با رنگ های بولد مانند قرمز و صورتی ترکیب کنید. استفاده از این رنگ در قالیچه، فرش و روکش مبل توصیه می شود.
صورتی
معمولا صورتی را به عنوان رنگی دخترانه می شناسیم، هیچ چیز نمی تواند مانند صورتی به یک اتاق دخترانگی بدهد. به همین دلیل این رنگ بهترین انتخاب برای دختران است. برای یک اتاق می توانید از طیف های مختلف صورتی استفاده کنید و اگر می خواهید اتاق یکنواخت نشود آن را با بنفش ترکیب کنید.
نارنجی پرتقالی
این طیف نارنجی مقداری کم رنگ تر است. نارنجی یکی از رنگ های ثابت تابستان است. می توانید با استفاده از نارنجی پرتقالی روی کوسن ها به اتاق زیبایی متفاوتی ببخشید. اگر خیلی به این مدل رنگ ها علاقه دارید می توانید با به کار بردنش در وسائل دکوری حضورش در اتاق را پر رنگ تر کنید.
ترکیب چند رنگ
وقتی می توانیم از تمام رنگ ها استفاده کنیم چرا فقط یکی؟ می توانید با میکس چند رنگ خیلی سریع به یک فضای خارج از دید و مرده زندگی ببخشید.
وبسایت بدونیم
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 2 خرداد 1395 ساعت: 13:15
می گویند شخصی نزد استاد محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار رفته بود تا برای ایشان شعر نو بخوانند، شعرشان را خواندند و نظر استاد را جویا شدند، استاد فرمودند : خوب بود ولی ما در قدیم به اینها نصر می گفتیم.
البته در بعضی از فرهنگها ، با توجه به علایق و سلیقه های مردم شان و نیز با توجه به قواعد زبانی و ادبی آنها ، این شیوه می تواند در قالب شعر قرار گیرد ، ولی احساس و علایق مردم ما ، این اجازه را به ما نمی دهد که شعر نو را شعر بدانیم چون در آنصورت محدوده ی شعر و نصر ، نامشخص و جدا سازی آنها از یکدیگر بسیار دشوار و حتی غیر ممکن خواهد شد گذشته از این مسائل ، شعر نو اصلا ً شعر ِ نو نیست بلکه شعر قدیمی ی کشورهای غربی ، بویژه فرانسه است بنابراین در بهترین حالت می توانیم آن را شعر ِ تقلیدی بنامیم که محصول تقلید بعضی ها از فرهنگ دیگران است گذشته از این مسائل ، تلاش برای از بین بردن علایق و سلیقه های یک ملت ، با تقلید بی حد و حصر از فرهنگ دیگران ، نه تنها خوب نیست بلکه به ضرر دنیای ما و تنوع ِ فرهنگی آن است مگر آنکه کسی بخواهد رفتارهای بدی را که در یک فرهنگ نهادینه شده است ، با این کارها تعدیل و یا تغییر دهد و الا تغییر دادن نحوه ی شعر سرودن و آواز خواندن یک ملت با تقلید کردن از دیگران ، هنر نیست بلکه یک کار ناصوابی محسوب می شود چون نمی توان ثابت کرد که کدام سبک و روش ، در شعر سرودن و یا آواز خواندن بهتر است همچنانکه نمی توان ثابت کرد که کدام زبان و یا کدام لهجه ای بهتر است اصولا ً در اینگونه مسائل ، بهتر و بدتری وجود ندارد و همه ی زبان ها و لهجه های موجود ، به یک اندازه خوب هستند همچنانکه نمی توان ثابت کرد که در ذات خودش ، کدام رنگی بهتر است مثلا ً رنگ آبی بهتر است یا رنگ بنفش ، همینطور هم نمی توان ثابت کرد که کدام زبان و یا کدام لهجه ای بهتر است چون این گونه مسائل کاملا ً نسبی هستند و به احساس و عادات افراد بستگی دارند .
شعری را می توان شعر ِ نو نامید که شاعر بتواند با تکیه بر ظرفیت های فرهنگی ِ جامعه خودش و با درک نیازهای یک جامعه ، نو آوری کند ، بسیاری از مردمان شرقی و ایرانی ، با خواندن شعر ِ نو ، دچار پریشانی ِ حواس و توهّم می شوند و از آن لذت نمی برند و نمی توانند جان کلام را بفهمد و اگر بعضی از اشعار ِ به اصطلاح نو ، توانسته است در میان مردم ، جای پایی باز بکند و ماندگاری بیشتری پیدا بکند فقط به این خاطر بوده است که رنگ و بویی اشعار سنتی را داشته است و تا حدودی از نظم و قافیه ی معمول ، بهره برده بود و الا نمی توانست خوانندگانش را متاثر سازد .
جای تاسف است که علی رغم گذشت دهها سال از پدید آمدن شعر ِ به اصطلاح نو ، همچنان خیلی ها آن را شعر نو می پندارند و این مسئله بخاطر اسم ِ گمراه کننده ی آن است چون خوانندگان گمان می کند که همه اشعار ، کهنه هستند و فقط این شعر ، نو و جدید است .
در طول قرون و اعصار، قالب ها و سبک های بسیاری با توجه به نیاز مردم و ذوق و هنر شاعران توانمند ِ این سرزمین ، پدید آمده اند که همچنان نو و جذاب هستند قالب های مانند : مثنوی ، قصیده ، غزل ، مسمط ، مستزاد ، ترجیع بند ، ترکیب بند ، قطعه ، رباعی ، دوبیتی ، تک بیت ، چهارپاره ، بحر طویل ، سه گانی و سبک های مانند : سبک خراسانی ، سبک عراقی ، سبک هندی ، سبک بازگشت ادبی و غیره که همه اینها باعث غنی سازی فرهنگ ما شده اند .
گذشته از این مسائل ، زیبایی شعر و هنر نمایی شاعر ، منوط به استفاده از نظم و قافیه است چون افراد توانمند ، در محدودیت نظم و قافیه ، مطالب خود را بیان می کنند و به این ترتیب هنرمند از بی هنر و سره از ناسره مشخص می شود و الا اگر نظم و قافیه ای در میان نباشد من هم می توانم دیوان اشعاری می نویسم با هفتاد من کاغذ مثلا ً :
ابر در سینه آسمان است
نم نم باران چه زیباست
جیر جیرک آواز می خواند
رو به افق گشوده است پنجره ی خانه ی ما
بنفشه سر به زیر است و خجل
از تاراج فرهنگ بی بدیل
زندگی قطره آبیست زلال
آن را ِگل نکنید
ماهی ها می میرند
آه ماهی ها می میرند آه ماهی ها می میرند
ایستاده است بنفشه عاشق رو به آسمان
گله دارد از عمر چند روزه اش
تا بنفشه هست زندگی باید کرد
بعد از بنفشه باید مُرد
کاش از دل آسمان قشنگ
سنگی به اندازه ی یک نهنگ
می فتاد بر سر این گونه جفنگ
تا خلایق نمی شدند منگ
دنباله اشعار در دیوان ماندگار
اگه خیلی دوست داری هفتاد من کاغذ بیار
تقلید از فرهنگهای دیگران ، بسیار خطرناک و نابود کننده ی فرهنگ یک ملت می باشد ، تبادل فرهنگی به هیچ وجه نباید به معنای تقلید کورکورانه از فرهنگهای مسلط باشد بلکه به معنایی تعالی فرهنگی ، با استفاده از محاسن فرهنگ ِ دیگران است که اگر به این معنا باشد درست و خوب است و الا تقلید ، کار را به جایی می رساند که فرهنگ و زبان دیگران ، جایگزین فرهنگ و زبان خودی بشود و هویت یک ملت از بین برود که این مسئله به خودی خود ، تنوع فرهنگی و زبانی دنیای ما را از بین می برد که البته زیبایی دنیای ما وابسته به تنوع فرهنگی و زبانی آن است ولی متاسفانه قدرتهای سلطه جو و کم ظرفیت ، این واقعیتها را نمی فهمند و به دنیای ما آسیب می رسانند آنها نمی فهمند که اگر فردا همه مردم دنیا از لحاظ پوشش ، گفتار ، کردار ، غذا خوردن ، خانه سازی و در همه چیز مانند آنها باشند آنوقت برای خود آنها هم این وضیعت ، خیلی کسل کننده ، تکراری و ملال آور خواهد شد و مانع بزرگی برای پیشرفت فرهنگی خودشان هم خواهد شد .
سبکهای موسیقی مانند جاز و پاپ و رپ ، سبک های قدیمی و سنتی دیگران هستند آنوقت موسیقی ما را قدیمی و سنتی می خوانند و آنها را جدید معرفی می کنند زبان خودشان را با یک ادعای بسیار غیرمنطقی و مضحک ، زبان علمی می خوانند و بقیه زبانها را غیر علمی معرفی می کنند مثلا ً می گویند : به سگ سیاه در زبان علمی black dog می گویند و چنین القاء می کنند که اگر سگ سیاه بگویی ، به زبان عامیانه سخن گفته ای و اگر black dog بگویی به زبان علمی سخن گفته ای و همینطور موسیقی خودشان را علمی و موسیقی ما را عامیانه می خوانند و برای موسیقی علمی ، معیارهای جانبدارانه ای تعریف می کنند که ظاهرا ً علمی ولی باطنا ً هیچ است .
در خاورمیانه ، زبان انگلیسی زبان علمی است و در آفریقا زبان فرانسوی ، در کشورهای اطراف روسیه هم زبان روسی و در مناطق دیگر هم این داستان به شکل دیگری ادامه دارد و معلوم نیست که بالاخره کدام زبانی ، زبان علمی است یعنی هر کشوری که برمنطقه ای از جهان ، سلطه پیدا می کند بلافاصله زبان رسمی اش هم در آن مناطق ، زبان ِ علمی می شود و این هم از عجایب روزگار ماست .
آن کسانی که با افتخار ، مانند اروپایی ها و آمریکایی ها ، آواز خوانی می کنند و در تقلید ید ِ طولایی دارند باید به این سوال پاسخ دهند که چرا مانند هندی ها و ژاپنی ها و آفریقایی ها ، آواز خوانی نمی کنند چرا فقط تسلیم سلطه گرها هستند .
اصولا ً در کشور ما کسانی خواننده و آهنگ ساز می شدند که توانایی خاصی داشتند ولی متاسفانه فعلا ً هر کسی که از راه می رسد با چند تا از این دم و دستگاه موسیقی ، که بعضا ً بسیار هم مبتدی هستند و همچنین با رقص ِ نورهای بسیار زننده و گیج کننده ، آلبوم های جدیدی تولید و روانه بازار می کند که باید گفت : " عقل حیران طبع سرگردان زبان لال است لال " ، ولی متاسفانه در حال حاضر این تازه به دوران رسیده ها هستند که حس موسیقیایی و زیبایی شناسی بچه های ما را شکل می دهند و وقتی هم که به آواز خوانی آنها توجه می کنی ، می بینی که نه صدایی خاصی دارند و نه به معنایی واقعی کلمه ، آواز می خوانند بلکه صرفا ً یک کمی بلندتر حرف می زنند ، اگر آواز خوانی این باشد ، من هم می توانم آلبوم های جدیدی از موسیقی های به اصطلاح جدید تولید بکنم که خودشان هم ، با قیافه منتقدین و کارشناسان خبره ، از آن اثر موثر ، تعریف و تمجیدهای آنچنانی بکنند ، آنها نه حنجره ی شجریان و شهرام ناظری را دارند و نه مانند آواز خوان های قبل از انقلاب هستند بلکه افراد ی کم تجربه ی هستند که جویای نامند و در این میان ، فرهنگ و موسیقی ِ مظلوم ماست که نابود می شود .
همت کمیلی
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 1 خرداد 1395 ساعت: 20:38
مردمان ترک یا تُرک ها یا تورک ها (به ترکی: تؤرک لَر) مردمانی از نژاد زرد می باشند که گرچه در گذشته بیشتر در شرق چین و مغولستان قرار داشتند ولی اینکه بر اثر مهاجرت ها و تهاجم ها در آسیای غربی، بخش هایی از اروپای شرقی نیز ساکن شده اند. آن ها به زبان هایی از خانوادهٔ زبان های ترکی تبار سخن می گویند
خاستگاه اصلی مردمان ترک تبار، شرق چین و مغولستان بوده و این مردمان زرد پوست مغول سان به تدریج و با مهاجرت و قهر و غلبه در غرب آسیا، خاورمیانه، آناتولی و اروپای شرقی سکونت یافتند. و بخش های بزرگی از مردم هندواروپایی نواحی جدید نیز ترک زبان کردند. بررسی دی ان ای در ترکیه نشان می دهد که مردم ترکیه نوادگان مردم مختلف ساکن آناتولی مانند یونانی، ارمنی، قفقازی (آسیانی) و کرد میباشند که در سده های معاصر ترک زبان شده اند و از لحاظ ژن از نژاد ترک (زردپوست مغول سان) بهره بسیار کمی برده اند. کمتر از ۱۰% مردم ترکیه دارای این نژاد می باشند. در مورد ترک زبانان آذربایجانی نیز این قضیه صادق است که از لحاظ ژن به سان مردم ایرانی و قفقازی هستند .
بسیاری از اقوام ترک شده و ترک زبان، زبان ترکی را بر اثر ارتباط و آمیزش با ترک زبانان اخذ کرده اند، ( شبیه اتفاقی که در جاهایی مثل مصر و تونس و... شد که مردم آن نواحی با آن که عرب نژاد نبودند بر اثر قهر و غلبه اعراب زبان اصلی و مادری خود را از دست دادند و عرب زبان شدند و بدین وسیله در هویت عربی استحاله شدند . جالب این است که حتی بعضی ازاین عرب شده ها در تفکرات پان عربی و تعصب عربی از اعراب واقعی که ساکنان حجازند گوی سبقت را ربودند ! شبیه بعضی از ترک شده ها ) .
به هر حال اصطلاحاتی چون «خلق های ترک» و «ترکان» به مفهوم قوم ترک و زرد پوست نیستند و نام ترک نیز فقط جنبهٔ زبانی دارد.
از میان اقوامی که امروزه ترک نام گرفته اند بسیاری از اقوام ایشان ، در تاریخ قدیم هیچ گاه خود و قوم خود را ترک نمی نامیدند. در مورد بخشی از این اقوام ساکن آسیای میانه تنها پس از وارد شدن نظریه پان ترکیسم توسط آرمینیوس وامبری یهودی و فرستاده پنهانی وزارت خارجه بریتانیا به عثمانی این نام رفته رفته برای این اقوام نیز رواج یافت. این اقوام عبارتند از :
باشقیرها، تاتارها، ناگایباک ها، قزاق ها، قره قالپاق ها، نوقای، کرائیم، قره چای بالکار، کومیک، کریمچاک، آلتایی ها، اغوزهای واردشده به آذربایجان، قاجارها، شاهسون ها، قره داغ ها، قره پاپاخ، قشقایی ها، افشارها، خلج ها، گاگوز، اورومچی ها، توینی، توفالارها، شورها، خاکاس ها، تاتارهای چولیم، ازبک ها، اویغورها، سالارها، اویغورهای ساری، چوواش ها، یاکوت ها، دولگان ها و غیره.
اما در خصوص مطلب اصلی ما که جنایتهای پان ترکیسم است . ابتدا بهتر است شمه ای از اندیشه های پان ترکیست ها را بیان کنیم ، پان ترکیستها به طور خلاصه طرفدار این اندیشه اند که همه سرزمین هایی که ساکنان آن به یکی از زبان هایی که ریشه آن ها به زبان های مغولی آلتایی (شامل زبانهای ترکی، مغولی، تونگوزی)می رسد یکپارچه شوند . نخستین بار از سوی یک خاورشناس مجارستانی یهودی تبار بنام آرمینیوس وامبری در دهه ۱۸۶۰ ساخته و مطرح گشت. وامبری رایزن سلطان عثمانی شده بود ولی در نهان برای لرد پالمرستون و دفتر امور خارجه بریتانیا کار می کرد. ساختن و مطرح کردن این اندیشه از سوی وامبری و بریتانیا در اصل به منظور ایجاد یک کمربند از آلتائی زبان ها در جنوب روسیه بود تا مانعی شود برای گسترش و رخنه روسها به مستعمرات انگلیس در هندوستان. بعدها یهودی ها و صهیونیست های دیگری کار وامبری را ادامه دادند از آن جمله نویسنده یهودی فرانسوی بنام لئون کاهون به شکل دهی و تبلیغ پان ترکیسم پرداخت. پس از او به نویسنده یهودی انگلیسی برمی خوریم بنام آرتور ل. دیوید که در کتاب خود کوشید تا به ترک زبان ها حس برتری نژادی و نژادپرستانه بدهد. این ایده در اوایل سده بیستم از طریق ترکان جوان در امپراتوری عثمانی شکل گرفت.
پان ترکیسم و تاریخ سازی و شخصیت تراشی :
یکی از سیاست های اصلی پان ترکیستها تاریخ سازی یا به عبارت دیگر سرقت تاریخ و جعل تاریخ و نیز شخصیت سازی است ؛ به گفته ولادیمیر مینورسکی خاورشناس روس : «هر جا که پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند»مینورسکی ضمن انتقاد از روش مورّخان پان ترکیست، بیان می دارد که «مسائل علمی حل نشده ای در زمینة فرهنگ اقوام شرق باستان» بستری برای جعل تاریخی و توجیه مقاصد ایدئولوژیک پان ترکیسم فراهم ساخته است .
در ایران پان ترکیسم بر روی چند موضوع به گونه ای برجسته متمرکز شده است و این جریانات مورد تحریف و وارونه نمایی در جهت مصادره به مطلوب اندیشهٔ پان ترکیسم قرار گرفته است :
۱. ضعیف نشان دادن و وابسته کردن زبان پارسی تنها به قوم پارس ( در حالیکه قومی به نام پارس هیچگاه وجود خارجی نداشته است و زبان پارسی زبان همه اقوام ایرانی بوده است . آنها می کوشند کم نقش زبان پارسی به عنوان زبان رسمی و مشترک تمام اقوام ایرانی را کم رنگ نشان دهند .
۲. نشان دادن تباری غیر ایرانی برای قوم آذری (درحالی که آزمایش های DNA نشان می دهد آذری ها بیشتر ایرانی و سفید پوست هستند که ترک زبان شده اند نه ترک و زرد پوست )
۳. ارائهٔ آمارهای جمعیتی غیر از آمار رسمی کشور نظیر ۳۰ میلیون ترک ساکن در ایران
۴. یکسره رد کردن وجود اصطلاح و تبار آریایی و تاریخ ایران باستان و همچنین القاء این موضوع که واژه و نام ایران پیشینه ای ندارد
۵. تحریف قراردادهای ترکمنچای و گلستان و اشاره به دو تکه شدن کشوری به نام آذربایجان در پی این قراردادها
۶. ترک خواندن مادها، سکاها، سومری ها، عیلامی ها، اورارتویی ها، میتانی ها، مانناییان، تورانیان، اشکانیان، سغدی ها، مولانا، ابن سینا، نظامی گنجوی، فارابی بابک خرمدین و... ، درصورتی که خاورشناسان و تاریخدانان ترکتبار بودن اقوام ذکر شده را همیشه رد کرده اند .
۷. تاختن به بزرگان و نام آوران فرهنگی و تاریخی کشورهای پیرامون به ویژه ایران
۸. دست بردن در جای نامها برای مصادره این نامها به سود خود: اورمو (ارومیه)، باکی (باکو)، فارسستان (ایران)، افشاریورد (خراسان)
از کسانی که چنین تفکراتی را القا می کنند کسی چون دکتر پروفسور زهتابی است . ( آخرین و معروفترین اثر دکتر پروفسور زهتابی کتاب «تاریخ دیرین ترکان ایران (ایران تورکلرینین اسکی تاریخی)» به ترکی است. وی در این کتاب مدعی شده است که از هفت هزار سال قبل ترکان در آذربایجان زندگی کرده اند. وی سومرها، ایلامی ها، کاسی ها، قوتتی ها، خزرها، لولویی ها، اورارتوها و غیره را از اقوام ترک آن زمان می نامد. وی می گوید :
می توان گفت که همه محققان تاریخ باستان برآنند که سومریان از آسیای میانه یعنی از موطن اصلی ترکان به بین النهرین مهاجرت کرده اند.
در کتاب آمده است که این اقوام ترک اختراعات مهمی همچون خط و چرخ و فلزات داشته اند. آنها بودند که روز را به ۲۴ ساعت و هر ساعت را به ۶۰ دقیقه و هر دقیقه را به ۶۰ ثانیه تقسیم کردند. آنها بودند که دایره را به ۳۶۰ درجه تقسیم کرده و نسبت های مثلثاتی را کشف کردند و سرانجام اقوام ترک یاد شده بودند که برای اولین بار قانونگذاری را در جوامع خود وارد کردند.
کتاب که در عنوان خود عبارت «دکتر پرفسور محمدتقی زهتابی» را دارد, با مجوز وزارت ارشاد تاکنون چندین بار به زبان اصلی و ترجمه به فارسی تجدید چاپ شده است. محل اخذ عنوان «دکتر پرفسور» در کتاب ذکر نشده است ) .
پان ترکیست و جعل جغرافیا و جمعیت :
پان ترکیستها در آستانه زوال امپراطوری عثمانی درصدد برآمدند یک کشور یک دست ترک بسازند و بدین منظور اقلیت های غیر ترک را مجبور به مهاجرت از موطن اصلی خود کردند و بجای آنان ، اقوام ترک و یا اقوام ترک شده را به جای آنان ساکن کردند . در خلال این مهاجراندن ها که اغلب با خشونت و سبعیت و نیز تجاوز جنسی به زنان و دختران صورت می بست شمار قابل توجهی از اقلیت های غیر ترک به کام مرگ فرستاده شدند .
در ادامه ما به پنج نسل کشی اقلیت های غیر ترک که توسط پان ترکیستها به وقوع پیوست اشاره می کنیم .
کشتار ایرانیان :
یکی از اولین کشتارهای های ترکان ، کشتار ایرانیان از قرن پنجم تا قرن هفتم و هشتم است . متاسفانه این نسل کشی مغفول مانده است . نسل کشی و وحشی گری اقوام ترک تا حدی بوده است که اصطلاح ترکتازی در زبان فارسی برای بیان وحشیگری است .
سخن گفتن از کشتار ایرانیان توسط ترکان مجالی جداگانه و واسع می طلبد و نیازمند مقاله ای مجزا است اما ما در اینجا بخش هایی از شعر یکی از شاعران را که نشاندهنده ترکتازی و وحشیگری و کشتار ایرانیان به دست تیره ای از این اقوام زرد پوست مغول سان است ذکر می کنیم ، این قصیده غرا زبان حال اهل خراسان است خطاب به پادشاه زمان پسر خوانده سلطان سنجر که در سمرقند ساکن بود :
به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر
نامهٔ اهل خراسان به بر خاقان بر
نامه ای مطلع آن رنج تن و آفت جان
نامه ای مقطع آن درد دل و سوز جگر
نامه ای بر رقمش آه عزیزان پیدا
نامه ای در شکنش خون شهیدان مضمر
قصهٔ اهل خراسان بشنو از سر لطف
چون شنیدی ز سر رحم به ایشان بنگر
خبرت هست که از هرچه درو چیزی بود
در همه ایران امروز نماندست اثر
خبرت هست کزین زیر و زبر شوم غزان
نیست یک پی ز خراسان که نشد زیر و زبر
شاد الا بدر مرگ نبینی مردم
بکر جز در شکم مام نیابی دختر
مسجد جامع هر شهر ستورانشان را
پایگاهی شده نه سقفش پیدا و نه در
به خدایی که بیاراست به نامت دینار
به خدایی که بیفراخت به فرت افسر
که کنی فارغ و آسوده دل خلق خدا
زین فرومایهٔ غز شوم پی غارت گر
رحم کن رحم بر آن قوم که نبود شب و روز
در مصیبتشان جز نوحه گری کار دگر
رحم کن رحم برآن قوم که جویند جوین
از پس آنکه نخوردندی از ناز شکر
رحم کن رحم بر آنها که نیابند نمد
از پس آنکه ز اطلسشان بودی بستر
رحم کن رحم بر آن قوم که رسوا گشتند
از پس آنکه به مستوری بودند سمر
به دلیل همین یورش ها و قتل و غارت هاست که در زبان فارسی اصطلاح " ترکتازی " به معنای وحشی گری ، غارتگری و ناغافل هجوم آوردن است . جالب اینکه نظامی گنجوی که پان ترکیستها وی را ترک می دانند یکی از بیشترین بکاربرنده های اصطلاح ترکتازی است :
بر آن مه ترکتازی کرد نتوان
که بر مه دست یازی کرد نتوان
نظامی ، خمسه ، خسرو شیرین
می کرد بوقت غمزه سازی
برتازی و ترک ترکتازی
نظامی ، خمسه ، لیلی و مجنون
بر رهش عشق ترکتازی کرد
فتنه با عقل دست یازی کرد
نظامی ، خمسه ، هفت پیکر
کس از بیم شه ترکتازی نکرد
بدان لعبتان دست یازی نکرد
نظامی ، خمسه ، شرف نامه
حال تاریخ گذشته و فراموش شده کهن را فرو می گذاریم و به سراغ نسل کشی های پان ترک ها در قرن حاضر می رویم .
۱) نسل کشی ارامنه :
که خود ارمنی ها آن را جنایت بزرگ می نامند، به نابودی عمدی و از پیش برنامه ریزی شده جمعیت ارمنی ساکن سرزمین های تحت کنترل امپراتوری عثمانی در اثنای جنگ جهانی اول (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی) توسط پان ترکیست های عثمانی و رهبران و پیروان قیام ترکان جوان اطلاق می شود. عملیات در قالب کشتارهای دسته جمعی و نیز تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجبات مرگ تبعیدشدگان را فراهم آورد، انجام می پذیرفت. امروزه تعداد کل قربانیان نسل کشی ارامنه حدود یک و نیم میلیون نفر برآورد می شود. ( گرچه از آنجا که مقامات ترک اجازه وارسی آرشیو تاریخ جنگ را به گروه مستقل تحقیقاتی ندادند ممکن است این برآوردها چندان دقیق نباشد ) امروزه نسل کشی ارامنه به عنوان بزرگترین نسل کشی قرن بیستم شناخته می شود.
در این واقعه علاوه بر دستگیری و اعدام ارامنه، جمعیت بسیار زیادی از مردان، زنان و کودکان ارمنی از خانه و کاشانه خود تبعید، بدون هیچ دسترسی به آب و غذا به قصد مرگ وادار به راهپیمایی در مسیرهای طولانی و بیابانی شدند. و متاسفانه به این هم اکتفا نشده و زنان و کودکان در طول تبعید کرارا مورد تجاوز و آزار و اذیت جنسی قرار گرفتند . دولت ترکیه علیرغم عدم انکار چنین واقعه ای از پذیرفتن این واقعه با عنوان «نسل کشی برنامه ریزی شده » سرباز می زند. ترکیه معتقد است که در آن سالها علاوه بر ارمنی ها ترکهای بی دفاع نیز قربانی آشفتگی ها شده اند.
اخراج ارامنه اغلب اوقات با غارت ، تجاوز جنسی و کشتار همراه بود . خیلی از اخراج شدگان کشته شدند ، یا از گرسنگی و بی سرپناهی در راه ارودگاه های نزدیک دیرالزور x96شهری در نزدیکی رودخانه فرات در کشور سوریه امروزی x96 جانشان را از دست دادند . چندین هزار نفر از گرسنگی و بیماری در ارودگاه های اسرای جنگی x96که در آنجا ساخته شده بود جانشان را از دست داد ند .
محققان نسل کشی ی ارامنه توسط پان ترکیستها را به سه دلیل می دانند :
۱ به دلیل جغرافیایی : چرا که ارمنیان همچون دیواری آهنین میان ترکهای عثمانی و ترک زبانان قفقاز و اران و ترکان آن سوی دریای خزر بودند، قرار گرفته بودند. در واقع ارمنی ها تنها قومی بودند که در برابر تهاجم ترکان هویت خویش را حفظ کرده بودند و ترک نشده بودند .
۲ دوم اینکه ترکیه که در آستانه تولد از دل امپراطوری چند فرهنگی و دینی و غیرناسیونالیستی عثمانی بود برای اینکه بتواند کشوری یک دست و با هویت یکپارچه و کامل ترکی درست کند ناچاربود که اقلیت های بزرگ در این کشور را نیز نابود کند و یا به نحوی از کشور خود برانند.
۳ سوم اینکه پاره ای ارامنه برای ایجاد دولت مستقل در خاک ترکیه تلاش می کردند و از این رو مورد سوءظن مقامات ترک قرار گرفتند .
جنگ جهانی اول فرصت مناسبی به ترکان جوان داد تا از پوشش آن برای رسیدن به مقاصد خود بهره گیرند . و سرانجام در سال ۱۹۱۵ طی یک برنامه از پیش ریخته شده، نژادکشی ارمنیان را به مرحله اجرا درآوردند ( برنامه ای که به اعتقاد عده ای الگویی برای نازی ها در جنگ دوم جهانی شد ). نابودی ملت ارمنی توسط پان ترکیست ها و ترکان جوان ، که خود را از نسل گرگ خاکستری می دانستند ، به شکلی دقیق و محرمانه طرح ریزی و اجرا شد. در راس این طرح محمد طلعت پاشا وزیر کشور، اسماعیل انور پاشا وزیرجنگ و احمد جمال پاشا وزیر دریاداری ترکیه قرارداشتند. اینان برای پیشبرد هدف های خود به دولت آلمان وابسته شده بودند. دولت ترکیه برای اجرای این طرح کمیته ای سه نفره تشکیل داد که اعضای آن بهاالدین شاکر، شکری و دکترناظم بودند. این طرح در سال های ۱۹۲۳ ۱۹۱۵ در ارمنستان غربی که تحت اشغال امپراتوری عثمانی بود، به اجرا در آمد و طی آن بیش از یک و نیم میلیون از مردم بی دفاع ارمنی از زن و مرد و پیر و جوان قربانی شدند و حدود یک میلیون نفر دیگر در سراسر جهان پراکنده شدند.
بنا بر این طرح نخست کلیه مردان ارمنی از ۱۵ سال تا ۵۰ سال را که توان داشتند، به بهانه بردن به جبهه های نبرد به ارتش فرا خوانده شدند. در آنجا آنها را خلع سلاح کرده و به گردانهای بیگاری در پشت جبهه منتقل کردند.
در ۲۴ آوریل ۱۹۱۵، حدود ۳۰۰ نفر از متفکران، نویسندگان، رهبران، و سیاست مداران ارمنی از جمله دانیل واروژان، سیامانتو، و روبن سواک در استانبول دستگیر و پس از انتقال به کشتارگاه ها بطرز فجیعی بقتل رسیدند. همچنین در همان روز حدود ۵۰۰۰ نفر از ارامنه بی دفاع را در استانبول به کشتارگاه فرستادند که این سرآغاز قتل عام دسته جمعی مردم بی دفاع ارمنی بود به ویژه مردانی که به عنوان سرباز در پشت جبهه به بیگاری کشیده شده بودند.
ترکان عثمانی در ۲۷ ماه مه ۱۹۱۵ قانون تبعید ارمنیان به موصل و سوریه را منتشر کردند. ماموران دولت، باشندگان شهرها و روستاهای ارمنی نشین را مجبور به جایی کرده و به دروغ به آنها گفته می شد که چون در منطقه جنگی قرار دارند می بایست برای حفظ جانشان به جاهای امن تری منتقل شوند. به آنها حتی فرصت نمی دادند که غذا و لوازم ضروری را با خود بردارند. آنان گروه های ارمنی را که بیشتر شان زنان، کودکان و سالخوردگان بودند، به طرف صحرای مرکزی سوریه درمنطقه درالزور درنزدیکی شهر حلب راندند که تعداد زیادی از کودکان، پیرزنان و پیرمردان در مسیر راه در اثر گرما، گرسنگی و تشنگی طاقت نیاورده و مردند. از سوی دیگر برای اجرای کامل کشتار ارمنیان مردان را از زن و بچه یشان جدا کرده، به طرز فجیعی قصابی می کردند و زنان و دختران جوان را برای نیات جنسی با خود می بردند. آنهایی هم که از خود مقاومت نشان می دادند، بطور وحشیانه ای می کشتند.
۲ ) نسل کشی یونانیان :
در طول جنگ جهانی اول و پیامدهای آن (۱۹۲۳ ۱۹۱۴) که منجر به فروپاشی امپراتوری عثمانی گردید، پان ترکیست های عثمانی و ترکان جوان که در سودای ساخت کشوری جدید و با هویت کاملا ترکی بودند علاوه بر قتل و عام ارامنه دست به کشتار همه جانبهٔ جمعیت یونانی باقی مانده در امپراتوری عثمانی (که در آن زمان بیشتر در شمال آناتولی ساکن بودند) زدند. این عملیات شامل کشتار مردم عادی و تبعیدهای اجباری زنان و بچه ها نیز بود که در خلال این تبعیدها به دلیل نبود آذوقه و دشواری راه جان می باختند. بنابر منابع متعدد صدها هزار یونانی مستقر در عثمانی در خلال این تبعید اجباری توام با بی رحمی و قساوت جان باختند و تنها شمار کمی از نجات یافتگان به کشورهای همسایه به ویژه روسیه پناهنده شدند. با این حال پس از پایان جنگ های یونان و ترکیه (۱۹۲۲ ۱۹۱۹) بیشتر بازماندگان نسل کشی در خلال قراردادهای میان دو کشور در سال ۱۹۲۳ از زمین های خود رانده شده و به یونان فرستاده شدند.
دولت کنونی ترکیه به عنوان وارث امپراتوری عثمانی، مدعی است که دلیل انجام این اعمال از سوی دولت عثمانی چیزی جز دفاع از خود نبوده است. دولت مردان ترکیه همچنین ادعا می کنند «از آن جایی که دولت عثمانی احساس کرده بود یونانی ها با کشورهای دشمن آن ها، از جمله روسیه همکاری می کنند یا به نفع آن به جاسوسی می پردازند با این کشتارها به دفاع از خود برخاسته است.
آناتولی یا همان آسیای کوچک، در زمان وقوع جنگ جهانی اول از نظر بافت جمعیتی نژادهای گوناگونی را در برمی گرفت که شامل ترک، کرد، ارمنی، یونانی، آشوری و یهودی می شد و این با آرمان پان ترکیست ها و ترکان جوان که خواهان کشوری کاملا ترک بودند منافات داشت لذا از فترت جهانی طی جنگ جهانی اول استفاده کرده به قتل و عام اقلیت هایی که احتمال داشت در آینده دردسر ساز شوند دست زدند.
در تابستان سال ۱۹۱۴ تشکیلات مخفی عثمانی متشکل از سردمداران دولت و افسران ارتش، دستور داد که تمام پسران جوان یونانی که تازه به سن سربازی رسیده بودند را از تراس و مناطق غربی آناتولی به عنوان کارگر به اردوگاه های کار اجباری منتقل کنند. مکان هایی که صدها هزار جوان یونانی جانشان را در آنجا از دست دادند. ارتش عثمانی در یک برنامه از پیش تعیین شده این جوانان را صدها مایل به مناطق داخلی آناتولی کشاند و آن ها را به اجبار به کارهایی همچون راهسازی، ساختمان سازی، حفر تونل و دیگر کارهای سنگین و دشوار می گماشت، ولی تعداد آن ها با گذشت زمان به شدت کاهش یافت که از دلایل آن می توان به سختی و دشواری کار، بیماری و از همه مهمتر رفتار خشن و مستبدانه مراقبان و افسران ترک اشاره کرد که گاه منجر به کشته شدن کارگران می گردید. این برنامهٔ کار اجباری بعدها به دیگر مناطق یونانی نشین آناتولی از جمله پونتوس (شمال آناتولی) نیز راه یافت.
اردوگاه های کار اجباری با تبعید باقی مردم یونانی از خانه هایشان به مناطق دوردست تکمیل می شد، به گونه ای که در خلال این پیاده روی های اجباری بسیاری به دلیل نبود آذوغه و خستگی در میان راه جان می باختند. همچنین در این بین برخی شهرها و روستاهای یونانی نشین توسط ترک ها محاصره شده و اهالی آن ها را قتل عام می کردند. به عنوان مثال می توان به قتل عام شهر فوکا اشاره کرد. این شهر که در غرب آناتولی و ۲۵ مایلی شمال غربی ازمیر واقع شده است در ۱۲ جون ۱۹۱۴ مورد حمله ترکان قرار گرفت به گونه ای که تمام ساکنان شهر اعم از مرد و زن و حتی بچه ها قتل عام شده و سپس اجساد آن ها را از بالای دیوار شهر به پایین پرتاب کرده بودند.
روش های متعددی مورداستفاده توسط ترکان عثمانی در نسل کشی یونانیان و ارامنه قرار گرفت که از آن جمله می توان به تبعیدهای اجباری قربانیان که بدون آذوغه و در مسافت های طولانی انجام می گرفت و نیز گرسنگی دادن به قربانیان در اردوگاههای کار اجباری اشاره کرد.
کشتار و تبعیدهای اجباری سامانمند و از پیش تعیین شدهٔ یونانیان مستقر در آناتولی توسط ترکان عثمانی (برنامه ای که در سال ۱۹۱۴ بدان جامهٔ عمل پوشانده شد) سبب ایجاد بستر اولیه برای جنایات مرتکب شده توسط هر دو ارتش ترکیه و یونان در خلال جنگ های یونان و ترکیه (۱۹۲۲ ۱۹۱۹) شد. رشته جنگ هایی که با تصرف شهر ازمیر توسط نیروهای یونانی در می سال ۱۹۱۹ آغاز گشت و تا آتش سوزی بزرگ ازمیر در سپتامبر ۱۹۲۲ ادامه یافت. در این بین شماری از مردم ترک نیز درخلال تسلط نیروهای یونانی بر قسمت های غربی آناتولی (از مه ۱۹۱۹ تا سپتامبر ۱۹۲۲) مورد کشتار و جنایت قرار گرفتند. همچنین جمهوری خواهان ترک نیز به فرماندهی آتاترک در خلال جنگ چه قبل و چه پس از بازپس گیری شهر ازمیر(درسال۱۹۲۲) دست به کشتار گسترده مسیحیان به خصوص یونانیان و ارامنه مستقر در آناتولی زدند.
گزارش های زیادی به تشریح کشتارهای از پیش برنامه ریزی شده، تجاوز و تعدی به دختران و زنان و کودکان ، و سوزاندن آنها یا به فروش رساندن آنها می پردازند. همچنین در این یادداشت ها نام عوامل اصلی نسل کشی نیز به دفعات ذکر شده است که از مهمترین آن ها می توان به: «محمود شوکت پاشا»(نخست وزیر وقت عثمانی)، «رآفت بی»، «طلعت پاشا» و «انور پاشا» اشاره کرد.
بر اساس مدارک به جامانده، ترک ها از سال ۱۹۱۴ میلادی ۱٫۵۰۰٫۰۰۰ ارمنی و ۵۰۰٫۰۰۰ یونانی که شامل مردان، زنان و حتی کودکان بودند را با خونسردی تمام به طرز فجیعی سلاخی کردند. هر چند همانند تمام نسل کشی ها هیچ توافق نظری مبنی بر اینکه دقیقاً چه تعداد یونانی در نتیجهٔ برنامه نسل کشی ترکان عثمانی کشته شده اند وجود ندارد اما به طور جامع پذیرفته شده است که حدود ۵۰۰ هزار یونانی در خلال سال های ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۳ در نتیجهٔ قتل عام ها و تبعیدهای اجباری جان خود را از دست داده اند.
در دسامبر سال ۲۰۰۷ انجمن بین المللی محققان نسل کشیبه عنوان اولین و خبره ترین سازمان در مورد مسائل نسل کشی مصوبه ای را به تصویب رساند که بر طبق آن کشتار یونانیان مقیم عثمانی به وسیلهٔ ترکان در طول سال های ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۳ رسماً «نسل کشی» خوانده شد. استفاده از واژهٔ «نسل کشی یونانیان» این موضوع را به اثبات می رساند که یونانی های مقیم عثمانی نیز به همراه دیگر گروه های اقلیت دینی و نژادی و زبانی منطقه از جمله ارامنه و کردها و آشوریان از اهداف پاکسازی های نژادی ترکان عثمانی بوده اند. این نتیجه در روز ۱ دسامبر ۲۰۰۷ به تصویب رسید و درنهایت در روز ۱۶ دسامبر گزارش رسمی آن توسط انجمن (IAGS) برای عموم مردم پخش گردید. مصوبهٔ سازمان (IAGS) با رای موافق اکثریت اعضای انجمن به تصویب رسید. با این حال تعداد اندکی از اعضای انجمن معتقد بودند که اعلام رسمی چنین نتیجه ای هنوز نیازمند تحقیقات تخصصی بیشتری است.
تا کنون بناهای یادبود متعددی به منظور گرامی داشت یاد و خاطره حدود ۵۰۰ هزار قربانی نسل کشی در سرتاسر یونان برپا گردیده است. همچنین در برخی کشورهای دیگر از جمله آلمان، کانادا، ایالات متحده، قزاقستان و اخیراً استرالیا نیز تندیس ها و بناهایی بدین منظور ایجاد شده است .
۳ ) نسل کشی کردها :
نسل کشی سومی که با رهبری گروه ترکان جوان و پان ترکیست ها به منظور از بین بردن هویت غیر ترکها و اخراج آنها از سرزمین اجدادیشان و جایگزینی ترکها بجای آنها صورت گرفت نسل کشی کردها بود. ترکان جوان این برنامه را در طول جنگ جهانی اول اجرا کردند که در طی آن ۷۰۰ هزار کرد مجبور به جابجایی اجباری شدند که در میان این جابجایی های اجباری ۳۵۰ هزار نفر از آنان از بین رفتند. کردها توسط گروه ترکان جوان مجبور به راهپیمایی های مرگ آور شبیه به آنچه برای ارامنه اتفاق افتاد شدند.. کشتار ۳۵۰ هزار کرد به درستی نشان می دهد که آنچه سبب نسل کشی ارامنه و یونانیان شد نه غیر مسلمان بودن آنان بلکه غیر ترک بودن آنها بوده است و اساسا لاییک های پان ترک تعصب و غیرتی به اسلام نداشتند که حال بخواهند کسانی را به دلیل غیر مسلمان بودن به قتل رسانند.
۴ ) نسل کشی آشوریان :
به کشتار جمعی آشوریان در دولت عثمانی گفته شود. این نسل کشی تحت حکومت ترکان جوان و نیروهای عثمانی صورت گرفت. آسوریان شمال میانرودان بویژه منطقه حکاری و ارومیه توسط نیروهای عثمانی میان سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ مورد کوچ اجباری و قتل عام واقع شدند.
گر چه دلایلی که برای این کشتارها ارائه می شود متفاوتند، اما به نظر می رسد همان دلایلی که منجر به کشتار یونانی ها و ارامنه و اکراد شد ، منجر به کشتار آشوریان هم شد یعنی چون پان ترکیستهای ترکیه، معتقد بودند مردم غیر ترک از قبیل ارمنی ها و یونانی ها و کردها و آشوری ها تهدیدی برای هویت ملی و ناسیونالیستی ترکیه بشمار می آیند و به این علت شمار زیادی از آنها را به تبعید و کوچ اجباری توام با شدت و غلظت و ذلت و تجاوز و تعدی جنسی واداشتند . در این جابجایی انسان های فراوانی از بی آبی و گرسنگی تلف شدند. ترکیه این مسئله را اتفاقی و ناخواسته عنوان می کند.
نویسنده ایرانی، محمدعلی جمال زاده که در آن زمان از برلین رهسپار بغداد بوده این رویدادها را از نزدیک دیده و مشاهدات خود را ثبت کرده است. همچنین عبدالحسین شیبانی وحیدالملک در کتاب خود به نام خاطرات مهاجرت (ص ۸۷) مشاهدات عینی خود در این باره را باد کرده و از کوچاندن اجباری مردم مسیحی از سوی عثمانیان و بدرفتاری و تلف شدن زنان و کودکان در بیابان شمال سوریه گزارش می دهد.
۵ ) نسل کشی علوی ها :
طی سالهای ۱۹۳۷ تا ۱۹۳۸ در مناطق کرد نشین ترکیه از جمله استان تونج ایلی، استان الازیغ،استان بینگول جنبشی به رهبری سید رضا آغاز گردید که توسط دولت ترکیه با شدت تمام سرکوب شد. در این سرکوبی که به کشتار درسیم معروف است و می توان آن را نسل کشی علوی ها نام برد ، تعداد ۶۵،۰۰۰ ۷۰،۰۰۰ کرد علوی کشته و هزاران نفر نیز تبعید شدند.
همچنین این جنبش دلیلی است بر نگاهی که دولت ترکیه تا سال ۱۹۹۱ بر کردها داشته است. در تلاشی برای انکار هویت کردها دولت ترکیه تا سال ۱۹۹۱ کردها را جزو ترک های کوهستانی رده بندی می کرد.
نتیجه و سخن پایانی :
در خصوص آنچه ما در این مقاله آوردیم تذکر چند نکته ضروری است : اول اینکه اکثر مطالب ما با استفاده و استناد از مدخل های متعددی در دانشنامه آزاد " ویکی پدیا " است که منابع آن در ذیل هر مدخل نیز ذکر شده است و علاقه مندان می توانند به آن منابع و مآخذ مراجعه کنند .
دوم اینکه شاید این پنج نسل کشی برای عده ای ثقیل بیاید اما اگر توجه کنیم که پان ترکیستها خود را از نسل گرگ خاکستری به نام " آسنا " می دانند دیگر این سبعیت ها و تجاوزها و آدم کشی ها جای شگفتی ندارد چون سبعیت در ذات گرگ هست و اقتضای طبیعتش می باشد.
سوم اینکه قصد ما این است که نشان دهیم پان ترکهایی که امروز متاسفانه به دلیل سر بالا رفتن آب مدعی فرهنگ و تمدن و قدمت تاریخی و پیشرفت کنونی شده اند دستشان به چه جنایتهایی آنهم در قرن بیستم ، و نه مثلا در هزار سال ، پیش آلوده است .
چهارم اینکه دولت اشغالگر و جعلی ترکیه ( دولت ترکیه از لحاظ جعلی بودن شباهت زیادی به اسراییل دارد که با اخراج ساکنان اصلی سرزمین آناتولی ، یعنی یونانی ها و رومی ها در غرب آناتولی و ارمنی ها و کردها در شرق آناتولی ، برای خود کشور دست و پا کرد با این تفاوت که یهودیان در گذشته دور واقعا در فلسطین ساکن بودند در حالیکه ترک ها جایگاه اصلیشان سین کیانگ چین است و هیچ گاه در خاورمیانه جایگاهی نداشتند ، البته شباهت دیگر ترکیه به اسراییل این است که ترکیه نیز همانند اسراییل غده سرطانی منطقه است که رشدی سرطان وار دارد و در ترکیزه کرده مناطق دیگران قدرتی عجیب و سرطانی دارد ).
به هر تقدیر ترکیه برای یکصدمین سالگرد تشکیلش برنامه های متعدد و مفصلی در دست دارد که جا دارد ما ایرانیان به شدت مراقب عملکرد این دولت جعلی جدید باشیم وگرنه بازنده اصلی در بازی قدرت طلبی ترک ها خواهیم بود .
پنجم اینکه ملت ایران علی رغم داشتن دشمنی و بغض نسبت به پان ترکها و پان عربها و پان احمق های دیگر ، در طول تاریخ دستش به هیچ جنایت بزرگ و نسل کشی و... آلوده نیست و نه تنها آلوده نیست بلکه ۲۵۰۰ سال پیش کوروش ذوالقرنین محبوب خدای قرآن اولین بیانیه حقوق بشر را اعلان می کند و این نشان می دهد که ملت ایران ملت با فرهنگ و متمدنی است .
و نکته آخر این که جا دارد ۱۲ مهرماه ، که برابر با ۱۶ تشریتو بابلی است ، و سالگرد ورود کوروش ذوالقرنین به بابل و آزادی قوم یهود و صدور بیانیه معروف به بیانیه حقوق بشر کوروش است ؛ به عنوان روزِ " مهر و مروت و مدارا " نامگذاری شود ، به ویژه آنکه ۱۲ مهرماه مصادف با ایام جشن مهرگان نیز می باشد و مهم تر از آن سالروز میلاد مظهر مروت و فتوت ، حضرت علی (ع) نیز به سال شمسی ۹ مهرماه می باشد ، بنابراین اعلام روز ۱۲ مهرماه به عنوان روز " مهر و مروت و مدارا " کاملا تناسب دارد و زیبنده است .
مهرداد احمدی ورامینی
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 1 خرداد 1395 ساعت: 20:38
مقدمه :
اندیشیدن به چیستی و چونی هنر که آن را هنر اندیشی و یا به اصطلاحی جدیدتر فلسفه هنر می نامند ، تنها به نزد یونانانیان موجود است ولیک پیش از ایشان نیز فی المثل در میان ایرانیان نیز هنر اندیشی هایی موجود بوده است. اما با شِما و شمایل فلسفی تنها از آن فیلسوفان یونان است . در این مقاله کوتاه ابتدا نیم نگاهی داریم به زندگی افلاطون ، نخستین فیلسوف بزرگی که آثارش برای ما مانده ، و سپس می پردازیم به فلسفه هنر وی و البته در این میان نیز ناگزیریم که نظری گذرا به نظام فلسفی افلاطون اندازیم چرا که فلسفه هنر افلاطون در ذیل و ظل منظومه فکری وی جای می گیرد و معنا می یابد.
زندگی افلاطون :
افلاطون در سال ۴۲۸ ق. م در یک خانواده اشرافی و اصیل آتنی پا به دنیا ، دنیایی که بعدها آن را غیر حقیقی و غیر اصیل دانست ، گذاشت. نام اصلی او«آریستوکلس» بود و نام افلاطون، بعد ها به خاطر تن تنومندش به او داده شد. وی در بیست سالگی برای تکمیل معارف خود شاگرد سقراط شد. این مصاحبت و شاگردی به مدت ده سال ادامه یافت. پس از محاکمه و اعدام سقراط در سال ۳۹۹ ق . م از آتن هجرت کرد و به گشت و گذار در آفاقِ عالم پرداخت و در این مسافرت ها چیزها دید و درس ها آموخت و البته خطرها نیز از سر گذراند .
افلاطون « وقتی که به سال ۳۸۷ پیش از میلاد به آتن برگشت ، مردی چهل ساله بود که در اثر تجربه اقوام مختلف و حکمت ممالک متعدد به بلوغ فکری رسیده بود ... او برای بیان افکار خود وسیله مکالمه را ابداع کرد » ( دورانت ، ۱۳۷۰ : ۱۶ ) افلاطون علاوه بر ابداع مکالمه و گفت و شنفت به عنوان روشی فلسفی یک آموزشکده معرفتی نیز در آتن بنیان گذاشت که به آکادمی نامبردار شد . آکادمی افلاطون جوانان را از شهرهای دور و نزدیک به سوی خود فراخواند و محفلی شد برای فکر و فهم و معرفت. یکی از این جوانان، ارسطو بود که بعدها در زمره بزرگ ترین فلاسفه جهان قرار گرفت. افلاطون با آنکه رییس آکادمی بود ، به تدریس نیز می پرداخت و شاگردانش از درس های او یادداشت ها برمی داشتند. بسیاری از آثاری که امروز از او یادگار مانده، حاصل این یادداشت هاست.
سرانجام افلاطون پس از حدود ۸۰ سال زندگی در سال ۳۴۷ ق . م چشم از جهان فروبست .
فلسفه هنر و زیبایی افلاطون :
ابتدا باید به این مطلب توجه داشته باشیم که زیبایی در گفت و شنفت های افلاطون تنها در آثار هنری تجلی نمی یابد . در واقع آنچه ما امروزه اثر هنری می خوانیم به نزد افلاطون « یکی از نتیجه های کار و تولید آدمی بود ، در حد تخنه یا فن جای می گرفت و هیچ تفاوتی با دیگر فرآورده های فن آوری انسانی نداشت . درست به همین دلیل افلاطون می توانست چنان ساده و راحت درباره نتایج اجتماعی اثر هنری نظر دهد ». ( احمدی ، ۱۳۸۷ : ۵۴ )
اما در خصوص منظومه فلسفی افلاطون که گفتیم فلسفه هنر و زیباییش در مدار آن می گردد ؛ این که ، این منظومه ستاره ای دارد که آن ، عالم مثل یا جهان ایده هاست که افلاطون آن را طی تمثیل غار در ابتدای کتاب چهارم جمهوری ارائه می کند. افلاطون در این نظریه بیان می کند که هر آنچه در این جهان محسوس هست سایه ای است و شبحی است از آنچه در جهان ایده و عالم مثل جای دارد . ( صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی ) .
این اندیشه را باید محور نظام فلسفی افلاطون تلقی کرد که عده زیادی آن را تحسین نموده و بزرگترین ابتکار وی شمرده اند و شماری نیز از آن انتقاد کرده و بابت آن بر افلاطون عیب گرفته اند . ارسطو که از جمله دسته دوم است ، می گوید : « افلاطون مثال را از محسوس منتزع نموده و واقعیت معقول را بدون جهت و سودی از مضاعف کردن محسوس ابداع کرده است و انسان را مواجه با دو واقعیت ساخته بدون این که بتوان فهمید چگونه می توان از یکی یه دیگری منتقل شد ». ( برن ، ۱۳۶۳ : ۴۹ ) در دوران جدید نیز نیچه و هیدگر بر عالم ایده و مثل افلاطونی ایراد گرفته و از آن به عنوان « خطای نخستین و بزرگ افلاطون » یاد کرده اند ( احمدی ، ۱۳۸۷ : ۵۷ ) . به هر تقدیر بحث اصلی ما نقد مثل افلاطونی نیست بلکه می خواستیم نقش محوری آن را در اندیشه افلاطون روشن کنیم .
دیدیم که افلاطون جهان محسوس را ، سایه و شبح و تقلیدی می شمرد از عالم مثل و ایده ، ُطرفه آنکه افلاطون در خصوص هنر نیز قایل است که هنر نیز سایه و تقلیدی است از همین جهان محسوس . از این رو تصریح می کند که : « اثر هنری فقط یک خیال و تصور است : تقلیدی از واقعیت آرمانی است و بنابراین از دیدگاه وجود شناسی محکوم است » . ( شالومو ، ۱۳۸۶ : ۲۷ ). البته اینجا لازم به تذکر است که لفظ تقلید یا میمه زیس ، که اُس و اساس شکل گیری اثر هنری است از نظر افلاطون ، یکی از پیچیده ترین اصطلاحات در زیبایی شناسی وی است زیرا « معنای اصلی آن پیوسته با حرکت دیالکتیکی قبض و بسط می یابد و به همین سان است مترادف های نزدیک و جانشین آن یعنی : متکسیس ( بهره مندی ) ، هومویوزیس ( همانندی ) و پاراپلزا ( شباهت ) » . ( بیردزلی ، ۱۳۸۷ : ۳ )
به هر روی افلاطون شان هنر را ، حکایت گری و تقلید از طبیعت می شمرد و از هنرمندان با عنوان طایفه مقلدان یاد می کند و بدان سبب که خودِ طبیعت را نیز حکایتی از عالم ایده ، که عالم حقیقت هست ، می داند « از همین جاست که هنرها در مرتبه دوم دوری از حقیقت صور جای می گیرند » . ( بیردزلی ، ۱۳۸۷ : ۴ )
در واقع می توان گفت که افلاطون دل خوشی از هنر و هنرمند ، بدان سبب که انسانها را از حقیقت بعید تر می کنند ، ندارد . و لذاست که عذر هنرمندان را از مدینه فاضله اش می خواهد و ایشان را از آرمانشهر رویایی بیرون می کند تا این حق دورکن ها ، موجبات تباهی و گمراهی اهالی مدینه فاضله و به خصوص جوانان را فراهم نیاورند .
رضا مهریزی
منابع :
۱- احمدی ، بابک ( ۱۳۸۷ ) حقیقت و زیبایی : درس های فلسفه هنر . تهران : نشر مرکز .
۲- برن ، ژان ( ۱۳۶۳ ) افلاطون . ترجمه سید ابوالقاسم پور حسینی . تهران : موسسه نشر هما .
۳- بیردزلی ، مونرو و جان هاسپرس ( ۱۳۸۷ ) تاریخ و مسایل زیباشناسی . ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی . تهران : انتشارات هرمس .
۴- دورانت ، ویل ( ۱۳۷۰ ) تاریخ فلسفه . ترجمه عباس زریاب . تهران : سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی
۵- شالومو ، ژان لوک ( ۱۳۸۶ ) نگره های هنر : فلسفه ، نقد و تاریخ هنر از زمان افلاطون تا روزگاران ما . ترجمه حبیب الله آیت اللهی . تهران : انتشارات سوره مهر .
برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 1 خرداد 1395 ساعت: 20:38